1405/04/25 19:43
میارجل
ایران خانم حسن زهی 1399/09/25 04:42 زمان مطالعه: 11 دقیقه بازدید: 3 (0)

جامعه بلوچستان سرشار از هنجارهای اجتماعی مثبت است//فاقد عکس تزیینی/ سریعا بارگذاری شود//از این به با

بلوچ ها نسبت به هنجارهای جامعه خود متعهد و پایبند هستند

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی میارجل،مانند  هر قوم دیگر بلوچ ها هم دارای هنجارهای قومی مثبت یا منفی بوده اند. هنجارهای اجتماعی(میراث معنوی) که ارزش های ماندگار این قوم هستند، از نسلی به نسل دیگر رسیده اند و برای بلوچها اهمیت زیادی دارند.در این گزارش به بعضی از شاخص‌ترین هنجارهای اجتماعی مثبت قوم بلوچ اشاره خواهیم کرد که خواندن آن برای همراهان میارجل خالی از لطف نیست.

 

مزن و مستری یعنی احترام به بزرگان از هنجارهای مثبت:

بزرگان با افراد باتجربه قوم را احترام می‌کردند و در امور مهم از آنها مشورت می گرفتند.در جلسات با اجازه بزرگان صحبت می‌کردند و دستورات آنان را بدون چون و چرا اجرا می کردند. مخصوصاً اگر مشکلی داشتند، راه حل آن را از بزرگان جویا می شدند. گفته های مشهور زیر شاهدی بر این مدعاست: مُشکِلِین کاران ریش کماشان پِیسَر کَنِیت:یعنی در امور مشکل نظر بزرگان ارجح است. نَی که چَه اِیشانی گُپتارا کار دیگر کَن اِیت:یعنی نباید از پند آنها سرپیچی کنید. مواردی در تاریخ این قوم هست که بزرگان و شیوخ نقش بسزایی در راهنمایی مردم داشته اند. از جمله در حماسه لَلا و گراناز  پیداست که در اثر اختلاف انگیزیِ بدخواهان و دروغگویان رابطه زناشویی این  دو خدشه دار شد  اما با وساطت و راهنمایی شیوخ و بزرگان قومی اختلاف آنها رفع شده و دوباره به زندگی سعادتمند خود برگشتند. زمانی شیوخ، چاکر سردار طایفه رند و دیگر افراد طایفه را نصیحت کردند که از جنگیدن با گوهرام منصرف شوند و به صلح تن در دهند اما رندان هستند از پند شیوخ سرپیچی کردند. در پی این بی‌توجهی رندان جنگ را با پشیمانی باختند و افراد بی‌گناه زیادی را به کشتن دادند.

 

تشکیل جلسه مشورتی برای انجام امور مهم(شَور):

 

شَور یا مشورت یکی دیگر از هنجارهای مثبت قوم بلوچ بود که در انجام امور مختلف مخصوصاً در تصمیم گیری برای اقدام به جنگ،کوچ و مهاجرت جلسه مشورتی تشکیل می دادند که نقش رئیس و بزرگان قبیله یا طایفه در این جلسات کلیدی بود نمونه بارزی از از این مشورت در جلسه ای که با حضور چاکر برای اعلان جنگ به گوهرام تشکیل شد پیداست.

 

حفظ حیا خود و احترام به حیای دیگران از اولویت های قوم بلوچ:

حفظ حیا و پاکدامنی(هَیا)و احترام به حیای دیگران از اولویت‌های فرهنگی مردم بلوچ بوده است. هم مردان و هم زنان، پاکدامنی را سرلوحه رفتاری خود قرار می دادند و آن را افتخاری برای قوم،قبیله و طایفه و خانواده خود می‌دانستند. برای نمونه به نقل از یادگاری،۱۳۸۶ در منظومه شهداد و مهناز،مهناز در تعریف از پاکدامنی خود به عنوان یک زن بلوچ چنین می گوید:

 من همان درخت انجیر پهن برگم

 که در قله کوهها روییدم

بیشتر اوقات را سرشاخه گذراندم

من بلندترین درخت باغم

 که سرم را هیچ بادی تکان نداد

و باران های تند تابستانی هم مرا خیس نکردند

 معنی کلام مهناز آن است که شکوه یک زن بلوچ آنقدر بلند است که هرگز دوار تردامنی نمی‌شود.زنان بلوچ هم مانند مردان برای خود جایگاه ارزشی خاصی قائل بودند و تمایل داشتند در تمامی صحنه‌های زندگی از آنان به عنوان شیرزال(شیرزن)یاد شود.

