گیاهان دارویی بلوچی نعمتی ارزشمند در درمان سنتی بیماریها
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی میار جل، به همراه دوستم به سمت بازار روز ایرانشهر حرکت کردیم تا وسایل مورد نیاز خودمان را تهیه کنیم در مسیر از مغازه های زیادی گذشتیم بعضی از مغازه ها عطر و بوی خاصی را درون خود داشتند به نحوی که تا چند فرسخی این عطر و بو به مشام می رسید و رهگذران را کنجکاو میکرد و به نوعی به سمت خود جلب می کرد.
وقتی که نزدیک تر رسیدم متوجه مغازه عطاری فروشی شدم که درونش انواع و اقسام داروهای گیاهی به چشم می خورد بعضی از داروها شکل های عجیب و غریبی داشتند و برایم بسیار نا آشنا بودند که و برایم جالب بود . ناگهان یاد موضوعی که دیروز پیش افتاده بود افتادم یاد تماسی که دختر خاله ام با مادرم داشت پسر کوچکش مریض شده بود و از مادر اسامی بعضی از داروها را که در رابطه با بیماری پسرش بود میخواست.
دوستم نیز همانند دخترخاله ام اطلاع دقیقی از داروهای بلوچی و خواصشان نداشت و با خود اندیشیدم خیلی از ما افراد نسل جدید آشنایی زیادی با داروهای سنتی بلوچی نداریم و همیشه به کتابخانه مادرها و مادربزرگ هایمان که درون قلب و ذهنشان هست مراجعه میکنیم بهتر است گزارش این ماه خود را برای سایت میار جل در مورد خواص داروهای گیاهی بلوچی تهیه و تنظیم کنم . توضیحاتی را به شما بینندگان عزیز ارائه دهم.برای انجام این مهم وارد یکی از مغازه های عطاری شدم و از فروشنده سوالاتی در خصوص گیاهان بلوچی پرسیدم.فروشنده که شخصی مسن به نام الله بخش بود به همراه پسر جوانش به نام کریم مغازه را می چرخاند.
گیاهان دارویی بلوچی از تنوع زیادی برخوردارند
الله بخش این چنین صحبت هایش را شروع کرد:در گذشته بیشتر مرسوم بود برای رفع بیماری ها طبیبان دست به دامن طبیعت زده و با مطالعه و تحقیق در مورد انواع گیاهان خودرو و وحشی،راه درمان را برای انواع امراض محیا می کردند و این نوع روش درمان نسل به نسل بین مردم بلوچ می گذشت .که در این بین افراد زیادی جان خود را از دست داده اند زیرا برای انجام آزمایشات تکمیلی طبیب مربوطه به اجبار بر روی بیماران داروهای مختلف را آزمایش می کرد تا از نتیجه قطعی بهبودی شخص اطمینان حاصل کند و بداند کدام نوع دارو برای بیماری مناسب است.
با توجه به نوع منطقه جغرافیایی در هر قسمت از بلوچستان داروهای به خصوصی رشد می کند و وضعیت آب و هوایی تاثیر به سزایی بر روی گیاهان دارد همچنین میزان تابش نورخورشید در ساعات به خصوصی از روز با توجه به گرما و سرمای هوا در فصول مختلف سال از اهمیت ویژه ای برخوردار است.تعداد بی شماری از آنها بر فراز کوهها و دشت های وسیع رشد کرده و برای جمع آوری آنها سختی زیادی را باید تحمل کرد زیرا مسیر صعب العبور کوهها مکان نامناسبی برای رفت و آمد نقلیه سواری و موتوری نیست.گیاهان دارویی به چند دسته تقسیم میشوند .
دسته ای که آسیاب میکنند و بصورت پودر در می آورند تا به همراه آب میل نمایند .
دسته دوم که بصورت چای دم میکنند و یا بر روی شعله ملایم گاز قرار می دهند تا با حرارت کم آماده استفاده شود.
و دسته سوم هم بصورت ضماد تهیه و مصرف خارجی دارد.
