خدابخش جلالزهی: حراست از زبان بلوچی بر عهده شاعران و پژوهشگران بلوچستان است/ بلوچی زبان اصیل ایرانی
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی میارجل؛ مثل اغلب تحصیلکردگان بلوچ روی زبان و فرهنگ زبان مادریاش تعصب خاصی دارد و با حوصله و دقیق حرف میزند، خدابخش جلالزهی را کمتر کسی است که در حوزه زبان و ادبیات بلوچی کار کند و او را نشناسد، مسلط به چند زبان زنده دنیا است و این را حاصل تلاش و زحمات دوران جوانی اش می داند . به سراغ او رفتیم تا گفتگویی را با او برای خوانندگان پایگاه خبری میار جل ترتیب دهیم.
ضمن سلام و وقت بهخیر ممنون از اینکه وقت خود را در اختیار پایگاه خبری میار جل قرار داده اید خود را معرفی کنید و بفرمایید که چند سال است در عرصه ادبیات و زبان بلوچی فعالیت دارید ؟
من خدابخش جلالزهی، اهل و ساکن بمپور و بزرگ شده ی همین منطقه هستم. بمپور سرزمینی است وسیع که در قبل از تقسیمات کشوری و شهرستان بندی های این استان در سالهای اخیر، بزرگترین بخش کشور بود و دامنه آن از از پنج کیلومتری مرکز شهر ایرانشهر تا اولین محدوده ی جنوب شرق استان کرمان(زهکلوت) همچنین به اولین محدوده شرقی استان هرمزگان امتداد داشت و در دهه گذشته، شهرستان های دلگان، فنوج و بخش های لاشار، اسپکه، از آن جدا و ارتقا یافتند.
جناب جلالزهی از سوابق کاری خودتون برای ما بیان کنید .
در خصوص پاسخ به سوال شما عرض کنم که من از سن جوانی ، مشتاق شعر و ادب به زبان بلوچی بوده ام و در این راستا تلاش هایی را حداقل برای امتناع آنچه که خودم در جستجوی آن بوده ام، کار کرده ام.
در همین رابطه، در سال های آخر فعالیت رادیو ایرانشهر که سال های قبل از ۶۵ روزانه چند ساعت برنامه بلوچی را پخش می کرد، مدتی را به عنوان گوینده و مترجم زبان بلوچی، در کنار بزرگان عرصه ادبیات بلوچی همچون، شاعر و خواننده مشهور بلوچی و اردو، مرحوم استاد غلامرسول دینارزهی شاعر و ادیب بلوچ، مرحوم استاد عبدالستار بلوچ «بیدل» و استاد شهیر این عرصه اصغر علی ازگ، که هم اکنون در بلوچستان شرقی زندگی و فعالیت میکنند، کار کرده و البته مدتی هم از دانش زبان بلوچی مرحوم استاد اشرف سربازی، اولین گوینده این زبان در رادیو بلوچی زاهدان بهره بردهام.
بفرمایید که به عنوان یک پژوهشگر بلوچ اوضاع فرهنگی و ادبی شهر خود را چطور ارزیابی می کنید؟
عرصه زبان و ادبیات بلوچی در منطقه ما، دورانی همراه با فراز و نشیب مختلف را سپری کرده است. در سالیانی نه چندان دور، شاعرانی بزرگ همچون شادروان قادربخش آبسالان و استاد عید محمد شهلی بر که فردی روشن روان و نابینا هستند خورشید فروزان شعر و ادبیات به زبان های فارسی و بلوچی در این منطقه بوده اند، در سالهای اخیر هم شاعران جوان و نو ظهور دیگری توانسته اند در این سامان، مشعل ادبیات را دوباره روشن و فروزان سازند و این روشنایی را ادامه دهند. شاعرانی همچون محمد یاسین جلالزهی با بیش از بیست و پنج عنوان کتاب شعر در مضامین مختلف همچون شهید و شهادت و...
