زبان بلوچی، فارسی را از وابستگی به زبانهای غیرایرانی بینیاز میکند
پایگاه اطلاعرسانی میار جل در ادامه بولتن خبری خود برای معرفی افراد شاخص، نخبگان، معتمدان محلی و فعالان فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بلوچستان گفتوگویی با عابد بلوچزهی فعال فرهنگی شهرستان سراوان ترتیب داده است.
خود را معرفی کنید و از سوابق تحصیلی، فرهنگی، علمی و اجتماعی خود برای ما بفرمایید.
با سلام و ادب بنده عابد بلوچ زهی؛ در آزمون سراسری موفق به کسب رتبه ی دارای سهمیهی تربیت معلم شدم و در رشته ی زبان و ادبیات فارسی در مرکز تربیت معلم شهید بهشتی اقلید استان فارس تحصیل کرده و با کاردانی تربیت معلم در سال ۱۳۸۷ عملا وارد عرصه ی معلمی در آموزش و پرورش منطقهی جالق شدم . ادامهی تحصیلاتم در حین معلمی تا دریافت مدرک لیسانس در دانشگاه آزاد اسلامی سراوان و از آن پس در دانشگاه پیام نور جیرفت بوده است.
البته هنوز موفق به دفاع از پایان نامهام با موضوع ( بررسی و مقایسه ی الگوهای زبانی در فارسی معیار و زبان بلوچی بر پایه ی دستور زبان ) نشدهام . تا هماکنون به مدت ۱۱ سال که به معلمی مشغولم. در حال حاضر به عنوان معاون آموزشی اداره آموزش و پرورش منطقهی بم پشت در خدمت دانش آموزان و همکاران عزیزم هستم . در حیطهی فرهنگی و اجتماعی تا نهایت حد توانم سعی کردهام در خدمت جامعهای که در آن زندگی می کنم، باشم.
مهمترین ظرفیتها و پتانسیلهای فرهنگی و اجتماعی بلوچستان را در چه میبینید؟
ظرفیتها و پتانسیلهای مردمی فراوانی در بلوچستان وجود دارد؛ در حقیقت امر، مهم این است که در کنار ظرفیتها، ما افراد جامعه باید ظرفیت و تحمل همدیگر را هم داشته باشیم؛ که صراحتا می گویم، متاسفانه ما ظرفیت و تاب و تحمل همدیگر را نداریم و گرنه بلوچستان سرشار از ظرفیت است. تمام افراد جامعهاش میتوانند هرکدام گنجینههایی از فرهنگ و هنر و ادب باشند.
ادبیات ما تا زمانی که آنچه را که در سینهها و اذهان و یادهای مادربزرگها و پدربزرگها نهفته است تماما ننویسیم، ادبیات مکتوبی به حساب نمیآید. شما با یک مادر بزرگ بنشین از ابتدای شب تا صبح دفتر قصاید درون سینهی این تمام نمیشود و هر چه بیشتر وقتبگذاری این مادربزرگ و مادربزرگان سرزمینم برایت قصاید بیشتری میخوانند.
وقتی میگویم قصاید، قصیدههای هفده تا چهل، پنجاه بیتی منظورم نیست؛ قصیدههای سیصد، چهارصد بیتی است و این نشان از غنی بودن ادبیات شفاهی ماست که البته برای کتابتش اعتقاد دارم که کاری نشده است؛ هر چند میدانم که کتابهای بسیاری نوشته شده است.
زبان ما یک ظرفیت بسیار بزرگ است که حتی می تواند فارسی را بی نیاز از وابستگی به زبانهای غیر ایرانی کند. وقتی بلوچی را با پهلوی و پارسی باستان و اوستایی رو به رو میکنی، میبینی که اشتراکها و شباهتهای بسیاری بینشان وجود دارد.
شرح بسیاری از ادبیات شاعران قرنهای پیشین ایرانی را که بسیاری از شاعران فارسی زبان از عهدهی آن ها برنیامدهاند را با تکیه بر زبان و فرهنگ بلوچی می توان، انجام داد. نمونههایش خرقه سوزاندن در شعر حافظ و کوری کردن در شعر رودکی و ...
در کنار اینها معتقدم حضور شخصیتهای مختلف بلوچستان یک ظرفیت ؛ شخصیتهای بزرگواری که در بلوچستان هستند و تاکنون در حل بسیاری از مسائل جامعهی نه تنها ایرانی، بلکه جهانی اثر بسزا داشتهاند. بگذارید بنده یک شخصیت را تنها نامشان را عنوان کنم و الباقی شرحش را بگذارم بر عهده ی شما و ذهن حلاج خوانندگان : شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید...
