توجه به هنر باید اصولی و حرفه ای باشد
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی میارجل، موسیقی زبانی مشترک در کل جهان است و با این زبان می توان به راحتی با سراسر مردم دنیا ارتباط برقرار کرد. بهزاد بزرگزاده موزیسین و خواننده با بیش از بیست سال سابقه در نواختن گیتار است که توانسته است با برگزاری کلاس های متعدد در سرتاسر بلوچستان این ساز جادویی را به جوانان بیاموزد. به او پیشنهاد گفتگو و مصاحبه با میارجل را دادم، به گرمی پذیرفت و حاصل گفتگو من با این گیتاریست چیره دست را در مصاحبه زیر میبینید که خواندن آن برای همراهان همیشگی میارجل خالی از لطف نیست.
میارجل:با سلام .وقت به خیر .ممنون از اینکه وقت خود را در اختیار پایگاه خبری میارجل قرار داده اید.
سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما و تمامی دست اندرکاران سایت میارجل و تشکر بابت دعوت و مصاحبه تان. بهزاد بزرگزاده،سی و سه سال سن دارم و با نام هنری اکیلا_گیتاریست مشغول به فعالیت هستم. همسرم فرحنازقادری در رشته بازیگری با بیست سال سابقه در تئاتر،سینماو تلویزیون و دارای چندین مقام و دیپلم افتخار در سطح کشوری و استان است و یک فرزند پسر به نام بهمن دارم . مددکار اجتماعی، مدرس و نوازنده سازهای گیتار رباب بنجو و فلوت ریکوردر هستم و از سال هفتادو هفت بصورت رسمی وارد دنیای هنر شدم. کارم را با تئاتر و خوانندگی شروع کردم و خیلی زود به استعداد خود در زمینه ی موسیقی پی بردم. از سال هفتاد و نه بصورت حرفه ای به نوازندگی و آهنگسازی پرداختم و چند رتبه ی نوازندگی در استان و یک رتبه در سطح کشور و همچنین چندبار رتبهء آهنگسازی در جشنواره های مختلف داخلی کسب کردم و دوبار بعنوان مدرس نمونه موسیقی انتخاب شدم.
میارجل:جناب بزرگزاده، بفرمائید که کارهای در دست اجرا و چشم انداز کاری شما در عرصه های هنری چیست؟
بلافاصله بعد از اینکه به سطح نرمالی در نوازندگی رسیدم بخاطر سختی و مشقتهایی که برای یادگیری متحمل شده بودم به نیت اینکه جوان بلوچ دیگری آنچه بر من گذشت را تجربه نکند شروع به آموزش دادن به همشهریها و هم استانی های خودم با برگزاری کلاسهای خصوصی در ابتدا و بعد از مدتی عمومی در شهرستان محل سکونتم سراوان و بعد شهرستانهای زاهدان،خاش،چابهار و ایرانشهر کردم تا امروز چهارده سال است که با عشق و علاقه به این کار مشغول هستم. آخرین فعالیت آموزشی ام با همکاری موسسه ی دستان توانای ایرانشهر ده جلسه ی فشرده آموزش تئوری بنیادی موسیقی بود که متاسفانه از کمیت و کیفیت لازمه که در نیمه ی اول امسال در شهرستانهای دیگر استان شاهدش بودم برخوردار نبود. به عنوان آهنگساز و نوازنده با بیشتر هنرمندهای استان همکاری داشته و دارم چند اثر ساخته خودم را برای انتشار در قالب یک آلبوم در دست کار دارم. یکی از بزرگترین آرزوهایی که دارم این است که یک روز بتوانم یک گروه بزرگ،قوی و باسواد موسیقی بلوچی در سطح کشور ببینم و نقشی در آن داشته باشم.