مقصود دهمیری با سه کتاب چاپ شده با عنوان غزل بانو که عمدتا در سطح استان و بعضاً تا سطح ملی رشد کرده اند. تلاش این عزیزان در عین قابل تحسین بودن کارشان، متاسفانه در زمینه ادبیات بلوچی و زبان مادری آنها جای نقد دارد.
این نقد من زمانی پر رنگ تر میشود که همه میدانیم، شعر و ادبیات در زبان فارسی و ملی ما حتی اگر فعالیت ها و کار شاعران جوان بلوچ این منطقه هم در میان نبود نگرانی و کاستی چندانی را در معیار کلی نداشت و بوده و هستند شعرای بسیاری که در سطح کشور و ملل مجاور، که در عرصه ادبیات و شعر فارسی، در قناع جامعه فعال هستند.
اما در جایی که ما به عنوان شاعر بلوچ، خود را از شاخص های والای اجتماعی، سیاسی و ادبی مستغنی میدانیم، جای سوال است که کس یا کسانی که می توانند شعر بسرایند و کتاب بنویسند چرا هیچ تعهدی را نسبت به زبان مادری شان احساس نمی کنند؟
نکند همچون تاریخ گذشته بلوچستان که در سده های قبل توسط مستشاوران و جهانگردان اروپایی(آنهم بسیار مغرضانه) نوشته شده است و یا آن قسمت از تاریخ بلوچستان و قوم بلوچ که تحت تاثیر بعضی از وابستگان به حکام و پادشاهان و سلاطین دوران پادشاهی با جهت دهی های خاص حکومت های مرکزی آن دوران نوشته شده است باز هم نسل امروزی شاعران و نویسندگان بلوچ زبان ما انتظار دارند که خارجی ها و حداقل شعرای غیر بلوچ هموطن ما، کمر همت را بر احیای زبان و ادبیات زبان بلوچی ببندند؟
لذا از این منظر است که به نظر حقیر، وقتی که یک شاعر بلوچ زبان که توان کافی برای سرودن شعر و نوشتن کتاب با مضامین گوناگون برخوردار و از رعایت اصول نگارش زبان فارسی بهره مند است چرا نتواند و نخواهد به زبان مادری اش شعر بسراید و کتاب بنویسد؟ به نظر من این ظلم بزرگی است که شعرای بلوچ به زبان و ادبیات بلوچی می کنند و خود از آن به اندازه کافی آگاه نیستند.
نکته دیگر اینکه، من قبول دارم که زبان بلوچی متاسفانه در سایه زبان ملی ما و زبان های همجوار دیگر تاثیرات زیادی را پذیرفته، اما اگر قرار باشد این زبان را به عنوان زبان مادری خویش حفظ کنیم و نسبت به آن متعهد باشیم این حفاظت و حراست از زبان مادری ما به وسیله چه کسانی باید انجام گیرد؟
به عنوان یک شخصیت ادبی در سطح استان بفرمایید بیشتر در چه قالب هایی شعر سروده اید و چنانچه الگویی در این زمینه دارید برای خوانندگان ما معرفی کنید ؟
اینکه شما، مرا شاعر بدانید، این را قبول ندارم و برای من سخت است که خود را شاعر بنامم خصوصا وقتی که جایگاه سروده های خود را می فهمم و در عین حال شعر پر نقض و عمیق شعرای نامی زبان بلوچی، همچون شادروان سید ظهور شاه هاشمی و بانی الفبا و نگارش مستقل خط و زبان بلوچی و شعرای دیگری همچون شادروان ملا فاضل، شادروان مولانا روانبد (سعدی بلوچستان) و ملا پازل، استاد غنی پرواز، ملا قاسم، استاد علی بخش دشتیاری، استاد عطاشاد، استاد مبارک قاضی
در دوره های گذشته و شعرای عصر فعلی همچون منظور بسمل، استاد عبدالناصر پسند، استاد محمد ناصر پسند، مولانا محمد نور پسند، ملا موسی راسکی بهار علی بهار،اصغرعلی آزگ، منیر مومن، اسحاق خاموش، جان محمد دشتی، ملا راسکی، مولانا محمد روانبد، ملا عبدالحسن روانبد(ساکن در هر دو بلوچستان-شرقی و غربی) و در یک مقایسه ساده برایم سخت است که با وجود چنین شعرایی در عرصه زبان و ادبیات بلوچی چون منی خود را شاعر بداند وقتی که آنها شاعر بوده اند و هستند، چند سروده دست و پاشکسته من جای طرح به نام شعر را ندارد.
