1405/04/31 13:05
میارجل
ایران ت.ک 1399/05/23 13:04 زمان مطالعه: 21 دقیقه بازدید: 3 (0)

زیور آلات سنتی بلوچستان از جذابیت تا اصالت

زیورآلات سنتی در بلوچستان آمیخته با ارزش و باورهای مردم بلوچ است

 به گزارش پایگاه اطلاع رسانی میار جل  در ادامه سلسله گزارشات میارجل این بار به سراغ یکی از هنرها، صنایع دستی و میتوان گفت صنعتی کهن به اسم ساخت زیور آلات سنتی بلوچستان رفته است.

 ساخت زیورآلات سنتی یکی از بی نظیر ترین صنایع‌دستی بلوچستان است. تمام مراحل تولید زیورآلات در این استان توسط زرگران با دست انجام می‌شود. همچنین آنها زیورآلات را با نقش های زیبایی که از طبیعت الهام گرفته‌اند، حکاکی می‌کنند.

این گزارش حاصل تحقیقات چند روزه من در مورد این هنر زیبا است که تقدیم خوانندگان همیشگی میارجل میشود

 

 

اصالت و قدمت بارزترین خصوصیت زیور آلات سنتی در بلوچستان است

بنا بر عقيده برخی از باستان‌شناسان، جنوب شرق ايران به‌ويژه بلوچستان يکی از نقاطی است که بر سر راه مهاجرت نخستين گروه‌های انسانی از آفريقا به‌سوی جنوب شرق آسيا قرار داشته و از اين روی يکی از مناطق مهم و کليدی جهت تحقيق درمورد شکل‌گيري نخستين جوامع انسانی به‌شمار ميرود. در منطقه بلوچستان و سيستان و دشت قزوين، آثار كوره‌های ذوب فلز كه شايد قديميی ترين كوره‌های ذوب فلز در جهان باشند ديده شده است. پيدايش عصر مس در ناحيه بين‌النهرين به واسطه معادن موجود در بلوچستان بوده، زيرا در سرتاسر بين‌النهرين ناحيه‌ای يافت نمی شود كه دارای معدن مس باشد، ولي عصر مس در بين‌النهرين پديد آمده است و اما سرتاسر بلوچستان از نصرت‌آباد تا چابهار معادن خيلی قديمی كه مس از آن‌ها استخراج می شده، وجود دارد و در جالوان(جهلوان)معدن طلا ونقره يافت می شود. مس از طريق دريا به سومر حمل شده و به شهرهايی از قبيل اور و غيره برده می شد. به مرز و ذوب مس و ريخته‌گری و صنعت قالب‌سازی و ساخت مجسمه سفالين توسعه يافت. اين فن در طول جاده جنوبی تا سيستان كشيده شد و از آن‌جا به سرزمين بلوچستان و دره سند سرايت كرد. عهد مفرغ در ايران سابقه‌ای تا حدود دو هزار سال پيش از ميلاد دارد. از بررسی های باستان‌شناسی در دره‌سند و غرب آن در بلوچستان، ويرانه‌های تعداد زيادي از قرارگاه‌ها را متعلق به عصر مفرغ پيشين، نشان می دهد كه می توان برای توصيفشان واژه‌ی شهر را به كار برد.

ويل دورانت مي‌نويسد: دكتره فرانكفورت در سال 1932 ميلادی (1311 هـ . ش) در ويرانه‌های يك دهكده بابلی ـ ايلامی در تل اسمار كنونی، مهره‌ها و مهرها سفالی را از زير خاك درآورد كه به نظر او آن‌ها را در حدود 2000 سال قبل از ميلاد، از موهنجودار و به آن‌جا برده‌اند. دكتر هال معتقد است كه سومريان فرهنگشان را از هند گرفته‌اند، ولي هم سومری ها و هم هنديان آغازين را از يك اصل و فرهنگ مشتركی مي‌داند كه در بلوچستان بوده است. بنابراين می توان گفت، كه هنديان و سومريان فرهنگ خود را از بلوچستان گرفته‌اند، و نه تنها اين سرزمين با تمدن نواحی باستان واقع در غرب در ارتباط بوده بلكه با تمدن پيش از تاريخ نواحی شرقی نيز هماهنگی داشت و در حقيقت بلوچستان واسطه‌ تمدن قديم شرق و غرب نيز بوده است.