بلوچستان گنج نهفته سرزمین کهن است
گیاهانی که به ثبت کشوری رسیده است و شهرت خاصی در بین اطبا دارد. امروزه با پیشرفت علم در زمینه های پزشکی با کمی جستجو در اینترنت از انواع خواص و فواید آنها آگاه می شوید و البته در قدیم که پیشرفت صنعت به این صورت نبود و مردم حتی برای باخبر شدن از احوال همدیگر از تلگراف استفاده میکنند تنها دکتری که به آن دسترسی داشتند مادربزرگهایمان بودند که آنها نیز دانسته های خود را همچون گنج گرانبها از مادرها و مادربزرگ هایشان به ارث برده بودند و در اختیار فرزندان خود می گذاشتند. گیاهانی از جمله گز روغن، پنیرباد، آنغوزه، بنه، سنا، کُنار، وشاء، بادام کوهی، آلوئهورا، مریمگلی، برازمبل، کلپوره، گون، پونه، ایشوِرک، استبرق، درخت مسواک، خرزهره، علف مار، مارموتک، ریواس، درمنه، موسیر، زیره سیاه، گُلدِر، هندوانه ابوجهل، خارمریم، خارشتر، گلگندم، خاکشیر، خارخَسَک، گزنه، شاهتره، بید، مورد، پنیرک، داتوره، بنگدانه، پونهسا، مشکک، سهپستان، بومادران، پنجانگشت و بارهنگ از جمله گیاهان دارویی خودروی این منطقه هستند.
آشنایی با خواص گیاهان بلوچی با هدف ازدیاد در علم طب سنتی
مادرم همیشه برایم تعریف میکرد که تو با هم سن و سالهایت خیلی فرق داشتی و مثل آنها مدام به فکر شیطنت و بازیگوشی نبودی و اگر حس کنجکاویت در مورد کاری پیش می آمد تا کاملا آن را برطرف نمی کردی دست از تلاش برای دانستن آن بر نمی داشتی. مدام در حال سوال پرسیدن از همه بودی.اولین تجربه را در دوران کودکی به دست آوردم زمستان بود و من همراه پسر بچه ها مشغول بازی بودم.وقتی بازی کردنم تمام شد به خانه برگشتم و کنار چراغ فتیله ای دراز کشیدم و به خواب رفتم وقتی بیدار شدم متوجه لرزش در بدنم شدم و مادرم را صدا کردم.تب و لرز شدیدی گرفته بودم.مادرم فورا کیسه ای را از انباری آورد و یسری دارو را به صورت دم نوش آماده کرد و هر چند ساعت برایم می آورد تا میل کنم.بعد از دو روز سلامتی کامل را بدست آوردم و دوباره مشغول بازی با بچه ها شدم ولی احتیاط و مواظبتم را بیشتر کردم.در این بین از لحظه ورود به منزل سوال پرسیدن من شروع می شد.الله بخش خنده ای بر لبانش نقش بستد و سرش را به زیر گرفت در این بین پسرش کریم رو به پدر و بعد رو به من کرد و با تبسم گفت پدرم یاد خاطره ای افتاده و وقت هایی که دو نفری درون مغازه تنهاییم گاهی برایم تعریف می کند و باهم به شیطنت های کودکانه پدرم می خندیدم.
دوران نوجوانی شروع علاقه من به گیاهان بلوچی و پایان شیطنت های کودکانه ام بود
الله بخش ادامه داد که یک روز مادرم به منزل خاله ام رفته بود و من به همراه برادر و خواهر کوچکترم درون منزل تنها بودیم.از فرصت استفاده کردم و کیسه داروهای مادر را از درون انباری بیرون آوردم وقتی کیسه را باز کردم برای لحظه ای از تعجب خشکم زد و با خود اندیشیدم که دیگر اینها چیست.یادم آمد که مادرم بعضی از داروها را به کمک کف دست پودر کرده و به همراه یک لیوان آب به من داده بود تا میل کنم و مزه آن بشدت تلخ بود.کمی سکوت کرد گویا نمیدانست چجوری برایم تعریف کند بعد از چند لحظه ادامه داد،برادرم که اسمش یوسف بود را صدا زدم و به او گفتم معده تو درد میکند؟یوسف دوسال از من کوچکتر بود و گفت نه.گفتم خوب فکر کن معده تو حتما درد میکند اگر این دارو را بخوری هیچ وقت معده درد نمیشوی.برادرم هم حرفهای مرا باور کرد اما همینکه میخواست بخورد مادرم از راه رسید و فوری از دستش گرفت و مرا سرزنش کرد که ممکن بود برادرت را راهی بیمارستان کنی و تا در مورد کاری اطمینان پیدا نکردی نباید آنرا آزمایش کنی که خطرات جبران ناپذیری را به همراه خواهد داشت.حرفهای مادر را به خاطر سپردم و تا سنین نوجوانی فقط سعی در افزدون دانسته هایم کردم و دیگر هیچ گاه بدون اطلاع مادرم دست به کاری نزدم.وقتی پا به سنین نوجوانی گذاشتم به دنبال علاقه ام رفتم و همراه درس خواندن در مغازه عطاری حاج عبدالله با وساطت پدرم مشغول به کار شدم و با علاقه شروع به یادگیری کردم.
