بلوچ ها قومی بزرگ از اقوام با اصالت ایرانی
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی میارجل، گذشته چراغ راه آینده است و تاریخ پنجره ایی است که فراز و نشیب های گذشتگان را در برابر دیدگان ما می گشاید و سرشار از حوادث تلخ و شیرین ، گنجی پر از زیور های گرانبهای تجربه و کانون عبرت ها و مالامال از زندگی و نیروهای حرکت زا است. اسلام به این قسمت از داستان طولانی زندگی بشر یعنی تاریخ آن عنایت خاصی دارد ، بطوریکه مطالعه و بررسی احوال گذشتگان را به عنوان فرازی از آموزه های مهم خویش در متن قانون آسمانی خود جای داده است . همه افراد بشر در تمام دوران ها در سرنوشت یکدیگر تآثیر متقابل داشته و دارند. بنابراین این ره آوردهای تاریخ ، میراث مشترک تمام انسانها است و همه باید در روشنائی درسها و در سایه تجاربی که از داستان گذشتگان حاصل می آید ، امروز و فردایی هر چه بهتر و انسانی تر برای خود و همنوعان خود تدارک ببینند. سرگذشت یک قوم جزئی از بنای عظیم کل تاریخ بشر است و مسلما برای همه و بویژه برای خود آن قوم ارزش خاص خودش را دارد. بلوچ نیز به عنوان قومی بزرگ از اقوام اصیل ایرانی و اسلامی و با سابقه به آشنایی با تاریخ ، تمدن، زبان و فرهنگ دیرینه و اصیل خود به قصد حصول فواید اصلی و انسانی سخت نیازمند تاریخ است. آنچه در گزارش زیر از منظر نگاه شما میگذرد تاریخ پر فراز و نشیب بلوچ این قوم با اصالت آریایی است که خواندن آن برای خوانندگان میارجل خالی از لطف نیست.
مروری کوتاه بر تاریخچه نامگذاری بلوچستان:
نام بلوچستان در کتیبههای بیستون و تختجمشید داریوش بزرگ هخامنشی، ماکا یا مَکَه آمده و ایالت چهاردهم بوده است. بلوچستان را در زمان ساسانیان، “کوسون” میگفتند اما کهنترین نام آن همان ماکا یا مک است که هرودت آن را مِکیا یا مکیان خوانده است. نامهای ذکر شده تا پس از اسلام در میان مردم معمول بوده است، زیرا در سدهی نخست هجری قمری که عربها بر این سرزمین دست یافتند، “مکران” نام داشت. بدین ترتیب سدهها این سرزمین مکران نامیده شده است و جهانگردان عرب هم به نام مکران از این ناحیه یاد کردهاند. به باور برخی مورخان، بلوچها در گذشتهی بسیار دور از مناطق دیگر به مکران مهاجرت کردهاند و از این زمان به بعد نام بلوچستان از آنان ماخوذ شده است. از این سرزمین در دورههای پیش از اسلام اطلاعات بسیار اندکی موجود است. محتمل است ایرانی زبانان دیر به مکران آمده باشند.

آوردن نام بلوچ ها توسط فردوسی در شاهنامه:
در اواخر دوره ساسانی و اوایل دوره اسلامی شاهنامه برای اولین بار از بلوچی به نام شهسوار یا سیاه سوار نام می برد که توسط فرمانده ای ساسانی به نام ها هرمز به شاه معرفی میشود. شاه سیاه سوار را به فرماندهی نظامی دسته ای از ایرانیان برای جلوگیری از نفوذ اعراب مسلمان می گمارد اما سیاه سوار به وظیفه خود عمل نمی کند و مسلمان می شود و به سپاهیان اسلام خدمت می کند. بعد از سیاه سوار دومین شخص معروف از میان بلوچ ها که از آن نام برده می شود جلال خان معروف به میر جلال خان فرزند هارین است. درباره زمان زندگی او مستندات دقیقی وجود ندارد. آنچه درباره جلال خان مهم است ارتباط نام سه تن از فرزندان وی با نام سه ایل بزرگ به نام های رند،لاشار و هوت است که تقریباً همزمان با دوره صفویه در ایران از ایل های به نام برشمرده می شوند. نامدارن معروفی چون شیهک رند و نودبندگ لاشاری در تاریخ بلوچستان از افراد همین ایل ها هستند. پس از این دو شخصیت نام فرزندان آنها به ویژه چاکر رند فرزند شیهک و گوهرام لاشاری فرزند نوبندگ و بازماندگانشان به ویژه در حوادثی که برای آنها در جنگهای طولانی اتفاق می افتد کمابیش مشخص است. تاریخ بلوچستان تا پیش از زمان شیهک و نوبندگ در حدود ۶۰۰ سال پیش مبهم است.