زيورآلات هميشه هم زيبنده اندام و جامه بوده و هم نشان حشمت و آبرو. زينت آلات مهم‌ترين مايملک زنان ازدواج کرده بوده و هست که به عنوان بخشی از بهای عروسی آن‌ها توسط خانواده داماد به عروس داده می شد. زيورآلات سنتی بلوچستان هميشه بر اساس سفارش ساخته می شود و به دلايل اقتصادی، در روستاها کم‌تر می توان زيورآلات را به صورت آماده يافت. در ساخته‌ها و سفارشات روستایی نقره بيشتر به کار می رود ، حال آن‌که در شهرها طلا رايج‌تر است و وسيله‌ای برای  سرمايه‌گذاری به‌شمار می رود. گذشته از طلا و نقره؛ آميزه‌های (آلياژ) فلزی و مهره‌های  پلاستيک به رنگ طلايی و فيروزه‌اي نيز اغلب به کار مي‌رود. ياقوت‌های مصنوعي هم از رنگ صورتي روشن تا سير خواستاران بسيار دارند، مرواريد مصنوعی و سنگ سفيد در جاهايی که مرواريد در دسترس نباشد؛ معمول است. گاهی اوقات کهربا نيزمشاهده می شود. از ميان سنگ‌های ويژه زينت آلات، فيروزه مصرف بيشتری دارد چون در خراسان معدن آن يافت می شود. منظور از زيورآلات سنتی در بلوچستان، زينت آلات سنتی شهری، روستايی و مردم چادرنشين بلوچستان می باشد، که به‌عنوان يک منطقه فرهنگی در نظر گرفته شده است. براي تزيين اين زيور آلات علاوه بر نصب انواع سنگ‌های قيمتی و نيمه‌قيمتی از نقش‌ها و نگاره‌هايی استفاده مي‌شود، که توسط هنرمند بر روی زيور کنده‌کاری و حک مي‌شود، نقش و نگارها هويت فرهنگی يك قوم را مشخص مي‌كنند. گاهي اين نقشمايه‌ها، نمادها با مضامين خير و مقدس و زمانی نيز موضوعات شر و نامبارك می باشند. به همين دليل نقش وسيله‌ای برای مطرح كردن موضوعی خاص است. بدن انسان و وسايل كاربردی او، اولين سطحي بودند كه نقش بر آن‌ها رسم شد براي اين كار از خطوطی ياری گرفت كه در طبيعت ديده بود. اين نقش‌ها از خطوط محيطی شكسته كوه‌ها، خطوط نرم و منحنی امواج دريا و خطوط عمودی درختان الهام گرفته شد. نقوش كمال‌پذير يا شكل‌پذير بوده و فناپذير نيستند نقوش در طول تاريخ در حال زايش بوده‌اند ولی هميشه در شكل ثابتی باقی نمي‌مانند و دچار تحول و تغيير مي‌شوند.

 

ساختن زیور آلات سنتی داری جذابیت فراوانی است

ساخت زیورآلات سنتی یکی دیگر از صنایع‌دستی بلوچستان است. طلاسازی نیز از هنرهایی است که در بلوچستان رایج است. وجود کوره‌های ذوب در این استان نشان از قدمت هنر فلزسازی در این استان دارد.

هنر ساخت زیورآلات سنتی در این منطقه ترکیبی از هنر میناکاری، مرصع‌کاری، مشبک‌کاری، منبت‌کاری و کنده‌کاری است.

زیورآلات سنتی بلوچستان تنوع بی‌نظیری دارد؛ در (گوشواره)، چوری (النگو)، سربند، کپگو(گردن بند) و تاسنی (سنجاق سینه) برخی از این زیورآلات هستند.

هنوز در بسیاری از شهرستان‌های استان ساخت زیورآلات به صورت سنتی رواج دارد. به‌طوری‌که سراوان با قدمت طولانی‌اش در زمینه طلاسازی به عنوان نخستین زادگاه این هنر در استان مطرح است. ایرانشهر، زاهدان و کنارک هم ازدیگر شهرهای استان هستند که درساخت زیورآلات سنتی پیشتازند.

