1405/04/25 20:35
میارجل
ایران ت.ک 1399/09/20 01:58 زمان مطالعه: 6 دقیقه بازدید: 1,282 (0)

یادداشت عثمان یاراحمدزهی، فعال اجتماعی بلوچ/ طرح تقسیم استان، نتیجه مدیریت کارآمد یا زوال روند مدی

عثمان یاراحمدزهی از فعالین اجتماعی بلوچ، طی یادداشتی به راهکار های مدیریتی برای بهبود شرایط بدون تقسیم استان و همچنین به مزایا و معایب تقسیم استان پرداخته است.

پایگاه اطلاع رسانی میارجل: با جدی تر شدن طرح تقسیم استان سیستان و بلوچستان، نوع واکنش‌های فعالین و نخبگان بلوچستان درباره این طرح قابل توجه بوده است. پایگاه اطلاع رسانی میارجل در سلسله گزارش های تلاش می کند که به دلایل مخالفت و یا موافقت فعالین و چهره های سیاسی و فرهنگی بلوچ با طرح تقسیم سیستان و بلوچستان بپردازد تا در فضای تضارب اندیشه‌های درون بلوچستانی، بیشتر ابعاد این طرح برای عموم مردم آشکار شود.

عثمان یاراحمدزهی از فعالین اجتماعی بلوچ، طی یادداشتی به راهکار های مدیریتی برای بهبود شرایط بدون تقسیم استان و  همچنین به مزایا و معایب تقسیم استان پرداخته است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی میارجل، متن کامل یادداشت این فعال اجتماعی بلوچ به شرح ذیل است:

«پس از آنکه چندین سال از صحبت های مبنی بر تقسیم استان سیستان و بلوچستان میگذرد، نهایتاً اخیراً با وصول طرحی در مجلس شورای اسلامی در مورد تقسیم استان که نام دو تن از نمایندگان استان در خصوص موافقت و پیشنهاد این طرح در آن بین دیده می‌شد، مجدداً نقد، بررسی و تحلیل فعالین استانی را به خود جلب کرد و بازار آن در شبکه های اجتماعی گرم شد.

 از آنجا که این موضوع فوق العاده حیاتی و مهم برای استان و مردم است، لازم می‌دانم در خصوص راهکار های مدیریتی برای بهبود شرایط بدون تقسیم استان و نهایتاً چند مورد از مزایا و معایب تقسیم استان را با کمال احترام به دیدگاه های فعالین و نخبگان بیان کنم؛

امر مدیریت که به واسطه راهکارهای مناسبِ آن میتوان یک سازمان را اداره کرد، بسیار بیشتر از دیگر موارد در مورد تقسیم استان پهناور سیستان و بلوچستان به چشم می‌خورد.در واقع منظور از مديريت، مدیریت سازمانی ست که نیازمند یک فرهنگ متناسب با روند مدیریتی آن است. بنابراین هدف از بیان فرهنگ سازمانی تحلیل و بررسی فرهنگ سازمانی موجود در استان است و برای شناسایی آن باید ارزش‌های موجود در آن جامعه را سنجیده و مورد اهمیت قرار داد.
در وهله بعدی برای تغییر روند مدیریتی آن سازمان باید الگوی سازمانی مطلوبی ترسیم و تعیین شود تا با توجه به چهارچوب راهنما اقدام به تغییر روند فرهنگ سازمانی کرد.
در اقدام بعدی پس از شناسایی فرهنگ سازمانی موجود و مطلوب به مقایسه ان دو پرداخته و اگر تفاوتی در این بین دیده شود باید درصدد از بین بردن شکاف مدیریتی اقدام کرد. این بخش، مهم ترین بخش عملی فرهنگ مدیریت سازمان است.
 
در وهله آخر، پس از اينكه فرهنگ موجود سازماني به فرهنگ مطلوب سازماني تغيير كرد بايد فرهنگ مطلوب در سازمان گسترش يابد و كليه اعضاي سازمان تحت تأثير فرهنگ مطلوب قرار گيرند.
 
