توسعه سواحل مکران در گرو پیشرفت کشاورزی و شیلات است
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی میارجل؛ خلیل درخشان از بلوچهای خاش است، او بود که قبل از همه به ماجرای کشت میوههای گرمسیری و خارج از فصل پرداخت و باعث شد برای مثال هندوانه چابهار در دنیا به عنوان یک برند شناخته شود. این فعال اقتصادی معتقد است برای پیشرفت سواحل مکران دولت باید به توسعه کشاورزی و صیادی در منطقه بلوچستان توجه ویژه ای داشته باشد. در ادامه گفتگوی این فعال اقتصادی بلوچ با میارجل را خواهید خواند که او سرگذشت خود برای پیشرفت منطقه از نظر کشاورزی را میگوید و در انتها پیشنهاداتی برای پیشرفت منطقه ارائه میکند.
چه شد بعد از کار کنسروسازی و راه انداختن آن کارخانه معروف تن ماهی چابهار به کار در حوزه کشاورزی روی آوردید؟
ماجرا به افتتاح و بهره برداری از سد پیشین باز میگردد، این سد در سال ۷۲ افتتاح شد اگرچه تا سال ۸۴ استفاده نمیشد و یک بار نیز کاملا خالی شده اما شبکه پایین دست همچنان تعریف نشده بود و استفاده هم نمیشد و همان سال بود استاندار به من گفت این پروژه را در دست بگیرم و بالاخره زمینهایی که آن پایین بلا استفاده مانده و خود سد که هیچ استفاده ای نمیشود را به کار بگیریم، ابتدا راضی نمیشدم اما در ادامه با حمیدالله سردارزهی نیز صحبت کرد و بالاخره راضی شدیم که کار ثبت نام مردم را انجام دهیم، یک سال با مردم کلنجار رفتیم تا بیایند و ثبت نام کنند و طبق دستوری که رئیس جمهور وقت آقای خاتمی داده بود باید زمینها با اولویت بومی واگذار میشدند که آن زمان خشکسالی اتفاق افتاده بود و متاسفانه ذهنیت بدی نیز نسبت به کشاورزی وجود داشت و میگفتند آب و باران نیست که ما به آنها توضیح دادیم اینجا کنارش یک مجتمع دارد و همه زمینها با حقآبه کشت میشود و در حالی که قرار بود هزار نفر جمع شوند، نتوانستیم اعتماد محلیها را جلب کنیم و فقط ۲۰۰ الی ۳۰۰ نفر برای این موضوع جمع شدند. به این ترتیب بود که توانستیم یک تعاونی درست کنیم، باید حد اقل هزار هکتار زمین را زیر کشت میبردیم که یک حقآبه نیز بتوانیم برای آن تحت عنوان تعاونی بگیریم.

چهها کاشتید؟
ما ابتدای امر ۳۰ هکتار زیر کشت باغ موز بردیم و ۴۰۰ هکتار نیز برای زراعت کار کردیم که عدهای از دوستان را نیز آوردیم آنجا مشغول شدند و اجاره هم به ما ندادند، فقط گفتیم زمین را زیر کشت ببریم که ببینیم اصلا باهوکلات چگونه خواهد شد و بیشتر قصدمان این بود که ببینیم زراعت در آن جواب میدهد یا نه. جالب اینکه مرکز تحقیقات آنجا سالهای سال کار کرده بود و از او خواسته بودیم که تحقیقاتش را در اختیار ما قرار دهد تا ما نیز از آن استفاده ببریم اما نه جهاد و نه تحقیقات کاری برایمان نکردند؛ در حالیکه مرکز تحقیقات در باهوکلات انواع درختهای گرمسیری از کشورهای مختلف را آورده بود و همه آنها را در آنجا کاشته و امتحان کرده بود اما ما از این تحقیقات هیچ استفاده ای نکردیم و چون آن سال خشکسالی هم رخ داده بود، کشتهای مرکز تحقیقات نیز قبل از شروع اقدامات ما تماما از بین رفته بود.
خب نتیجه ای هم گرفتید؟
بله، کاشت و برداشت ما مشخص کرد که تولید خارج از فصل در این جا جواب میدهد و با این که مسافت ما از اکثر بازارهای ایران دور بود اما زمان تولید یک ارزش افزوده را برای ما ایجاد میکرد که همین موضوع باعث شد ما بتوانیم کشاورزی را در آنجا راه بیندازیم، برای مثال هندوانه چابهار زودتر از جاهای دیگر به عمل میآید و همین اقدامات ما بود که باعث شد الان هندوانه چابهار یک برند بشود که شما هر جایی از خارج از کشور بروید، بتوانید هندوانه چابهار را ببینید؛ البته موز هم در چابهار خوب به عمل میآید اگر چه هنوز این میوه جای کار کردن زیاد دارد و ما اگر در چابهار دنبال توسعه هستیم و کلاً در سواحل مکران میخواهیم پیشرفت ایجاد بکنیم باید به فکر اشتغال محلی نیز باشیم که مهمترین حوزه برای کار کردن شیلات و کشاورزی است، چرا که این مزیت در اینجا وجود دارد و ما اگر دنبال تجاری شدن این منطقه و بازاری شدن اینجا هستیم و همچنین اگر میخواهیم برای بازارهای کشورهای همسایه به اینجا باز شود، باید برای رسیدن به اشتغال، ظرفیت ایجاد کنیم.