نقوش استفاده شده در این زیورآلات از طبیعت الهام گرفته می‌شود و زرگران با مهارت خود این نقوش را روی طلا و نقره حکاکی می‌کنند. این زیورآلات که با دست و سنتی ساخته می‌شوند، بین گردشگران داخلی و خارجی طرفداران خوبی دارند.

 

نقش های حک شده روی زیورآلات سنتی بلوچستان دارای مفاهیمی زیبا است

مفاهیم نقش و نگارهای عاميانه بلوچ از ذهن و تخیل او سرچشمه میگیرد،  هنرمند بلوچ بيشتر به آفرينش‌های ذهنی خود توجه دارد چه بسا نقش‌هايی را می آفريند كه صاحب آن نقش را در عمر خود به چشم نديده است. يكی از اين نگاره‌ها، طاووس نام دارد.

هنرمند بلوچ حتی گل را در خيال و ذهن مي‌بيند در حالی که در  محيط پيرامون او گل نيست و حداقل در اول يا آخر نام اعضای خانواده‌اش يك گل چسبيده است. بي‌بي‌گل، ماه‌گل، گل‌خاتون، گل‌پري، گل‌ناز و … گل بلوچی از خطوط هندسی شكل مي‌گيرد. چند مربع، چند مثلث، چند مستطيل، چند لوزي در كنار هم گل می سازند.

عناصر طبيعت مثل ماه و خورشيد (نقوش متاثر از مناظر طبيعی) اين عناصر برگرفته از عوامل طبيعی است. يكی از قديمی ترين عناصر طبيعت كه در ميان اقوام پوشيده مي‌شد «ماه» است. بزكوهي با شاخ‌هايی بزرگ‌تر از اندازه محصول «شبيه هلال ماه» به عنوان نماد ماه ترسيم شده كه گاه فقط شاخ‌ها به‌عنوان نقش نمادی آورده می شد. معمولا در قرآن به چيزهای مهم قسم ياد ميشود كه خورشيد و ماه از آن جمله هستند چرا كه جزر و مد و دريا، محاسبه روز، ماه و سال، نورافشانی و ايجاد حرارت، فرش بادها، رشد گياهان و سبز بودن آن‌ها و … همه از وجود آن‌هاست يكي ديگر از مناظر طبيعی كه انسان‌ها هر شب آن را رويت می كنند، ستارگان هستند نقشی را در زيورآلات به نام ستاره مشاهده می كنيم كه از دو مثلث روي هم قرار گرفته بوجود آورده‌اند .اين نقوش به صورت 7-8 يا  زيكزاكي به طور گسترده در زيورآلات مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

وجود پرندگان نیز در زندگی آدمی بسيار اهميت دارد آدمی از گوشت و تخم پرندگان مثل مرغ، اردك و بوقلمون استفاده می كند. و از پرندگانی چون قناری و بلبل و پرندگان شكاری مثل عقاب برای نقش و سرگرمی استفاده می كند. هنرمند بلوچ بيشتر از نقوش پرندگانی همچون كبك، طاووس و مرغ بهره گرفته است. برخی پرندگان مانند كبوتر سفيد، نشانه راز آلود روز و روشنايی و كلاغ سياه نشانه رازآميز شب و تاريكی شمرده می شود.

 در این نقوش از تصویر خزندگان نیز استفاده میشود، برای مثال: مار جانوری است از راسته خزندگان با بدنی نرم و استوانه‌اي كه در موقع استراحت دور خود چنده می زند در مسافت پاديك و چوری مستقيماً از فرم بدن مار الهام گرفته شده است.

وجود آبزیان هم در این نقوش دیده می‌شود

ماهی جانوري است خونسرد و هميشه در آب زندگی می كند. هنرمند بلوچ ماهی را به صورت اشكال انتزاعی و مجرد در تزيينات به كار برده است.

 

ساخت زیور آلات سنتی در بلوچستان دارای مراحل جذابی است

 در دوران معاصر شيوه ساخت زيور آلات چندان تغييری نکرده است و همچنان برای ساخت زيور آلات از همان روش‌های سنتی استفاده می شود.