در قرون اولیه اسلامی وضع مکران آشفته بود:
در قرون اولیه اسلامی وضع مکران بسیار آشفته بود. ماموران حکومت اسلامی تسلط و توجه چندانی به این سرزمین نداشتند و زمینه بروز حکومت های محلی بیشتر مهیا بود.در این زمان بلوچها در حوالی کرمان در همسایگی کوچ ها زندگی می کردند. تاریخ مکران و بلوچستان تقریباً در تمام اعصار و مخصوصاً پس از اسلام همیشه در رابطه مستقیم با تاریخ کرمان بوده است و برای مطالعه تاریخ مکران و بلوچستان آگاهی از تاریخ کرمان ضروری است. یعقوب لیث صفاری که سر از اطاعت حاکم عباسی برتافته بود دست سال ۲۴۷هجری قمری سیستان و در سال ۲۵۰ هجری قمری مکران را تصرف کرد و برادر یعقوب؛ عمرولیث نتوانست از متصرفات او نگهداری کند.طاهر یکی از نوادگان عمرولیث تا سال ۲۹۵ هجری قمری کرمان،سیستان، مکران و فارس را در تسلط خود داشت. پس از طاهر سلسله صفاری رو به ضعف نهاد. بازماندگان صفاریان تا زمان صفویان در بلوچستان از اُمرا محسوب می شدند. به نظر میآید که از زمان دیلمیان به بعد رد پای بلوچها در بلوچستان امروزی دیده میشود. دیلمان،غزنویان، سلجوقیان خوارزمشاهیان،مغول ها و تیموریان به نوبت به بلوچستان حمله کرده و گاهی کامیاب شدند و گاهی ناکام اما هرگز پایه های حکومت آنها در بلوچستان محکم نشده است. تنها بازماندگان صفاریان بودند که توانستند در چند جای بلوچستان بمانند. با روی کار آمدن دولت صفوی عمارت ملک های صفاری هم در بلوچستان فرو ریخت.

حضور دولت صفوی در بلوچستان پر رنگ بود:
حضور دولت صفوی در بلوچستان نسبت به دولتهای پیشین پر رنگ تر بود. شاه عباس صفوی در سال ۹۹۵ قمری به پادشاهی رسید و از سال ۱۰۰۵ قمری گنجعلی خان را به حکومت کرمان منصوب کرد. در سال ۱۰۲۲ قمری برای تصرف بلوچستان به حدود بمپور لشکر کشید و با ملک شمس الدین از بازماندگان ملکهای صفاری درگیر شد.ملک شمس الدین در قلعه بمپور تسلیم شد. گنجعلی خان او را به دربار شاه عباس فرستاد.دیگر حاکمان بلوچستان مانند حکام قصرقند، فنوج و دزک با سپردن گروگان و بستن پیمان فرمانداری از شاه ایران از هجوم گنجعلی خان در امان ماندند. در زمان شاه سلیمان صفوی تعدادی از عشایر بلوچستان علیه حکومت مرکزی صفویان قیام کردند در نهایت بلوچ ها برای شکست دولت صفوی با افغانها متحد شدند. دولت صفویه در نتیجه یک شورش داخلی سقوط کرد. از آنجا که در این حرکت بلوچها همکاری نزدیکی با افغانها داشتند و در هنگام دولت مستعجل افاغنه مسئولیتهایی به سرداران بلوچ واگذار گردید، تا آنجا که یکی از سفیران اشرف افغان به دربار عثمانی، سرداری از بلوچها بود. در حکومت نادرشاه افشار و بلوچها در جنگ با افغان ها و فتح هند به کمک اپ شتافتند و به پاس این همکاری ها مدارج و حکمرانی یافتند. در زمان نادرشاه افشار پایه های