کلا رویکرد مردم استان به کشاورزی بهتر است؟
بله، اگر توجه کنید الان فرد در این منطقه است که زمین را میکارد، در حالی که اصلاً آنجا آب نیست و میگوید خب خدا خودش آب را میرساند و در حاشیه باهوکلات هم این اتفاق را میتوانید به عینه ببینید، چراکه اگر هندوانه بکارند و به بازار برسد، نفع زیادی میبرند و همین باعث میشود کلی زیر بار قرض بروند اما کار کشاورزی که کار موروثی شان است را انجام بدهند در حالی که شاید حتی از دولت هم هیچ تسهیلاتی نگرفته باشند، خب علاقه در این بخش وجود دارد و مردم این منطقه علاقه شان به کشاورزی است، یا علاقه شان به شیلات است، برای مثال الان ساخت لنج را شیلات ممنوع کرده است اما مردم مایل هستند بروند در بخش شیلات سرمایه گذاری کنند و لنج بخرند و حتی حاضرند مجوز لنج را به قیمت یک میلیارد تومان هم بخرند اما جالب است که فرد سرمایهگذار نه وامی میگیرد و نه ارز دولتی میگیرد و فقط با همان مجوز حق دارد یک لنج با پول خودش بسازد، حالا شیلات چرا صید را ممنوع کرده است! میگوید ظرفیت نداریم، مگر ظرفیت اقیانوس هند دست شیلات است که میگوید ظرفیت نداریم و جالب اینکه لنج ما میرود از سومالی ماهی میآورد و همان یک لنج باعث میشود که ۳۰ نفر سر کار بروند و تنها اتفاقی که با ممنوعیت اعلامی شیلات رخ میدهد ایجاد رانت است و جالب تر اینکه خسارتی هم قرار نیست در صورت هرگونه اتفاقی بدهند.

اینها ظرفیتهایی هستند که با آنها میتوان اشتغال پایدار هم ایجاد کرد؟
دقیقا، ما حاشیه ساحل گواتر را داریم که برای پرورش ماهی، میگو و جلبک عالی است و از طرفی مردم محلی نیز به صیادی و کارهای دریایی علاقه دارند و خیلی راحت با همین کارها میشود فرزندانشان را نیز سر کار بفرستند، برای مثال شما فرض کنید پتروشیمی چابهار بخواهد از بومیها نیرو بگیرد، چند نفر نیرو میتواند جذب کند که همه متخصص باشند، خیلی تعداد کمی جذب خواهند شد اما شما بگویید برای ساخت لنج ثبت نام کنند، خواهید دید کلی افراد جمع میشوند، در حوزه کشاورزی نیز همینطور است، شما ببینید که ما اینجا آب کم نداریم، فقط زیرساخت آب کم داریم، اما اگر همین سدهای مان شبکه آبیاری داشته باشند، کشاورزی منطقه نیز پیشرفت خواهد کرد، از طرفی هم میشود مانند همین هوتکهای کوچک اما در ابعاد بزرگ، کلی آب ذخیره کرد و مورد استفاده قرار داد و از طرفی هم اگر مکان ذخیره آب درست شود تا در مواقع بارانی به جای اینکه آب به دریا بریزد ذخیره شود ما میتوانیم روستاهای کوچک را نیز جمع آوری و دور هم تجمیع کنیم و این خیلی راحت تر است که زیرساختهای مورد نیاز در اختیار روستایی که حالا تجمیع شده است قرار گیرد و میشود به آنها برق بدهیم به آنها آب بدهیم.
به نظرم این طرح احتمالی شما است برای پیشرفت دشتیاری و کلا منطقه مکران؟
باور کنید خیلی طرح خوب و به صرفه ای است، با این طرح کل باهوکلات و دشتیاری باغ شهر میشود و فقط کافی است شما یک گودال ایجاد کنید که کلی آب در آن ذخیره میشود و آن اطرافش نیز کشاورزی را توسعه دهید و بعد از آن اهالی روستاهای اطراف که حالا آنجا تجمیع میشوند توسط بنیاد مسکن نیز ساماندهی خواهند شد، خب اگر آب باشد و فرد کار کشاورزی و دامپروری داشته باشد، هیچ وقت آن روستا را رها نمیکند برود و این طرحی که گفتم حتی ۱۰۰ میلیون دلار هم هزینه بر نمیدارد.

البته آب شرب هم مهم است؟
۱۰۰ میلیون دلار بدهند و سد زیردان، پیشین و کهیر را بیاورند دم خانه مردم، فقط ۱۰ درصد آنها برای شرب مردم کافی است که متاسفانه تا به الان تدبیری برای این موضوع نکرده اند و این دو بخش اگر راه بیفتد، مطمئن باشید توسعه نیز ایجاد خواهد شد، چطور است که آب دریا را برای استانهای دیگر میبریم و تولید صرف میکند اما در استان خودمان صرف نمیکند، شما خودتان پارسال دیدید که سدهای ما سرریز شدند و آب شان به دریا ریخته شد اما امسال هیچ باران نیامده است.
پیشنهادتان به مسئولان چیست؟
ببینید من یک موقعی میخواستم چیز جدیدی مانند کارخانه کنسرو و یا کشتی صیادی را به منطقه بیاورم که خیلی از محلیها مخالفت کردند و خوب کشتی را که نتوانستم بیاورم اما کارخانه کنسروسازی را نیز با هزار زحمت راه اندازی کردم، الان نیز مردم اینجا باید علاقه شان مورد بررسی قرار بگیرد و برای مثال با بررسی دقیق مسئولان خواهند فهمید که مردم صد سال پیش در اینجا کشاورز بودند، پس بهتر این است که به جای آوردن کار جدید ما ظرفیتها را برای توسعه کشاورزی فراهم کنیم.
نظرات کاربران