پس واضح است كه محيط، ارزشها و اعتقادات بر روي فرايند مديريت فرهنگ سازماني موثر است، گرچه كه هدف سازمان ها در هر جامعه و منطقه ای در راستاي اهداف حكومت به عنوان نماينده جامعه شكل مي گيرد اما نباید ارزش ها، اعتقادات، مناسک، فرهنگ و نظرات نخبگان، علما، اندیشمندان و بزرگان را نادیده گرفت.
بنابراين مديريت بدون توجه به مقتضيات و شرايط محيط بيروني امكانپذير نمي باشد، پس باید تصمیم نهایی سازمان جمع بندیِ نظرات جمعی و کارشناسی شده باشد.

چند مورد در خصوص راهکار، معایب و محاسن تقسیم استان؛

۱.برای ترسیم یک فرهنگ سازمانی یا مدیریت صحیح می توان از روند رو به رشد شهر ها و استان های مختلف ایران را در نظر گرفته و روند مدیریتی آن را تا جایی که متناسب با شرایط محیط استانی باشد اعمال کرد.

۲.با توجه به ترسیم روند مدیریتی سالم و صحیح و در نظر گرفتن شرایط محیطی به دور از تبعیضات منطقه ای و قومی، استفاده از ظرفیت نخبگان استانی، نظرات عالمانه و نهایتاً خدمت صادقانه بدون هیچ گونه نگاه تبعیضی، دیگر نیازی به تقسیم استان نخواهد بود.

۳. اگر استان تقسیم شود، بدون شک همان طور که یک استانداری تبدیل به چهار استانداری می شود و به مراتب شغل های دولتی زیادی ایجاد شده و بسیاری از فعالان و متخصصان می توانند برای این مناصب دولتی انتخاب شده و شروع به کار کنند. البته ناگفته نماند که اگر به سه یا چهار استان تقسیم شود، آیا قرار است تمامی مناصب دولتی در سه یا چهار استانداری از افراد بومی استان باشد یا همچون گذشته یا اندکی مثل حال بسیاری از افراد والامقام بومی نباشند! زمانی که برای تمامی این مسئله ها فکر و برنامه ریزی شود و بدون محدودیت برای همگان قابل دیدن باشد، آنگاه میتوان کنی بهتر در خصوص تقسیم استان فکر کرد البته اگر نگاه مدیریتی و فرهنگ سازمانی تغییر کند دیگر نیازی به این امر نیست.

۴. در گذشته ما شاهد بودیم که قسمت هایی از این استان جدا شده و به استان های خراسان، کرمان و هرمزگان واگذار شده است.اگر شرایط هر یک از بلوچ ها یا سیستانی هایِ ساکن در سه استان را بررسی کنیم، متوجه خواهیم شد که نه تنها پیشرفتی در راه رفاه، آموزش و امکانات آنان صورت نگرفته بلکه به مراتب بدتر هم شده است. از جمله معایب آن از بین رفتن، زبان و فرهنگ اصیل آنان در طی چند دهه اخیر بوده است که اگر این روال ادامه دار باشد تا چند دهه دیگر هیچ گونه اثری از ثبات فرهنگی آنان وجود نخواهد داشت.

۵.با اشاره به سخن ماندگار حضرت شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید (حفظه الله)، به جمع بندی طرح تقسیم استان دست می‌یابیم؛ «تقسیم نمی‌تواند مشکلات این استان را حل کند، ریشه مشکلات این استان در نوع بعضی نگاه ها و دیدگاه هاست»
به زعم بنده اگر نگاه ها و تصمیم گیری مناصب دولتی برای امورات استانی به دور از تبعیضات مذهبی، قومی، منطقه ای باشد و فرهنگ مدیریت سازمانی را اعمال کنند، بدون شک نتیجه به دست آمده،  مثبت و نیک خواهد بود.»

*لازم به ذکر است که انتشار یادداشت ها در پایگاه میارجل به منزله تایید آن نیست و این پایگاه خبری تلاش می‌کند که در موضوع تقسیم استان، گفتگوهای بلوچی- بلوچی شکل گرفته تا ابعاد این طرح برای افکار عمومی مردم بلوچستان بیشتر تبیین شده و زمینه ای برای ایجاد اجماع و تصمیم واحد نخبگان و فعالین بلوچ فرآهم شود.

خبرهای مرتبط

نظرات کاربران

0 نظر
امتیاز خبر:
(0)
دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از ارسال توهین، تبلیغات و اطلاعات شخصی خودداری کنید.
لینک مستقیم