 در گذشته هم برای ساخت ابزار و زيور آلات مانند هم اکنون از روش ذوب، ريخته‌گری، چکش‌کاری، پرس ورقه‌های فلزی به‌وسيله دستگاه پرس، استفاده از انواع قالب‌ها و در نهايت حکاکی استفاده می شده است. عمده تفاوت در کار ساخت زيور آلات به تجهيزات کارگاهی باز می گردد، امروزه به جای کوره‌های بلند خشتی، از کوره‌های گازسوز و به جای قالب‌های گلی و سفالی از قالبهای فلزی و چوبی و به جای دستگاه پرس دستی از دستگاه پرس برقی استفاده می شود. در حال حاضر برای تهيه زيورآلات سنتی که در کارگاه‌های کوچک محلی ساخته می شوند، طلا با عيار 24 مورد استفاده قرار می گيرد. اکنون توليد جواهرات نقره‌ای در بلوچستان متوقف شده است و امروزه کار نقره‌کاران به کارهای مرمت(تعمير) مختص می شود. برای ساخت زيورآلات از

شمش طلای آماده و يا از زيور آلات شکسته و خرد شده مشتريان استفاده می شود. طلای مزبور پس از خرد شدن ذوب شده و به‌وسيله قالب ريجه به صورت شمش در میآيد.

ریختن طلای ذوب شده در ریجه مرحله اول ساخت زیور آلات است در مرحله بعد طلا ذوب میشود و شمش‌ها برای پتر شدن؛ چکش‌کاری شده و از دستگاه نورد (چرخ زرگری) عبور داده می شود

پس از اين مرحله بسته به نوع زيور، ورقه طلا به وسيله قالب مناسب فرم داده مي‌شود و سپس الحاقات، برای اتصال زيور به لباس يا بدن ويا اضافه کردن تزيينات مانند برگ، پلوک، گلدانه و ... به‌روی آن نصب مي‌شود.

براي نصب نگين ابتدا محلی که نگين بر روی آن قرار گيرد را  متناسب با نگين سوراخ می کنند و برای محکم و ثابت ماندن آن مفتول‌هايی در محل سوراخ (پشت کار) با لحيم جوش داده می شود، در اين مرحله پرداخت زيور به‌وسيله فرو کردن آن در ترکيب نشادر و شوره برای از بين بردن تيرگی هايی که بر اثر حرارت به‌وجود آمده، انجام می گيرد.

 

مرحله بعدی سوراخکاری برای نصب نگین است

پس از پرداخت، تراش‌کاری تزيينی به‌وسيله مغار بر روي زيور انجام می شود. نگين را که معمولا فيروزه يا ياقوت است مطابق سفارش مشتری يا بنابر سليقه زرگر در جای خود قرار می دهند و قسمتی از طلا را که مانند ديواره‌ایی است، روی نگين بر می گردانند تا در جای خود محکم شود به اين نوع برگرداندن اصطلاحا پل مي‌گويند.

بعد از سوراخکاری نگین گذاری انجام میشود و در پايان زيور ساخته شده را درون ظرف مسی که در حال جوشيدن است قرار داده و مقداري پودر شوينده به آن مي‌افزايند، سپس  با خاک اره آن را خشک مي‌کنند.

در بلوچستان زیورآلات متعدد و زیبایی ساخته میشود

 زیور آلات سنتی در بلوچستان بسیار منحصر بفرد و زیباست که به صورت سنتی توسط زرگران ساخته می‌شود و دارای تقسیم بندی خاصی است که عروس ها در مراسم عروسی از بیشتر آنها برای زینت دادن خود استفاده میکنند و جزو رسومات و آیین بلوچی نیز به شمار میرود.

زیورآلات بلوچی به زیورآلات سر و مو، زیورآلات گوش، زیورآلات بینی،گردنبندها و سینه ریزها،زیورآلات دست وزیورآلات پا تقسیم میشوند‌.

زیورآلات سر و مو شامل: مودیگ که قطعه ای استوانه یا خمره ای از جنس نقره است که از دو طرف سوراخ شده و منقوش به طرح ماه، ستاره، شاخ و برگ و آن ها را چون دانه های تسبیح در موی بافته شده قرار می دهند ودور رشته موی بافته شده را بهم متصل کرده به پشت سر می اندازند.          

