معماری ناشناخته در بلوچستان به روایت محمدصدیق دهواری
به گزارش گروه فضای مجازی پایگاه اطلاع رسانی میارجل؛ محمد صدیق دهواری فعال فرهنگی بلوچ؛ با انتشار تصاویر زیبایی از معماری بلوچی نوشت: قوم بلوچ بهعنوان یکی از بزرگترین اقوام ایران همچنین در کشورهای پاکستان و افغانستان و حاشیه خلیجفارس دارای جمیعت چشمگیر بوده و به زبان بلوچی بهعنوان یکی از زبانهای زیرشاخه هندواروپائی تکلم میکنند.
از گذشتهای تاریخی میتوان به آثار و نشانهای اعصار شکار، شبانی و کشاورزی در بلوچستان اشاره کرد و سکونتگاههای این دورههای باارزش در تاریخ بشر را در بلوچستان یافت.
غارهای کشفشده با آثاری از سکونت آدمیان در بلوچستان خود گواهی براین امر است که با دست کندهای که نمونههای آن را میتوان در تمین، ایرانشهر، خاش و از گشت تا دزک، تا دهک وبم پشت در سراوان ودیگر نقاط بلوچستان مشاهده کرد سکونت آدمی را در بلوچستان به تصویر میکشد.

طبیعت زندگانی در پهنه جغرافیائی با سختیهای فراوان زندگانی سبب شده است همواره زندگی گروهی داشته باشد و در اجرای کمترینهای زندگی نیز، نیازمند پشتیبانی و مساعدت دیگران گردد. ازاینرو در کنار آداب ورسوم فراوانی که هم زاد با این قوم دلاور و بیباک است، تهیه مسکن ارزان و مناسب و سازگار با ویژگیهای جغرافیائی همواره مورد توجه بوده است، بهطوریکه با بهکارگیری مصالح بومی و در دسترس و آسان مسکن خود را تهیه تا در فصل گرما و سرما و در مهاجرتها و اسکان موقت بتوان بهآسانی آن را تهیه و استفاده نمود.
بااینحال در دورههای بعدی نمود سکونت آدمی در دو معماری کپر و خشت جلوههای خاصی بخشیده است که همچنان تداوم دارد که نمونههای آن را میتوان در محل سکونت، مسجد و مدرسه یافت که به دو صورت کپری و خشتی وجود دارند.
کپر
سادهترین و در عین حال مطمئنترین سکونتگاه بلوچ هست از مصالح بومی همچون شاخه درخت خرما بنام کرز و برگ درختان داز که بهوفور در آبراهها یافت میشود، ساخته میشود و بهتناسب نوع کاربرد ابعاد مختلفی دارد و در برابر باد و باران استوار و از ماندگاری برخوردار بوده ولی پس از هرچند سالی نیاز به بازسازی دارد و برخلاف گدام در کوچ قابلیت جابجایی ندارد و بیشتر از آن به سکونتگاه روستایی یاد میشود که نیاز به جابجایی نداشته باشد نوع ساخت ان نیز در مناطق مختلف بلوچستان دارای تغییراتی هست.
به کپر در برخی از لهجههای زبان بلوچی لوگ نیز گفته میشود و انواع مختلفی داردکه بخشی از آنها را استاد عطا شاد در کتاب بلوچی نامه معرفی کرده است( این کتاب به زبان فارسی توسط انوردهواری ترجمه وتوسط انتشارات کتاب بلوچ منتشر شده است)
کپر نوعی مسکن روستایی است که روستائیان بلوچ با استفاده از مصالح بومی وب ویژه کرز (چوب برگ درخت خرما) وچیلک (نوعی طناب حصیری بافتهشده از برگ درخت داز) و حصیر (نوعی زیرانداز بافتهشده از برگ درختان داز) آن را بهصورت مستطیل شکل احداث میکنند که در آغاز شاخههای درخت خرما را بهصورت خمیده باهم مهار مینمایند و سپس بر روی آنها را با حصیر میپوشانند و بهاینترتیب گونهای سایبان و مسکن تهیه میشود همچنین کپر انواع مختلفی دارد که بستگی به شرایط نوع استفاده و زمان بهرهبرداری ان را احداث میکنند.
امروزه نیز باوجود خانههای ساختمانی و آپارتمانی کپر جایگاه خود را باریافته و برای تنوع بلوچها در منازل ویلائی و باغها و حتی پشتبام ساختمانها به ساخت کپر میپردازند.