میارجل:به عنوان یک هنرمند ارزیابی شما از وضعیت هنری و فرهنگی بلوچستان چیست؟
فرهنگ و مردم استان ما به عقیده ی بنده هنوز به رشد لازمه که قادر به پذیرش و هضم جایگاه هنر و هنرمند باشند نرسیده اند. و طبق تجربیات و مشاهدات بنده هنر و هنرمندان واقعی بلوچستان درچنگال مافیایی هستند که به این دلیل علم و دانش هنری بلوچستان (برخلاف اینکه بسیار غنی هست )در سطح خیلی خیلی پایینی قرار گرفته و بخاطر بی توجهی و واکاری همراه با بخل و حسادت یا چیزی شبیه به اینها فقط انحصاری شده است برای افرادی که با پله قرار دادن نخبه ها و سوزاندن استعدادها مشغول کسب درآمد و حفظ جایگاه خودشان با نوعی احساس مالکیت داشتن به سمتی که منصوب شده اند هر روز در حال بدتر شدن است.بعنوان مثال کافی ست نیم نگاهی به اساتید و نخبه های تکرارنشدنی و گنجینه های هنری بلوچستان بکنیم تا با خانه ی خشت و گلی شیرمحمد اسپندار دکترای موسیقی، استادقاسم حسینی نژاد دارای درجه یک هنری نوازندگی که مشغول کشاورزی برای امرار معاش است،محمدعلی محمدحسنی(دلنواز)که ساز بلوچی بنجو درکشور به اسم ایشان ثبت شده است و هرگز در استان از او دعوتی جهت برگزاری یک مسترکلاس نشده،زنده یادرسولبخش زنگشاهی که در فقر و بیماری از دنیا رفتند و...ده ها ستون اصلی هنر بلوچستان که در حصار مافیای هنری استان و سرمای بی مهری مدیرانی که فقط بعد از مرگ آنها با برپایی بزرگداشتی نقش هنردوست بودن رو در انظار عمومی بازی میکنند، یا هدر رفته اند و یا درحال هدر رفتن هستند،میتوانیم به عمق فاجعه پی ببریم.
میارجل:به نظر شما راه های تقویت هنر در بلوچستان چیست و چکار باید کرد که چشم انداز هنر ما روشن باشد؟
اول از همه بالابردن سواد و دانش هنری هنرمندان، آموزش و تبلیغات صحیح بین مردم در خصوص شأن و رسالت هنر و هنرمند و دلسوزی و احساس مسئولیت بیشتر توسط مسئولین و کنار گذاشتن تعصبات بیجا توسط مردم. اگر مسئولین و نهادها با توجه و تمرکز بیشتر به این مسئله بپردازند و با دلجویی و سپس دعوت از اساتید بی مثال بلوچ با همراهی و همکاری مدرسان و مربیان کاربلد و کارآمد مهمان از سایر نقاط کشور،، اقدام به برگزاری کلاسهای آموزشی در شاخه های مختلف هنر کرده و هر از گاهی مسابقات و رقابتی (پس از پایان هر دوره ) مابین شرکنندگان با حضور اساتید و مدرسان بومی و مهمان ترتیب بدهند،ضمن القای اعتماد به نفس در درون هنرآموزان و ایجاد حس رقابتی مابینشان، انگیزه ی بسیار زیادی را برای تلاش و پیشرفت بیشتر در وجود هنر آموز خواهند ساخت و با کشف و پرورش نخبه ها و نفرات با استعداد و حمایت همه جانبه و صحیح نتایج باور نکردنی را شاهد خواهند بود. و یکی از مهمترین کارهای پر نور شدن چشم انداز هنرما حضور بانوان نخبه ی بلوچ است که یکی از بزرگترین دردهای من خواهران نخبه و پدیده های فوق العاده با ارزشی بودند که من شاهد سوختن استعداد و ضربات سخت و سنگین روحی که به محض اینکه از لحاظ جسمی به اشتباه از سوی بزرگترهایشان دیده می شدند بدون ذره ای در نظر گرفتن آسیبی که به جگرگوشه خود وارد میکردند درست مثل پرنده ای که تازه پرواز کردن را آموخته و میخواهد اوج بگیرد بی رحمانه و با بال و پری شکسته محکوم به حبس ابد در سلول مجللی بنام زندگی مشترک شدند.