 

دعای خیر(دُوا هیر) در فرهنگ بلوچ جلوه آشکاری داشته است:

دعای خیر برای سعادت فرد در فرهنگ بلوچی از جلوه‌ها آشکاری برخورد است. یکی از بهترین دعاهای خیر از سوی مادر در حق فرزند حلال کردن حق شیر مادری است که در زبان بلوچی به آن شیر پَهِل کَنَگ می‌گویند از این گونه  موارد در فرهنگ بلوچی فراوان است. به عنوان نمونه به نقل از یادگاری ۱۳۸۶، در منظومه میرکنبر مادر میرکنبر زمانی حق شیر خود را برای کنبر می بخشد که او برای آزادی اسیران از چنگ مهراب لنگ اقدام کند. کنبر همین کار را می کند و جان خود را بر سر این راه می گذارد و افتخار این دعای خیر را کسب می‌کند. در فرهنگ اصطلاحات بلوچی،جملات دعایی بسیاری برای دعای خیر وجود دارد که در اینجا به تعدادی از آنها اشاره می شود:هُدا نانِت گرم و آپِت سرد کَن یعنی خداوند نان گرم و آب سرد نصیبت نماید. هُدا سیر مُرادت بکن یعنی خداوند کامیابت نماید. هُدا مهدی جهانت بکن یعنی تا جهان پایدار است پایدار بمانی.

 

کار دسته جمعی(هَشَر) از هنجارهای کاربردی قوم بلوچ:

شرکت دسته جمعی برای انجام کارهایی مانند ساختن سدها،ییل بندها،خانه‌سازی،کاشت و دروی محصولات کشاورزی،برگزاری مراسم عروسی و پروسه، یکی از یادگارهای پیشینیان به نسل‌های بعد تر بوده است که در فرهنگ بلوچی به آن هشر می‌گفتند. آثاری از این پدیده فرهنگی هنوز در زندگی بعضی از برای بلوچ ها دیده می‌شود. درباره هشر ضرب المثلی به صورت زیر وجود دارد: کارا هشره  کنت و نانا هشره وارت یعنی افرادی که دسته جمعی کار کنند می‌توانند کار را تمام کنند و این جمع افراد هم همه خوراک هارا می خورند(تمام می‌کنند).

 

بجار کمک مالی به شخصی که اقدام به کاری بزرگ میکند:

بجار نوعی کمک مالی است به شخصی که اقدام به کاری مانند جشن عروسی می کند و یا متحمل خسارت شده است. در ضرب المثلی می گویند:گڈ گدڈ انت و بجار بدل، گدڈ نوعی گدایی است اما بجار نوعی معاوضه است.(به عبارت دیگر اگر شما کسی را در مشکلات یاری کنید او هم در عوض در مشکلات به شما یاری می رساند). از طرفی کسی که نیاز به کمک ضروری داشت بدون ملاحظه به هر نوع محدودیت به یاریگری او می پرداختند. مثلاً بجار دادن به کسی که نیازمندی فوری داشت از اولویت‌ها بود.

 

باجی دادن مواد غذایی برای نشان دادن اینکه به یاد هم هستند:

برای خوشحالی همسایه و یا خویشاوندان نزدیک مقداری از مواد غذایی به صورت خام یا پخته را به آنها را تقدیم می کردند تا به این وسیله نشان دهند که آنها فراموش نکرده اند. گفته مشهوری به صورت زیر وجود دارد: نه تَیی باجیگا هَکیرینا،من لیڈهی کوهانگی نَرُدینان،بله هاترُن وش انت مه هیالانی: یعنی با باجی اندک تو من کوهانی چون کوهان شتر نر بر نمی آورم،اما فقط خاطرم از نظر روحی شاد می شود. البته همیشه توصیه می شود که به خود متکی باشند و به اصطلاح به امید همسایه ننشینند. این اصطلاح گاهی به صورت بهر و باجی هم شنیده می‌شود۔ هدیه به صورت تقدیم کالاها رایج بوده و هست که به آن ٹیکی می‌گویند. بلوچ ها همیشه آزادیخواه بوده اند و بندگی را نمی پذیرفته اند(آزاتی)بلوچ آزادی خواه بودند و داغ بندگی و بردگی کسی راحت تر امکان بر پیشانی خود تحمّل نمی‌کردند به عبارت دیگر به هیچ کس اجازه نمی دادند که آن آزادی آنان را سرکوب کند در واقع می‌دانستند که از وابستگان اقوام ایرانی هستند و یکی از معانی واژه ایرانی آزاد است آزادترین کبود کبوتر آزاد در فرهنگ مردم نشان از آزادگی هم هست.

 

بلوچ ها همیشه سعی می کردند آینده نگر باشند(دورچاری):

با توجه به تجربیاتی که از گذشته‌های پرماجرا،مهاجرت‌ها،جلاوطنی ها به دست آورده بودند،گذشته را چراغ راه آینده قرار می داده اند به عبارت دیگر آینده دیگر بودند. دو ضرب المثل زیر شاهد این ادعا هستند هر منبع نزیک مچار هشتر ببه و دور بچار یعنی خر نباش و جلوی پایت را نگاه نکن،شتر باش و دور را نگاه کن. اول شور کن گڈا دور کن یعنی اول مشورت کن بعد اقدام کن.