به عنوان یک زبان شناس بلوچ نقش شعر و شاعران بلوچ در رشد و بیداری جامعه چیست و چگونه می توان ایننقش را پر رنگ تر کرد
برای رشد و بیداری هر جامعه، تمام افراد و آحاد آن جامعه متعهد به نقش آفرینی و نقش پذیری هستند. شعرا هم از آنجایی که به هنر شعر وبه ارتقای تراوش های قلب و دل در قبال جامعه موظف هستند و می توانند به زبان مادری شعر که زبان عشق و عاطفه هاست جامعه را تحت تاثیر قرار دهند. باید نقش خود را با داشته هایشان یعنی شعر و هنر سرودن کلمات و آراستگی واژه ها در قالب مطلوب مردم بهتر ایفا کنند این موضوع وقتی محقق می شود که به آن توجه بیشتری از طرف شاعر و جامعه و مسئولان هر دوره از جوامع مبذول شود
شما در حال حاضر وضعیت زبان و ادبیات بلوچی را در بلوچستان چگونه میبینید؟
این موضوع را در بلوچستان باید از دو منظر تا حدودی متفاوت با هم دید. متاسفانه مناطق شمالی و و مرکزی بلوچستان، از این دیدگاه کم رنگ است و غیر از معدود نشریاتی که توسط قشر جوان و عمدتا تحصیل کرده بلوچ زبان و یک و دو نشریه استانی آن هم دو زبانه (فارسی و بلوچی) منتشر شده می شوند فعالیت چندان دیگری در این قسمت ها از استان ما در عرصه زبان و ادبیات بلوچی مشهود نیست با این توضیح که معدود نشریات مدنظر از محتوای خوبی برخوردار هستند و معدود تلاشگران و پژوهشگران این مناطق همچون استاد فرزانه، شه بخش و یادگاری که ساکن مناطق مرکزی و شمالی بلوچستان هستند جایگاه بس بزرگ و مهمی را در ادبیات بلوچی دارند و تلاش و همت این عزیزان بسیار بسیار ستودنی و ماندگار است اما میخواهم بگویم که در مقایسه با رشد نسبی و فراگیر زبان و ادبیات بلوچی، خصوصا شعر و رجانک(ترجمه) که در منطقه جنوبی و مکران بلوچستان، مشتاقان،فعالین و دست اندرکاران بسیاری را داشته و دارد. از نظر تعداد و میزان فعالیت های همگانی دو بخش جغرافیایی مطرح شده ی بلوچستان، متفاوت از یکدیگرند.
در بلوچستان جنوبی و مکران این موضوع به عنوان مسئولیت فراگیر، از گذشته تا کنون مدنظر بیشتر مشتاقان این عرصه بوده و این تلاش ها در سالیان اخیر و پس از عمومی شدن فرصت رسانه های مجازی بسیار بهتر و بیشتر شده است به عنوان مثال، در همین زمان صدها گروه رسانه ایی مجازی در جنوب بلوچستان به زبان بلوچی فعال هستند در حالیکه این فرصت برای جوانان و دوستداران زبان بلوچی در مرکز و شمال استان هم وجود دارد اما بشدت اشتیاق به استفاده و بکار گیری این امکان و فرصت بسیار فاصله دارد.