میارجل:مشکلات هنرمندان بخصوص خوانندگان بلوچ چه مسایلی است و به نظر شما برای رفع آنها چه اقدامی باید کرد؟
هنر در استان ما بخاطر نااگاهی خود هنرمندان، مسئولین ناکارآمد و تعصبات کورکورانه برخی از مردم غرق در مشکلات است.اینکه برخی افرادی که حداقل های استعداد هنری رو دارا نیستند با پشتوانه ی مالی و انجام هر اقدام و حرکت ناشایستی صرفا جهت کسب شهرت بدون داشتن هدفی ارزشمند و بی خبری کامل از رسالت هنر،صرفا برای دیده شدن تصویر بسیار بد و زننده ای از هنر در اذهان عمومی ساخته اند و تندروهای مذهبی که همه را با یک چوب میرانند پایه های اصلی این آشفته بازار هنر استان ماست که اگر مسئولین باتدبیری روی کار بیایند و با کشف استعدادها و حمایت کامل از آنها سطح کیفیت وسواد و ارزش هنر و هنرمند رو بالا ببرند قطعا سایر اقشار جامعه وقتی پدیده ی هنری خوبی رو ببیند میپذیرند و آن را گرامی خواهند داشت و هنرمند با مشکلات کمتری مواجه خواهد شد.
میارجل:به نظر شما وظیفه هنرمندان در بلوچستان نسبت به مردم چیست و مردم چه انتظاری باید از هنرمندان داشته باشند؟
هنرمند اگر عمیق تر به مسئولیت خود در قبال استعدادی که خداوند در زمینه ی هنر به او عطا کرده فکر کند متوجه می شود که این موهبت برای انعکاس بهتر آنچه دیده یا شنیده نمی شود در اختیارش قرار گرفته و مردم هم باید آنچه در توان یک هنرمند بسته به میزان و نوع هنرش هست رو انتظار داشته باشند.
میارجل:بفرمائید که وظایف هنرمندان بلوچ درباره بلوچستان و شرایط فعلی آن چیست؟
از دیدگاه من، هنرمند بلوچ چون نمادی از بلوچستان است موظف است بلوچ و بلوچستان را آنچه که هست نشان داده و معرفی کند و در این شرایط نابسمان سرزمینمان بجای تقلید و الگو گرفتن فرهنگ بیگانه به نیت اپدیت بودن با جامعه درد بلوچ و بلوچستان را بیان و به تصویر بکشد به امید اینکه بتواند نقشی در تغییر و بهبود شرایط ایفا کند.

میارجل:به نظر شما نقش هنرمندان بلوچ به خصوص خوانندگان در رشد جامعه چگونه است؟
تا آنجا که من دیده، شنیده، یا مطالعه کرده ام از زمانهای دور تا به حال برای مهم جلوه دادن امری آن را درغالب شعر بیان میکردند و خواننده ها که کارشان قرار دادن این امور در معرض شنیده شدن هست نقش کلیدی و بسیاری مهمی را دارند و چه خوب است که بیشتر به آن توجه کنند.
میارجل:مشوق شما برای گام نهادن در فعالیت های هنری چه کسانی بوده اند و عکس العمل خانواده شما در این مورد چه بوده است؟
خانواده ی بنده که همگی سررشته ای از هنر را هر کدام به نوعی داشتند همیشه من را تشویق میکردند و گرچه هرگز از سوی خانواده حمایتی در مسیر رشد هنری نداشتم اما هیچ مخالفتی هم برای ادامه ی راهی که انتخاب کردم نداشتند.
میارجل:توصیه و دردل پایانی و یک سخن با خوانندگان سایت میارجل؟
توصیه ی من به هنرجویانی که در ابتدای راه هستند می باشد که اول از همه سعی کنید عزیزان هنر را علمی و اصولی یاد گرفته و دنبال کنید و هرگز نا امید نشوید.و سخن پایانی ام با مخاطبان عزیز سایت میارجل در مورد سازم هست دوستان من هیچوقت درد دل نکردم تا به کسی یاد ندهم چطور دلم را به درد بیاورد بجز سازم. سازم را هیچوقت به چشم یک شی نگاه نکردم و سازم تنها سنگ صبور من بوده و هست. سازم تنهای کسی بود که هرگز من را سرزنش نکرد و نمی کند . سازم تنها کسی بود که هیچوقت در حقم نامردی نکرد. تنها کسی که بیست و چهار ساعته و هفت روز هفته را همیشه و در هرحالتی همراه و همدمم بوده و هست.هیچوقت به دردهایم نخندید و به من ترحم نکرد و همیشه حالش مثل حال من بود و هست و خواهد بود.ساز من بهترین دوستت خواهد بود قول میدهم و در اخر از خانم حسن زهی بزرگوار که محبت کرده و وقت گذاشتند و پای حرفای من نشسته و آنها را به گوش شما رساندند یک دنیا متشکرم.


نظرات کاربران