 

مردانگی و صبر از افتخارات قوم بلوچ بوده است:

مردانگی از افتخاراتی بود که مردم بلوچ خود را به آن مفتخر می دانستند. به اعتبار همین صفت ویژگی های شجاعت،سخاوت،رازداری،استقامت و غیره را در خود زنده نگه می داشتند. به علاوه آنها مردانگی را در یاری رساندن به برادران(افراد قوم) در مشکلات حتی با نثار جان می دانستند. همچنین صبر و بردباری و رویارویی با مشکلات زندگی در طول اعصار و قرون و مهاجرت و جلاوطنی و بی توجهی و ظلم دولت های مرکزی به بلوچ آنها را در تحمل مشکلات مردم بردبار ساخته بود گذشتگان روحیه بردباری را برای آیندگان همیشه توصیه می‌کردند.

 

بلوچ‌ها در دفاع از ناموس و مال خود تا پای جان ایستادند(گیرت و مالی دیمپانی):

بلوچ ها همیشه در دفاع از ناموس و مال خود تا پای جان ایستادند. البته در شرایط غیر ممکن از مال و حتی سرزمین خود چشم می پوشیدند اما ناموس و آبروی او را به هیچ قیمتی حتی به قیمت جانشان معاوضه نمی کردند. ضرب المثل های زیر شواهدی بر این ادعاهاست:

جوهر بلوچی گیرت انت یعنی همان بلوچ دارای جوهره بلوچی است که غیرت دارد.

ماله پناه آبرو کن،آبروه پناه مال مکن یعنی مال را فدای آبرو کن، اما ابرو را فدای مال نکن.

در خاطرات است که شخصی به نام تیجو بقالی هندی بود و قصد بی حرمتی به یک بانوی بلوچ را داشت. آن بانو در مبارزه‌ای شجاعانه تیجو را از خود دور نگه داشت و مرد بلوچی سررسید و تیجو را قطعه قطعه کرد. در محاکمه از آن مرد می پرسند که چرا دست به چنین اقدامی زده است،آن مرد در نهایت خونسردی جواب میدهد به خاطر غیرت بلوچی.

 

صلح جویی و زندگی صلح آمیز از خصوصیات بارز قوم بلوچ(سهل سندی):

صلح جویی و ارزش‌گذاری به زندگی صلح آمیز و دور از جنجال خواسته همیشگی مردم این سامانه بوده و در جهت آن تلاش می‌کردند. دریغ که زیاده خواهان گاهی فرصت زندگی صلح آمیز را از مردم بلوچ گرفته و آنان را درگیر کشمکش‌ها کرده اند. آنان حتی برای پایان بخشیدن به بزرگترین جنگ‌ها دیوان(جلسه حل اختلافات) می‌گرفتند و به همت دیوان بزرگترین اختلافات را حل و فصل می کردند. افرادی به نام سُهل سند یا سُهل گر مسئولیت حل و فصل دعاوی را به عهده می گرفتند و گاهی از اموال خود برای رفع اختلافات هزینه می‌کردند. شجاعت (مزن دلی) یکی دیگر از صفات بارز بلوچ ها بوده است. آنها از مال و ناموس و وطن خود شجاعانه دفاع می‌کردند و ترس را یکی از بزرگترین ضعف ها می دانستند. گاه بلوچ بودن را برابر با شجاعت می دانستند.

 

مردم بلوچ اگر با کسی پیمان می بستند تا نهایت بر سر پیمان خود می ماندند(وپاداری):

مردم بلوچ دوست داشتند اگر با کسی پیمان بستند تا نهایت به آن پیمان وفادار باشند و به اصطلاح رفیق نیمه راه نباشند. به عنوان نمونه در دوستی ها میل داشتند دوست سختی ها و خوشی ها باشند. در خصوص ثبات در دوستی ها می توان گفت تا زمانی که دوست به آنها خیانت نکرده آنها حاضر بودند همه چیز خود را فدای دوست کنند. اما اگر خیانتی عمدی از طریق دوست به آنها می رسید آن را تحمل نمی کردند. اگر کسی به عهد خود وفا نمی کرد به او بی اهتبار یعنی بی اعتبار می گفتند. گفته های زیر در فرهنگ بلوچی گویای وفای به عهد بلوچ هاست: تُرکی تاسی آپ وارت و سد سالی وپا کُرت یعنی قدحی آب از دست کسی نوشید و تا صد سال به آن کس احساس دین کرد. اگَه لوٹِ دوستا دژمن کَنه، وادَهی کن و وادَها وپا مکن یعنی:اگر میخواهی که دوستت دشمنت شود به او وعده ایی بده و به آن عمل نکن. بلوچ‌ها در خدمتگزاری به کسانی که نسبت به آنها وظیفه داشتند صادق بودند. نمونه های دیگری از هنجارهای مثبت قوم بلوچ وجود دارد که فقط به گفتن آنها در این گزارش بسنده می کنیم:مرام(مڈا)،وقف(وَپک)،ترحم(رَهم)،توکل(تَوکَل)،امانتداری،راستگویی،ساده زیستی(گریبی)، غیرت(گیرت)، قانون(رهبند)، قناعت(کانهی)،ظلم ستیزی(ز‍ُورانی دیمپانی) و اتحاد(یَکویی).

 

گزارش از:شیدا حسن زهی

خبرهای مرتبط

نظرات کاربران

0 نظر
امتیاز خبر:
(0)
دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از ارسال توهین، تبلیغات و اطلاعات شخصی خودداری کنید.
لینک مستقیم