گدام
گدام نیز نوعی مسکن روستایی است که از موی دام بافته میشود و با کپر فرق دارد. حتی ازآنپس از دست کند میتوان بهعنوان نخستین مسکن بلوچ یادکرد که در برخی از لهجههای زبان بلوچی گدان، پلاس نیز گفته میشود و با توجه به شرایط زندگانی بلوچها و کوچ از سردسیر به گرمسیر در هامین که همان فصل برداشت خرما میباشد بهسادگی قابل جابجایی و نصب از یک مکان به مکان دیگر است برخی از مهاجرت ها دیگر نیز ناشی ازبدست آوردن مرتع مناسب برای دام و دسترسی به اب صورت میگیرد که در این حالت کوچ نیز نیاز به جابجایی گدام وجود دارد.
گدام بیشتر در مناطق شمالی که دامداری رواج بیشتری دارد کاربرد دارد ولی کپر در مناطق روستایی رواج دارد
بناهای خشتی
بناهای خشتی پس از کپر وگدام جانشین مسکن بلوچها شدهاند و امروزه نیز باوجود مصالح اجری وسیمانی وتیراهن در روستاها کاربرد خویش را حفظ کردهاند که بنای منازل مسکونی قلعهها و مدارس و مساجد از خشت خام و گل ساختهشدهاند و توانائی ساخت چند طبقه با خشت خام و گل با پوشش سقفی تنه درخت خرما و شاخه آن بنام کرز وجود دارد که نشان از استحکام خشت و ماندگاری تنه درخت خرما و شاخه آن بنام کرز در پوشش سقفی را دارد.
در بناهای خشتی روستاها اتاقهای مسکونی مستطیل شکل در حیاطی وسیع و گسترده درکنار هم قرارگرفتهاند و اتاقی جداگانه و دورتر که درب ان نیز به سمت دیگر اتاقها نیست بهعنوان بیتک یا مهمانخانه احداث میگردد که نشان از مهماننوازی بلوچها دارد و درب آن همیشه باز و لحاف ودشوک جداگانه برای مهمان وجود دارد و حتی زمانی که مرد خانواده در خانه حضور ندارد. مهمان در بیتک مستقر و از طریقی به مهمان خوراک رسانده میشود
امروزه نیز در ساختمانهای ویلائی شهری اتاقی جداگانه که ورودی مستقل به حیات دارد بهعنوان پذایرئی کاربرد خود را حفظ کرده است.
تا جائیکه منارههای مساجد تا ارتفاع ده متر نیز بهصورت مدور و مربعی از خشت خام و گل ساختهشدهاند و امروزه نمونههای آن در مساجد زنگیان واسپیچ سراوان وجود دارند
تزئینات با استفاده از خشت نیز در داخل و خارج اتاقهای وجود دارد و قلعهها نیز گونهای ساختهشدهاند که دارای راه پنهانیهای بودهاند که برای راهیابی به طبقه بالایی میبایست از راهروی تنگ و تاریک بهصورت پلکانی گذر کرد.
تأمین آب برای ساکنان نیز از دید معماران بومی پوشیده نمانده و با اینکه تأمین آب آشامیدنی و دیگر نیازها ضروری از آب قنات برای قلعهها چاههای اضطراری پیشبینی و در مکان مناسبی حفرشدهاند.
گنبد نیز تنها در مقابر کاربرد دارد و نمونه آن را در مقابر تاریخی میتوان مشاهده کرد که بیشتر در بقعهها و اماکن دینی دیده میشود ولی در مساجد گنبد بکار نرفته است و پوشش حتی کهنترین مسجد نیز پوشش سقفی ان تنه درخت خرما است.
معماری گنبدی نیز از دوره پهلوی اول با ورود معماران یزدی و کرمانی و پس از احداث برخی ساختمانهای دولتی همچون ساختمان بهداشت محیط سراوان و ایرانشهر و آموزشگاههایی در زاهدان در مراکز شهری کاربرد پیدا کرد که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 آن نیز کنار گذاشته شدوجای خود را به تیرآهن در منازل شخصی داده است.
بهر جهت جایگاه معماری بلوچستان به دلایل متعددی ناشناخته مانده است و بر پژوهشگران معماری است که شکوه معماری بلوچستان را که در قلعهها نیز نمود پیداکرده است بررسی و معرفی نمایند.



نظرات کاربران