 سر مودی: شکل، نقش و جنس آن مانند مودیگ است، با این تفاوت که بزرگ تر از مودیگ و تنها یک عدد است و برای اتصال دو رشته موی بافته شده به کار می رود.

کید: این قطعه که به کید صدی هم معروف است در ناحیه پیشین سر و روی موها قرار می گیرد و به شکل قطعاتی گرد یا شش یا هشت ضلعی کوچک طلایی مزین به نگین های فیروزه و یاقوت است. این نوع کید، زیورآلات عروس هاست و زن های دیگر نیز جهت شرکت در جشن های عروسی و مهمانی از آن ها استفاده می کنند. کید دُر: به همان صورت کید است و از جنس طلا، با این تفاوت که خیلی ساده تر و باریک تر است و نگین و قطعه شمس در قسمت وسط ندارد و در همه حال مورد استفاده قرار می گیرد تا نگه دارنده دُرها باشد.

شمس: همان قطعه ای است که در وسط کید قرار می گیرد. از این قطعه به صورت جداگانه  در حالی که به زنجیر و گیره ای متصل است می توان استفاده کرد و از وسط فرق سر بر روی پیشانی آویزان نمود.

 سربند یا پَتّی: دایره هایی طلایی مزین به فیروزه و یاقوت دوخته شده بر پارچه در دو ردیف است که مانند یک تل برای نگه داشتن موها بکار می رود و در انتهای آن دو بند دارد که پشت سر گره می خورد و دقیقاً زیر کید قرار می گیرد.

چنگک یا چانک: گیره کوچک مخصوصی است از جنس طلا یا نقره که به وسیله نخی گوشواره ها را به موهای سر محکم می کند و حافظی است برای گوشواره. همچنین برای کسانی که کید یا دُر ندارند عمل کید را انجام می دهد و از پارگی نرمه گوش جلوگیری می کند.

 ِچکّا یا سنجاک سر: قطعه طلایی است به صورت نیم دایره تراشکاری شده مزین به نگین های فیروزه، مروارید و الماس به صورت سنجاق سینه که با گیره و حلقه ای در یک طرف سر روی موها محکم می شود و عملاً مانند پنس یا گیره است و برای جلوه ی موهای سر و نگهداری موها در پشت گوش به کار می رود.

پور: زیوری است که آن را به وسیله گیره ای که متصل به موها است بالای چشم ها آویزان می کنند.

چُلمُب: قطعه ای گنبدی شکل از طلا که با مهره هایی چون مروارید، فیروزه و یاقوت در اطراف و یک یاقوت در وسط است که بجای گوشواره، با حلقه یا گیره ای در کنار گوش و در انتهای کید آویزان می شود است.

برای گوش هم زیورآلات خاصی استفاده میشود مانند:

دُر: نوعی گوشواره نسبتاً سنگین و بزرگ است به شکل قپه ای از طلا که به دو صورت ساده و منقوش ساخته می شود.

جومکا یا جومکه: نوعی گوشواره با نقش و نگار و مزین به نگین های یاقوت به سبک گوشواره های هندی و یک جفت است.

 کرتی یا بادی: یک جفت حلقه طلایی تراشکاری شده منقوش و مزین به نگین های یاقوت است که برای هر گوش یکی از آن ها استفاده می شود و جای آن در سوراخ بین لاله و نرمه گوش است. زنجیری هم دارد که دور تا دور آن را می گیرد و در داخل حلقه های بادی محکم می شود. اخیراً زنجیر آن به طرف پایین آویزان می گردد.

نالُک: گوشواره ای است از جنس طلا به شکل هلال ماه که در وسط آن نگین الماس یا یاقوت یا فیروزه نصب می شود.  هر نالک از چهار هلال تشکیل شده و یک جفت آن هشت هلال دارد و در جای والی آویخته می شود.

 والی: حلقه هایی ساده و بدون نقش و نگین از طلا که معمولاً چهارتا شش جفت آن ها در حاشیه غضروفی لاله گوش آویزان می شود.

 کُنَّل: شکل آن تقریباً مانند والی است.