گیاهان بلوچی گنج نهان درون زمین بلوچستان هستند
ده سال بعنوان شاگرد در کنار حاج کریم کار کردم.در این ده سال تجربه های زیادی را کسب کردم و در مورد اکثر گیاهان تحقیقاتی را انجام دادم و به دفترچه راهنمای خودم افزودم.در جای جای بلوچستان اگر با قدری تامل و توجه مطالعه کنید با گیاهان بلوچی خارقالعاده ای آشنا خواهید شد و همچنین اگر سفری به روستاهای اطراف داشته باشید فقر و محرومیت این مردم را مشاهده می کنید اما اگر دقت داشته باشید برعکس مردمان شهرنشین از سلامتی بیشتری برخوردارند .در اکثر خانه های روستایی داروی بلوچی به وفور به چشم میآید و این مردمان با گذراندن روزهای سخت و درس هایی که از مادر طبیعت یاد گرفته اند به هنگام مشاهده بیماری از طبیعت کمک میگیرند و راه درمان خود را به وسیله گیاهان دارویی انجام می دهند.
عشق و علاقه الله بخش از تجارب استادش حاج کریم
پدرم تاکید زیادی به تحصیل داشت زیرا خودش بی سواد بود و همیشه مرا پند و اندرز می داد که بی سواد بودن خیلی بد است و شبیه فردی است که برای رسیدن به اهدافش باید تلاش فراوان کند و همیشه یک پله از آدم های با سواد اطراف خود عقب تر است.اگر در درسهایت افت داشته باشی و معلمت از تو راضی نباشد دیگر نمی گذارم درون مغازه حاج کریم کار کنی و از آنجا بیرون باید بیاید .من نیز به علت علاقه زیادم به داروهای بلوچی از فرصت بدست آمده نهایت استفاده را می کردم و بعد از تعطیلی مدرسه به مغازه عطاری میرفتم و با علاقه زیاد سعی در یادگیری و بخاطر سپردن صحبت های استادم داشتم.به توصیه حاج کریم به همراه خودم یک دفتر به عنوان دفتر یادداشت می آوردم و لیستی از انواع گیاهان بلوچی به همراه خواص درمانی و نوع مصرف تهیه کردم و بعد از گذشت چندماه اطلاعاتم به قدری کامل شده بود که استاد به هنگام ورود مشتری سکوت می کردند تا من به تنهایی نیاز مشتری را برآورده کنم .استاد برای اینکه پدرم خاطرنشان شود از استعدادم در یادگیری و اینکه در آینده میتوانم یک عطاری را به تنهایی اداره کنم برای پدرم گفته بود .گاهی نیز حاج کریم مرا در مغازه تنها می گذاشت و با خیالی آسوده به کارهای دیگر خود رسیدگی می کرد.
جدایی از حاج کریم و داشتن استقلال برای بازگشایی مغازه عطاری
حاج کریم پا به سن گذاشته بود و نمیتوانست مثل قدیم مغازه را اداره کند و امور مغازه را به پسرش سپرده بود.من نیز به کمک پدرم این مغازه که اکنون مشاهده میکنید را اجاره کردم و با تهیه داروهای گیاهی آغاز به کار کردم .در ابتدای کار با سختی های بسیاری برخورد کردم به طور مثال برای جلب اعتماد مشتری خیلی ارزانتر از بقیه جنس هایم را برای فروش قرار می دادم و گاهی نیز به رایگان در اختیار مشتری دارو قرار می دادم و تا مدتی ضرر می کردم اما به علت داشتن علاقه زیاد به شغلم و اینکه رسیدن به رویای دوران کودکی از مهم ترین اهداف در زندگیم به شمار می آمد با وجود تمام مشکلات باز هم به راهم ادامه دادم. عقیده ام بر این اساس بود که روزهای سخت مرا قوی تر می کند. بعد از گذشت سالها ،تمام دانسته هایم در خصوص داروهای گیاهی و درمان امراض را در اختیار پسرم قرار داده ام تا بعد از من این مغازه را بچرخاند البته پسرم ایده هایی دارد که از او خواسته ام بعد از من آنها را اجرا کند.

شنیدن خواص گیاهان بلوچی از زبان الله بخش
از الله بخش اجازه گرفتم تا اطلاعاتی را که در اختیارم قرار می دهد یادداشت کنم تا بعد ها نیز بتوانم استفاده کنم و ایشان نیز پذیرفت .دفترچه یادداشت را از کیفم بیرون آوردم و او اینگونه ادامه داد.هر گیاه دارویی خواص بیشماری را به همراه دارد که اگر به اشتباه مصرف شود خطر آفرین است پس قبل از استفاده از شخصی که در این خصوص مهارت دارد مشورت بگیرید.وقتی به نگاه کنجکاو من که درون مغازه می چرخید دقیق شد خواست تا خودم گیاهان را نام ببرم.بعضی از اسامی برایم جالب بود چون اصلا اسم هایشان به گوشم آشنا نبود و بعضی از داروها که روی شیشه های نگهداری اسم های آنها نوشته بود را نام بردم تا درمورد خواصشان صحبت کنیم.