شخصیتهای کم نظیری که با قاطعیت می گویم در بلوچستان متاسفانه آنطوری که باید و شاید قدر دانسته نمیشوند.بگذارید چند کلمهی دیگر بگویم و شرح ندهم: خانمها و حصیربافی، سوزن دوزی، گلیم بافی، سفال سازی و ... صنایع خانگی و کارگاههای کوچک و بزرگ زرگری و زیورآلات، ابزارسازی و ...از ظرفیتها و پتانسیل های مردمی که بگذریم، طبیعتمان، کوه هایمان، زمین و آسمان بلوچستان، رودها و دریاهای بلوچستان، درهها و آبشارهای زیبای بلوچستان، پوشش گیاهی بلوچستان، دشتها و صحراهای ریگ بلوچستان، آفتاب بلوچستان و ... این ها سراسر و بسیاری دیگر که نه در این دفتر؛ بلکه در دفاتر بسیار نخواهند گنجید، ظرفیت هستند؛ اما متاسفانه آنطوری که باید دیده شوند، دیده نشدهاند.

مهمترین آسیبهای اجتماعی و فرهنگی بلوچستان درحال حاضر چیست و چه باید کرد؟
ما بی سوادیم؛ یعنی تا زمانی که مادران و خانمهای خانوادههای ما حداقل خواندن و نوشتن را بلد نباشند، ما بی سواد هستیم. ما زمانی توسعهی همه جانبه خواهیم داشت که از تحصر بیرون بیاییم . تحصر و تعصب از هر نوعی که باشد افراط است و آسیبهای فراوانی را به همراه دارد.
متاسفانه نهضت سوادآموزی در استان ما بسیار ضعیف که چه عرض کنم، بسیار بد و منفی عمل کرده است؛ تنها نتیجهای که ما از نهضت سوادآموزی عایدمان شده است، مسدود شدن شناسنامههای افراد بی سوادمان بوده است و این به این معنا که وقتی کدملی افراد بیسواد را وارد سیستم میکنی میبینی که سیستم این افراد را باسواد میشناسد؛ جلوی سواد اینها گرفته شده است و تنها راه حلش این است که مجلس و وزارتخانهی آموزش و پرورش پای کار بیایند تا بتوان شرایط تحصیل یک مادر بیسواد را مثلا در یک روستای دور افتاده فراهم کرد.
موانع بسیاری سر راه توسعه است که متاسفانه گاهی گفتنشان حتی مردمی را که شما برایشان نگرانید می رنجاند؛ نمونهاش مرز با سر و شکل فعلی است، نمونه اش همین کارتهای رزاق با سر و شکل فعلی هستند، نمونهاش همین گداپروریهایی که در جامعه ی ما در حال چهره نمودن است هستند، نمونهاش همین ثروت هنگفتی است که در روستا روستای بلوچستان انباشته شده است اما استفاده ی درست نمی شود چون صاحبان ثروت ما فکر و اندیشهی درست استفاده از ثروتشان را ندارند. ثروت به جای فراهم نمودن آسایش و آرامش برای آنها سبب سلب آسایش و آرامش شده است نه تنها برای صاحبانش بلکه آسایش و آرامش جامعه را نیز گرفته است.
و تمام اینها برطرف نخواهد شد الّا با سواد! و راه سواد هم متاسفانه به بدترین شکل ممکن مسدود شده است که باز همین آسیبها خود مسدود کنندهی راه سواد بودهاند.
یک مثال کوچک میزنم و از این مقوله عبور می کنم، ای کاش یک پدر پولدار بلوچ هزینهی تحصیل فرزندانش را در دانشگاههای خوب ایرانی و خارجی فراهم میکرد تا هزینهی خرید یک وانت دوهزار جهت حمل گازوییل!
راهکارهای اجتماعی و فرهنگی برای رسیدن قوم بلوچ به جایگاه واقعی خود در کشور را در چه میبینید.
تحصیل، تحصیل و تحصیل و تأکیدم بر تحصیل دختران و خانمهاست. قوم بلوچ همه چیز دارد اما چون سواد ندارد، چون روستاییانش امکان تحصیل برایشان فراهم نشده است یا خود به سمت تحصیل نرفتهاند و یا به نوعی جلوی تحصیلشان گرفته شده است موجب شده همهی آنچه دارد را بالقوه داشته باشد.
داشتههای قوم بلوچ زمانی بالفعل میشوند که سواد همگانی باشد. مرد و زن، کوچک و بزرگ، روستایی و شهری، همه و همه؛ آن وقت است که قوم بلوچ دست نیافتنی خواهد شد. عزت نفس، کرامت و احترام بلوچ زمانی حاصل میشود که من و شمای تحصیل کرده، من و شمای دانشگاه رفته، من و شمای استاد دانشگاه، من و شمای پروفسور و دکتر و دانشمند یک نیم نگاهی به جامعهی خودمان داشته باشیم .
متاسفانهی چیزی که بسیار آزار دهنده است این است که در بلوچستان هر کس که اندک سوادی حاصل کرد یا به جایگاهی رسید خود را تافتهی جدا بافته میداند و به پشت سرش کاری ندارد.