به نظر شما کدام شاعر بومی و بلوچ توانسته است در گسترش فرهنگ و ادبیات در بلوچستان تاثیر گذار باشد ؟
میان خیل شاعران بلوچ زبان که بسیاریشان فوت کرده اما به لحاظ آثار ماندگارشان همچنان در جامعه زنده و در بین مردم هستند. ارادت خاصی به شادروان سیدظهور شاه هاشمی و سروده های ایشان دارم. ما در بین مشتاقان ادبیات بلوچی، سید ظهور شاه را ملقب به شه سسا صاحب اندیشه(نیک اندیش ) میدانیم ، هرچند محدود کردن این عرصه به یک شاعر آن هم که به هر میزان بزرگ و نامی هستند، کم مهری به ادبیات زبان است و شعرای نامی بسیاری در این عرصه وجود داشته و دارند،
نقش انجمنهای ادبی و موسسات در رشد فرهنگ و ادبیات در بلوچستان چیست و به نظر شما چکار باید کرد که زبان بلوچی بتواند جایگاه حقیقی خود را پیئدا کند و تاثببر گذار باشد ؟
مبحث اول سوالتان در خصوص نقش انجمن ها و موسسات در رشد جامعه بلوچستان ، را باید عرض کنم، این موسسات در بلوچستان از قدمت زیادی برخوردار نیستند با یک نگاه به زمان شکل گیری انجمن ها در محدوده بلوچستان مرکزی در می یابیم که تعداد انگشت شماری سابقه دو رقمی از زمان تأسیس شان دارند و آنچه که الان موجود هستند در سنوات اخیر شکل گرفته اند.
اما این موسسات با همین سابقه کم شان، خوشبختانه موثر و آثار خیر و خدمات پر برکتی بوده اند و نسبت به سابقه فعالیت شان، خوش درخشیده اند در همین راستا از انجمن ادبی گلتاک و موسسه مردم نهاد شاعران چشمه هنر میتوان یاد کرد که دامنه فعالیت شأن از سطح این شهرستان به استانی و ملی گسترش یافته است، فعالیت انجمن گلتاک که هر هفته برگزاری محافل شعرخوانی را دارد باید آن را پر رنگ به پنداریم.
موسسات مردم نهاد دیگری همچون دستان توانا و...هم نسبتا نقش آفرینی های خوبی در عرصه های مختلف دارند و لازم است که از این ظرفیت ها استفاده بهینه کرد.
بخش دوم سوالتان یعنی اینکه چکار باید کرد که زبان بلوچی بتواند جایگاه حقیقی خود را در جامعه پیدا کند باید عرض کنم، این درست همان گفته ایی است که متاسفانه تا الان زمان مورد بی مهری قرار گرفته است. این بی مهری ها و کم لطفی ها متاسفانه از هر دو جانب بوده است یعنی نه شاعران و نویسندگان بلوچ زبان تعهد لازمه را در این خصوص داشته اند ونه مسئولان امر در نهادهای استانی و ملی تلاش و همت لازمه را در پشتیبانی و حمایت از زبان بلوچی به عنوان یکی از زبان های رایج در کشور که گویش چندین میلیونی را دارد مبذول داشته اند.
جا دارد و لازم است که وزارت ارشاد کشورمان به عنوان مسئول و متولی چاپ و نگارش آثار شعرا و نویسندگان، همت بیشتری در چاپ آثار این عزیزان را بنماید. این مهم، خصوصا با توجه به توان مالی پایین نویسندگان و شعرا یا بهتر عرض کنم توان مالی صفر این گروه ضرورت امر را جدی تر و الزامی تر میکند. حمایت دولت و محترم وزارت ارشاد در راه اندازی یک موسسه انتشاراتی خاص زبان بلوچی بطور قطع همان ظرفیتی است که تا کنون وجود نداشته و الزامی و قطعی است.

جناب جلالزهی بفرمایید بیان کنید به نظر شما شاعران بلوچستان توانسته اند در سطح کشوری و ملی جایگاه خود را به دست بیاورند ؟ توضیح دهید.