 

زیورآلات بینی هم بسیار زیبا و چشمگیر است که عبارتند از:

پلوه: زیوری طلایی که در غضروف بین دو سوراخ بینی قرار می گیرد. شکل آن مانند قفلی است بیضی شکل با نگین نسبتاً بزرگی از فیروزه که هنگام آویزان شدن دقیقاً بر روی لب قرار می گیرد ولی به علت سنگینی آن جزو زیورآلات همیشگی قلمداد نمی شده و بیشتر در مراسم شادی از آن استفاده می کردند که امروزه فقط برخی زنان مسن از آن استفاده می کنند.

 پُلّک: زیوری از جنس طلا به شکل سکه که گاهی با نگینی از یاقوت یا فیروزه تزیین می شود و گاه به شکل گلی با گلبرگ های ظریف، تراشکاری می شود و با گیره ای در سوراخ پره بینی قرار می گیرد.

 لانتی یا تاج پولی: زیوری از جنس طلا، منقوش و تراشکاری شده مزین به نگین های یاقوت و الماس بوده که در سوراخ پره بینی می انداختند. لانتی به زنجیرِ گیره داری متصل بود و این زنجیر را از وسط پیشانی یا کنار صورت از میان چشم و گوش به طرف سر برده و به موها متصل می کردند.

 لرزونک یا پُلُّک لرزونکی: نوعی پُلُّک ولی بزرگ تر از آن که دور آن زنجیر هایی داشته و گاهی در انتهای آن مروارید یا فیروزه یا یاقوت آویزان و در داخل پره بینی می انداختند و چون هنگام راه رفتن و یا حرکت گردن، زنجیر هایی که روی پره بینی قرار داشت می لرزیدند به این نام معروف شده است.

 گردنبند ها و سینه ریزها هم که میتوان از آنها در زیورآلات نام برد عبارتند از:

تاسِنی یا سِنجاک(سنجاق): از جنس طلا و یکی از زیباترین و خوش نقش ترین زیورآلات زنان بلوچ است که در قالب فرم نیم دایره دندانه دار با برگ های نازک طلایی در حاشیه و نگین های فیروزه و یاقوت بر سطح آن ساخته و جلوی پیراهن در قسمت سینه نصب می شود.

 کَپَکو: همان گلوبند است با این تفاوت که قطعات طلای آن به شکل مخروطی یا نیم دایره اند. این قطعات روی پارچه سیاه رنگی به اندازه دور گردن دوخته می شوند. نوک هر نیمکره یا مخروط به صورت یک در میان با نگین های یاقوت و فیروزه تزیین می شود.

موُرت: گردنبندی است از بافته های مروارید و فیروزه همراه با قطعات طلایی در دو ردیف که پایین تر از کپکو به گردن بستته می شود و گاه به تنهایی استفاده می شود.

 تِکّ یا رِدوی: سینه ریزی است که قطعات آن به شکل سکّه کامل یا ماه کامل است و گاهی به آن ماه هم می گویند. تعدادی از این سکه های مزین به نگین را به رشته ای بافته شده از مروارید می کشند وپشت گردن با نخی محکم می بندند.

زُباددان: یکی دیگر از گردنبندهاست، از جنس طلا و گاهی نقره که قسمت اصلی آن قطعه ای استوانه شکل بود که دَرِ آن از یک طرف بازو بسته و برای نگهداری عطر استفاده می شده است.

تایید یا جا قرآنی: نوعی گردنبند از نقره یا طلا است که قطعه اصلی آن به اندازه کف دست و بصورت مکعب مستطیل بوده و از یک طرف باز و بسته می شود. در داخل آن قرآن کوچک یا دعا قرار می دادند و در گذشته زنان بلوچ سند ازدواج خود را درون آن می گذاشتند و با زنجیر به گردن می آویختند.

 کجکول(کشکول): زیوری کاسه گونه و طلایی است که به تنهایی استفاده نمی شود، بلکه در وسط تک(ردوی) قرار گرفته و همراه باآن استفاده می شود.

 هار بادام: گردنبند بزرگی از جنس طلا است که قطعات ریزی به شکل بادام های کوچک درسراسر گردنبند وجود دارد.

 سرزیهی یا سرجیگی: زِیه یا جیگ به معنای جلو پیراهن(پیش سینه) است. سرزیهی از جنس نقره است که آن را با سنجاق قفلی جلوی پیراهن آویزان می کنند.