حکومت محلی کلات در بلوچستان ریخته شد. نام رسمی بلوچستان را نادرشاه و رسمیت بخشید و حکومت خانه کلات نادر شاه تایید کرد. پس از قتل نادرشاه در سال ۱۳۶۰ قمری در بلوچستان غربی بخشهای زیادی از آن تحت حکومت حکام درانی افغانستان بود ولی از سال ۱۲۱۰ قمری این مناطق بین حکام محلی تقسیم شد. حوادث جنگ های چاکر و گهرام (موسوم به جنگ رند و لاشار) که حدود ۳۰ سال طول کشید و از داستانی ترین جنگ های بلوچستان است. حادثه مبارزه همل با پرتغالی ها در حدود تیس و کشته شدن همل در زمان صفویان، مهاجرت بلوچ ها از حدود سیستان و بلوچستان شرقی به حدود دادر و سیبی(در پاکستان امروزی) در دوره چاکری،فتح دهلی توسط افراد رند و لاشاری و نقش بانری به عنوان یک زن رزمنده در این فتوحات، حادثه کشته شدن دودا گورگیج فرزند حسن و انتقام گیری برادرش بالاچ از دشمنان دودا،جنگی چاکر کولوایی و همل، جنگ چاکر کولوایی و آدینگ فرزند آلی در همین محدوده زمانیذاتفاق افتاده اند. بعد از جنگ های سی ساله بین رند و لاشار، حکومت آنها ضعیف گشت و میر احمد نامی(از بلوچهای طایفه قمبرانی) به خانی کلات منصوب گشت. بازماندگان این خانی را مستحکم کردند و بیشترین مناطق بلوچستان را تحت سلطه خود در آوردند. در زمان میرنصیرخان نوری از نوادگان میراحمد که از ۱۸۴۰ میلادی تا ۱۸۵۷ بر کلات حکومت کرد. حکومت بلوچها حکومتی به نام و شناخته شده بود و پادشاهان و حکمرانان ایران،افغانستان و سند آن را به رسمیت می شناختند و حکومت بلوچها نخستین بار در تاریخ به صورت دولتی واقعی ضرورت کرد. این حکومت مستقل در تاریخ ۱۳ نوامبر ۱۹۳۹ میلادی (برابر با ۲۲ آبان ۱۳۱۸ خورشیدی) با شهید شدن میرمهراب خان (حاکم وقت کلات) به دست انگلیسی ها به پایان رسید.
در زمان قاجاریه دولت ایران به خان های بلوچستان تمایل پیدا کرد:
در زمان قاجاریه آقاخان محلاتی با همکاری انگلیس بخشی از بلوچستان مانند بمپور را تصرف کرد. دولت ایران به خان های بلوچستان تمایل پیدا کرد و خواست که در مقابل انگلیس خودی نشان دهد. در این زمان ابراهیم خان بمب والی کرمان بود. ابراهیم خان با حمله به بلوچستان بخشهای بزرگی از بلوچستان غربی را گرفت و در اختیار دولت ایران قرار داد. نقش حکومت های افشاری،قاجاریه،پهلوی و جمهوری اسلامی ایران در بلوچستان ایران نسبت به دولتهای قبلی بسیار پررنگ بوده است. دولت زندیه تاثیر قابل توجهی در سرنوشت بلوچستان نداشته است. حکومت های محلی در جایجای بلوچستان به ویژه در بمپور،بنت،نیکشهر،سراوان،کیج،خاران، لس بیله- در زمانهای مختلف سر برآوردند. آخرین بازمانده حکومت های محلی بلوچستان حکومت دوست محمد خان بارکزایی در بلوچستان ایران بود که قدرت او در سال ۱۳۰۷ شمسی توسط حکومت پهلوی با ماموریت امان الله خان جهانبانی خاتمه یافت.