گیاهان دارویی بلوچی یک راه مناسب برای امرار معاش روستاییان هستند
الله بخش می گوید خداوند را شاکرم که درون بلوچستان به دنیا آمده ام و با اینکه مردم بلوچستان بسیار محروم هستند و حتی خیلی از این اشخاص که در روستا ها زندگی میکنند درآمد کافی را برای امرار معاش ندارند. اگر شخصی دچار بیماری شود از عهده مخارج درمانی پزشکی آن برنمی آید و خداوند مهربان از دل زمین برای ما گیاهانی را رویانده است تا از طریق آنها بسیاری از مشکلات خود را رفع کنیم.گیاهانی که امرار معاش خیلی از خانواده ها در بلوچستان به آنها وابسته است.
با وجود پیشرفت سریع در تکنولوژی و علم پزشکی مردم بلوچستان سعی در زنده نگه داشتن میراث گذشتگان خود دارند و جز در موارد خاص سعی میکنند به پزشک مراجعه کنند .ایشان اظهار داشتند یکی از مشاغلی که به لطف طبیعت در این زمینه ایجاد شده است شغلی است که بنده در حال حاضر به آن مشغول هستم.مغازه عطاری بسیاری از نیازهای مردم را در زمینه بیماری برطرف می کند.
دیگر اینکه افرادی که برایشان مقدور است به دشت های اطراف بلوچستان رفته و داروهای گیاهی را جمع آوری می کنند و برای فروش به شهرهای اطراف می آیند و در اختیار مغازه های عطاری قرار می دهند.اکثرا روستاییها مشغول این کار هستند.
طبیب های سنتی که با داشتن مهارت در این امر به کار طبابت مشغول هستند.
بسیاری از شرکتهای معتبر در زمینه داروسازی و آرایشی بهداشتی در چند دهه اخیر به درمان گیاهی روی آورده اند که موفقیت های زیادی را در این زمینه به دست آورده اند.
بلوچستان مهم ترین کانون رشد گیاهان بلوچی است
الله بخش عقیده دارد که بلوچستان از نظر آب و هوای استان به چهار فصل معروف است.می گوید در هر فصل از سال اگر به مناطق مختلف بروید شاهد آب و هوا و اقلیم مختلف خواهید بود که این شرایط خاص رویشگاههایی را برای گیاهان مختلف به همراه داشته است.با رسیدن به فصل بهار و بارش باران که به زبان محلی «بهارگاه» می گویند، شرایط مساعدی را برای رویش انواع گیاهان دارویی فراهم می آید و این فصل از سال زمان مناسبی برای جمع آوری گیاهان است.شرایط آب و هوایی این استان سبب سازگاری و رویش گونه های مربوطه در این ناحیه شده است. گیاهان دارویی در گذشته نقش مهمی را در درمان بیماری ها داشته اند اما در سال های اخیر با وجود خشکسالیهای پی در پی و برداشت بی رویه گیاهان دارویی ، به سمت نابودی پیش رفته اند.
حرف آخر
او اظهار داشت که داروهای شیمیایی ضررات جبران ناپذیری را بر روح و جسم افراد بر جای می گذارند و از مردم خواستار بود تا با دقت و علاقه بیشتری در طب سنتی تحقیق کنند و با مزایای مفید این داروها برای امراض گوناگون آشنا شوند او عقیده داشت که نا آگاهی مردم نسبت به این داروها سبب فراموشی و کمرنگ شدن این طبابت سنتی شده است .می گوید طی سال های زیاد به اکثر شهرستانهای کشور مسافرت کرده ام و در مورد انواع داروهای گیاهی در آن مناطق تحقیق کرده ام .استان ما شامل داروهای نادر و کمیاب است و از نظر تنوع در گیاهان دارویی در بین کارشناسان دارویی مطرح شده است.از او برای اینکه وقتش را در اختیارم قرار داده بود تشکر کردم و همچنین از پسراشان زیرا در موقع تهیه گزارش به تنهایی به مشتری ها رسیدگی می کرد تا پدرشان با خیالی آسوده صحبت هایش را انجام دهد.
گزارش از معصومه اخوت


نظرات کاربران