پاسخ من به سوال شما خیر است آن هم به دلیل همان محرومیتی که در جواب سوال قبلی تان عرض کردم، وقتی که در کشور، کمترین توجهی به ثبت و ضبط اشعار و نوشته های نویسندگان زبان بلوچی نمی شود و به عنوان مثال علیرغم جایگاه قانونی این موضوع، در قانون اساسی کشور، هیچگونه رغبتی به تدریس زبان های بومی زیر مجموعه کشور از جمله بلوچی وجود ندارد چگونه گویش وران آن زبان به جایگاه مورد نظر و مطلوب زبان شان میرسند.
در سال های اخیر جز به ایجاد یک فرصت در مقاطع تحصیلات عالی یعنی اختصاص به دو واحد درس آنهم به تمایل دانشجویان، در نظر گرفته شده، هیچگونه کار زیر ساختی در این باره انجام نگرفته است و اصولاً دانشجویی که سطح تحصیل وی به مقطع عالیه رسیده از گذشته تحصیلات خود هیچ پس زمینه ایی ندارد، چگونه انتظار به موفقیت او در دستیابی به این فرصت هست، معمولا ما مردم آسان ترین ها را پسند میکنیم. تحصیل به زبانی که در مقاطع ابتدایی از آن محروم بوده ایم همزمان با انتخاب دو واحد دیگر به زبان فارسی که سالها آن را خوانده و بلد شده ام یقینا گزینه آسان در انتخاب دو واحد دیگر به زبان رسمی را برای چنین دانشجویی آسان تر جلوه میدهد. در این باره لازم است که تدریس به زبان های بومی را از زیر بنا یعنی مقطع ابتدایی شروع باید کرد. این همان فرصتی است که متاسفانه تا کنون از گویش وران زبانهای بومی کشور گرفته است.
چنانچه حرف نگفته ای اگر در ذهن است بیان کنید ؟
در این باره روی سخنم با مردم است، با کسانی که زبان مادری شان بلوچی و زبان رسمی شان فارسی است در جامعه فعلی بلوچستان بسیار دیده شده است که بعضی مدعیان روشنفکری در منازل خویش فرزندانشان را از زمان شروع به سخن گفتن، مجبور و با تشویق به گفتار زبان رسمی کشور یعنی فارسی می کنند. این کار به نظر من بدعت ناپسندی است.ما به لحاظ ایرانی بودن مان و وابستگی به زبان ملی و الزام به تحصیل به زبان فارسی، خواسته و ناخواسته این زبان را فرا می گیریم. و این ضرورتی محض است، این کار در زمان تحصیل فرزندانمان در مدارس ، و در حضور آنها در جامعه و مشاهده و سرگرمی مان در میان رسانه های فراگیر همچون رادیو و تلویزیون، به خودی خود انجام میگیرد و نگرانی از این منظر امری غیر ضروری است، آنچه که مهم تر جلوه میکند ضرورت جامعه ما به پرهیز از خود باختگی های فرهنگی است، در عین پاسداشت زبان ملی لازم است که زبان مادری مان را در کنار زبان ملی حفظ و حراست کنیم. همانگونه که زبان عربی را برای انجام فریضه های دینی نان حداقل برای انجام عبادت هایمان لازم داشته و یاد میگیرم، ما حتی اگر زبان بلوچی را در مقابل زبان های فارسی از یاد ببریم لازم است بدانیم که در همان حال هم بلوچ هستیم و زبان مان بلوچی است. یک ترک و کرد و عرب هرگز بلوچ نمیشود همین دلیل است که یک بلوچ فارس نمیشود. ایران ما خواستگاه قومیت های متعددی است که از آن جمله بلوچ ها، ترک های آذری، عرب خوزستانی، کردهای کردستان و کرمانشاه و گیلک ها و ترکمن ها و...همه این اقوام اصیل ایرانی هستند و عزت مان به ایرانی بودن مان و اسلامی بودن مان، اما وقتی که قدری عمیق تر نگاه کنیم ایران ما از گذشته دور تا امروز مأمن و خواستگاه، اقوام اصیل گوناگون بوده و خواهد بود.
گفتوگو از شیدا حسن زهی
نظرات کاربران