زبان بلوچی از زبانهای مهم ایرانی است:
مهمترین زبان جنوبشرقی ایران، زبان بلوچی است که آن را بهخاطر گونهی کهن بسیاری از واژگان، باید از زبانهای مهم ایرانی برشمرد. زبان بلوچی به زبان پهلوی،اشکانی و نیز پهلوی اوایل دورهی ساسانی نزدیک است، زیرا در اثر سختی رفت و آمد در همهی سدههای گذشته و همچنین نبود آمیختگی با دیگر گویشها، صورت اصلی کلمهها در این زبان پیوسته بدون دگرگونی مانده است. زبان بلوچی از نظر زبانشناسی و نیز شناختن ریشهی بسیاری از واژهها و سابقهی برخی اصطلاحات رایج در زبانفارسی، از منابع مهم بهشمار میرود و میتوان آن را به دو بخش زیر تقسیم کرد:
بلوچی شمالی یا سرحدی: این گویش در نواحی زاهدان، خاش و سیستان متداول است.
بلوچی جنوبی یا مکرانی: در ایرانشهر، سراوان، سرباز، سراوان، نیکشهر، کنارک و چابهار بدان سخن گفته میشود که با وجود تفاوت در بیشتر واژگان، برای افراد هر دو دسته قابل تشخیص است.

نژاد قوم بلوچ آریایی و ایرانی اصیل است:
پژوهشگران بر این باورند که آریاییها در روزگاری بسیار کهن در دشت پامیر، آسیای میانه، ارمنستان، ارتفاعات کارپات، ساحلهای رود دانوب پایین، آلمان، اسکاندیناوی و بهبیان دیگر در شمال اروپا و آسیا زندگی میکردهاند. بعدها یعنی حدود ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد، در اثر زیادشدن جمعیت و یا برخی علتهای دیگر، از این سرزمینها بهمهاجرت پرداخته و هر دسته از آنان بهجانبی رهسپار شده و در آن اقامت گزیدند. گروهی از این قبیلهها از راه خوارزم بهسوی بلخ و پیرامون آن سرازیر شده و در حدود شرقی و شمال شرقی ایران کنونی ساکن شدند. بعدها همین گروه به سوی غرب پیش آمدند و به شعب و قبایل گوناگون بخش شدند. شاهان هخامنشی، بخش اعظم این سرزمینها و اقوامی را که در آن زندگی میکردهاند به زیر فرمان خود درآوردند. در برخی از کتیبههای داریوش از جمله کتیبهی بیستون که در آغاز سال ۵۲۰ پیش از زایش به فرمان وی در صخرهای از کوه بیستون کنده شده از ایالتهای ۲۳گانهی هخامنشی از جمله ماکا (بلوچستان) نام برده شده است. بیتردید قوم سختکوش بلوچ نیز از همین اقوام آریایی جدا شده و پس از گذشتن از بخشهای شمالی بهناحیهی جنوب آمده است. در این مورد نزدیکی زبان بلوچی به زبان باستانی اقوام مادی، موید این نظر است. با توجه به بررسی و اندازهگیریهای انجام شده توسط دانشمندان نژادشناس از درازای بدن همهی طوایف و قبایل از جمله مردم بلوچستان، آشکار شده است که مشخصات نژادی بلوچها و آریاییان کاملاً شبیه و یکسان بوده و درنتیجه قوم بلوچ، ایرانی نژاد و همانند کُرد، لُر، فارس، آذری، تاجیک و… شعبهای از نژاد آریایی هستند. بلوچها، قامتی بلند و کشیده دارند که میانگین بلندی قد آنها به ۱۷۰ و در حداکثر آن، به ۱۹۰ سانتیمتر میرسد، همچنین سر و صورتی پهن با موهای بسیار، جمجمهای بزرگ و بینی کشیده و چشمانی درشت که از ویژگیهای طبیعی و ایرانی بودن آنها است.
گزارش ار:شیدا حسن زهی


نظرات کاربران