روچ(خورشید): روچ زیوری است که اغلب دز زیر ماه(تک) روی سینه آویخته می شود.

تُسک: این زیور شامل یک ردیف سکه های طلایی است که در گذشته زنان بلوچ به گردن می آویختند.

 جَوَکّ: مانند گلوبند به گردن آویخته می شود و روی سینه قرار می گیرد.

برای زینت دادن دست هم از زیورآلات زیر استفاده میشود:

چَلّه یا مُندریک(انگشتر): انگشتری است از جنس نقره یا طلا با تزیینات تراشکاری و نگین های یاقوت، فیروزه، عقیق و...

پنجه یا پنجه ای: پنجه دو تا پنج انگشتر از طلا است که هر انگشتر به زنجیری متصل بوده و این زنجیر ها در پشت دست به قطعه ای طلایی به شکل قلب یا نیم کره که با نگین های یاقوت مزین شده متصل می شوند. این قطعه توسط زنجیری به یک دستبند متصل و دور مچ محکم می شود.

 چودی(دستبند): دستبند پهنی است از جنس نقره یا طلا که توسط قفلی باز و بسته می شود. 

  گَبّ( النگو): النگویی نقره ای است که اکنون به فرم ظریف تر و با نقش و نگار متنوع تر و به تعداد بیشتری از جنس طلا ساخته و در دست می کنند.

دستونک : زیوری که روی مچ دست بسته می شود و به شکل مهره هایی شامل یاقوت، فیروزه، مروارید، عقیق و... است و این دانه ها را مانند دانه های تسبیح به نخ می کشند و دور مچ دست می بندند.  

سَنگه یا سَنگو: النگویی از نقره و توخالی است که داخل آن سنگریزه یا ماش یا گلوله های خیلی ریزفلزی می ریزند تا هنگامی که دست حرکت می کند صدا ایجاد کند. این زیوربالای آرنج قرار می گیرد.

 باهوبند(بازوبند): باهوبند زیوری از جنس نقره و توخالی است که داخل آن نیز، سنگریزه می ریزند ولی دو سر آن به هم وصل نیست.

پا هم دارای زیور آلات مخصوص به خود است مانند:

کندگو: حلقه های ساده مارپیچ یا جدا از هم بدون نگین از جنس طلا که دوتا چهار حلقه از آن را در دو انگشت کناری انگشت شصت پا می کردند.

 پادیگ یا پای اورنجن یا خلخال: زیوری به شکل حلقه ای از طلا یا نقره و امثال آن که در پای کنند.

پازیب: از جنس طلا به صورت زنجیری است به اندازه دور مچ پا که دور تا دور این زنجیر قطعات برگ مانندی آویزان است و به وسیله دو گیره که در هم محکم می شوند به مچ پا محکم می گردد.

 

ساخت زیور آلات سنتی در حال منسوخ شدن است

امروزه زیورآلات بلوچی همچون بسیاری از هنرهای این منطقه درحال منسوخ شدن و فراموشی است و در مناطق محدودی از آن زیورسازی بلوچ و به شیوه ای سنتی انجام می شود. زرگری در سه شهرستان ایرانشهر، سراوان و چابهار بیشتر از بقیه مناطق بلوچ نشین رونق دارد. در گذشته استادکاران هر منطقه مبدع سبکی با نام همان منطقه بوده اند. مثلاً زرگران سراوانی زیوری به نام سنجاک(سنجاق) می ساختند با شیوه یا به اصطلاح خود"جنگ"(= سبک) سراوانی و یا زرگران ایران شهری همین سنجاق را می ساختند با سبک یا"جنگ" ایرانشهری و...

اما امروزه  با پیشرفت ابزار و وسایل ساخت زیورآلات شیوه سنتی آن در حال منسوخ شدن است که باید با آموزش دادن این هنر به نسل جوان به حفظ این هنر کهن کمک کرد.

 شیدا حسم زهی

 

 

خبرهای مرتبط

نظرات کاربران

0 نظر
امتیاز خبر:
(0)
دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از ارسال توهین، تبلیغات و اطلاعات شخصی خودداری کنید.
لینک مستقیم