میخواهید قوم بلوچ به جایگاه واقعی خود در کشور و حتی در جهان برسد؟! مدارسش را ببینید ! دانشآموزانش را ببینید! معلمانش را ببینید ! یعنی به اینها توجه کنید و کاری کنید که توجه آنهایی که باید به این جلب شود، جلب شود کاری میشود کارستان، همین !
شما مهم ترین وظیفه نخبگان بلوچ در شرایط فعلی فرهنگی و اجتماعی بلوچستان را در چه میبینید؟
بنده گلهای که همیشه از نخبگان عزیز بلوچ داشتهام این بوده است که بیش از اندازه خود را نخبه میدانند؛ یعنی تا حدی که جامعهای را که در آن رشد و نمو داشتهاند را در حد خود و توجه خود نمیدانند. به جای دستگیری جامعه و به جای دنبال کردن منافع عمومی برای جامعه، هر کدام از نخبگان همه چیز را برای خود میخواهد .
وظیفهی هر نخبه این است که گذشتهی خود را از یاد نبرد. مروری بکند و ببیند چه عواملی برای نخبگی او بسیج شده است و او برای آن عوامل چه کرده است و چه میکند؟!
نخبگان ما ظرفیتهایی هستند که میتوانند ضعیفترینهای جامعه از هر لحاظ را ببینند چرا که سرچشمهی تمام ضعفهای ما، ضعفهای دانشی است و ضعفهای دانشی را یک نخبه تا یک غیر نخبه بهتر میتواند ببیند و تشخیص و تمیز دهد. همه چیز عالی میشود اگر نخبگان عزیز ما علاوه بر گلیم خود، سعی کنند گلیم جامعه را نیز از آب بکشند.

نقش کار رسانه ای در کمک و پیشرفت بلوچستان را چگونه میبینید؟
هر قلم عاملی است برای توسعه، هر نشریه عاملی است برای توسعه، هر دوربین عاملی است برای توسعه، هر صفحهی موبایل عاملی است برای توسعه، هر پیج اینستاگرام یا آیدی تلگرام و واتساپ عاملی است برای توسعه و البته همینها هم میتوانند عاملانی باشند که عکس توسعه عمل کنند. رسانه زمانی مفید واقع خواهد شد که ما سواد و فرهنگ استفاده از رسانه را داشته باشیم.
درحال حاضر بالاترین نقاط قوت وضعف را در حوزه بلوچستان به عنوان یک نخبه بلوچ در چه میبینید؟
قوتها، همین ایجاد آگاهیها توسط شما دانشآموختگان دانشگاهی، نگاه توسعه مدار جوانان جامعهی بلوچستان، دغدغهها و نگرانیهایی که در اندیشهی هر کدام از شما خوبان برای بلوچستان است، اینها همه قوت است و مطمئنا به نتیجه خواهید رسید. بنده خودم را در صف نخبگان نمیبینم اما نمیتوانم نسبت به توجهات و نگاههای نخبگان بلوچستان بیتفاوت باشم.
داشتههای مردمی، پتانسیلهای طبیعی، نگاه جامعهی بین المللی به بلوچ و بلوچستان، تحصیلکردگان و دانشگاهیان بلوچ در ایران و خارج از ایران، علما و دانشمندان، اماکن مذهبی و فرهنگی و آموزشی، نخبگان و نابغههای ورزشی بلوچستان، این همه نقاط قوت است.
و نقطهی ضعف را بنده در یک چیز میبینم و عاملش را باز یک چیز دیگر؛ نقطهی ضعف عدم اتحاد و اتفاق قوم بلوچ ( پراکندگی و تشویش ) و عاملش را بی سوادی؛ منظورم از سواد، سواد مفید و سازنده است . هر وقت جامعهی ما کاملاً آگاه شد، متحد میشود و هر وقت متحد شد به توسعهی همه جانبه می رسد. ان شاء الله تعالی
چنانچه نکته و حرف خاص دارید بفرمایید.
بسیج شوید. روستا به روستای بلوچستان را بگردید. نیاز واقعی آن ها را ببینید. اگر میخواهید محرومیتزدایی کنید، برای بچههای روستاها کفش و لباس و خوراک تهیه نکنید، برای آنهایی که پول کفش و لباس و خوراک دارند و برای فرزندانشان هزینه نمیکنند آگاهی و دانش به ارمغان ببرید.
متاسفانه آگاهانه یا ناآگاهانه ما در بلوچستان در حال پرورش گدا هستیم. بلوچستان یک نگاه جامع که پشتیبانش اندیشه و بینش باشد، میطلبد .
و در پایان خطاب به همهی خوبانم در بلوچستان: چشمان تو باید باز باشند؛ خوب جهان را ببینی تا جهان تو را ببیند!
سپاسگزاری میکنم از شما و حوصلهتان و از وقت و فرصتی که به بنده دادید و آرزوی سربلندی برایتان دارم...
گفتوگو از کاظم درازهی
نظرات کاربران