گفتوگوی ویدئویی میار جل با اولین ورزشکار ملی پوش بلوچستان/ از دویدن در روستای دهمیر در بلوچستان ت
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی میارجل ، از او به عنوان اولین ورزشکار ملی پوش بلوچستان یاد می شود . قدِبلند و صورت سبزه اش که نشان از سختکوش بودن مردان بلوچ است ، به خوبی نمایانگر یک ورزشکار حرفه ای است که تجربه فروان او را نیز در میان چین های افتاده بر پیشانیاش می توان دید. یوسف دهمیری به عنوان اولین ورزشکار ایرانی بود که توانست در سال 71 به فینال مسابقات دومیدانی بازی های آسیایی هیروشیما راه یابد و افتخار آفرین باشد . او بیش از ده سال رکورد دار دوی صد متر ایران بود و به عنوان یک جوان بلوچ روستایی از یک خانواده مستضعف توانست بر بام دومیدانی آسیا راه پیدا کند . با او گپ و گفت صمیمانه ای ترتیب دادیم که همراه با یک گزارش ویدئویی تقدیم حضورتان میشود.
همت،تلاش و کوشش مسیر زندگی ام را مشخص کرد
با سلام و احترام خدمت شما همراهان همیشگی پایگاه اطلاع رسانی میارجل، بنده یوسف دهمیری هستم متولد ۱۳۵۱ در روستای دهمیر از توابع شهرستان بمپور به دنیا آمدم و دوران تحصیل را تا مقطع دبیرستان در دبیرستان طالقانی شهرستان بمپور به اتمام رساندم و در سخت ترین شرایط با توکل به خدا وارد عرضه های ورزشی شدم ، همت و تلاش و کوشش مسیر زندگی رام مشخص کرد و از همان دوران تحصیل که در تیمهای ورزشی آموزشگاه خودم بودم ،هم رشته فوتبال را دنبال می کردم و هم رشته دومیدانی را ادامه می دادم و تداوم این امر باعث شد که من آرام آرام توانستم به مراحل و مدارج بالاتر و ورزشی راه پیدا کنم و تونستم به مسابقات ورزشی استانی و کشوری ورود کنم و در سال ۱۳۷۱ اولین مسابقه رسمی من به عنوان یک ورزشکار در سطح ملی برگزار شد.
از دوران کودکی احساس کردم به ورزش دو میدانی علاقمند هستم
از همان دوران کودکی احساس کردم که به ورزش و به خصوص ورزش دو میدانی علاقهمند هستم،علاقه من به این ورزش بیشتر بود و من از همان کودکی در مسیرهایی که می رفتم عادت داشتم که با گامهای بلند قدم بگذارم و دارای سرعت و عکس العمل و واکنش های خیلی سریع بودم. البته این را هم بگویم که علاقه من در اوائل بیشتر به ورزش فوتبال بود اما مربی خوبم مرحوم آقای جانمحمد هودیانی که از من خواستند به رشته دومیدانی روی بیاورم و من هم اجابت امر کردم و به سمت دو میدانی کشیده شدم.
در بمپور دونده های سرشناسی فعالیت می کردند که برای من الگو بودند
البته از همان زمان در شهرستان بمپور دونده های سرشناسی در رشته دو میدانی فعالیت می کردند که اگر بخواهم اسم ببرم میتوانم از آقای اکبر زردکوهی و آقای داریوش یزدان پناه یاد کنم که برای من الگو بودند و آرام آرام در کنار دو صحرانوردی من هم توانستم دو سرعت را در ورزش منطقه گسترش بدهم دهم و اینگونه شد که دوی سرعت در شهرستان بمپور هم کمکم جای خودش را پیدا کرد و از همان زمان که بنده برای خدمت مقدس سربازی به شهرستان چابهار مراجعه کردم توانستند با یک مربی دیگر آشنا شوم که ایشان وقتی من را دید به من گفت که شما خیلی سریع و چابک هستید و بهتر است که در یک مسابقه دومیدانی که اینجا برگزار میشود شرکت کنید و در همان مواقعی بود که قرار بود یک تیم از رشته دومیدانی به تهران اعزام شود ایشان به من گفتند که شما هم بیا در مسابقات انتخابی شرکت کن و خودت را در معرض امتحان قرار بده و به قولی ببین که چند مرده حلاجی و من هم به زاهدان اعزام شدم و در این مسابقات در همان سال شرکت کردم.
کسب مقام دوم کشور برای من یک افتخار بود
در آن سال قهرمان استان ما در رشته دو میدانی در دوی ۱۰۰ متر شخصی به اسم آقای عباس خمر بود . من در این مسابقات که در شهرستان زاهدان برگزار شد در رقابت با آقای خمر تونستم از ایشان رد بشم و اول شدم و همین مسئله باعث شد که من به مسابقات تهران اعزام بشوم و دقیقاً مسیر به گونهای رفت که به قول معروف من راه صد ساله را به یک شب رفتم و من توانستم به مسابقات کشوری راه پیدا کنم و در این مسابقات به مقام دوم کشور دست پیدا کنم.این اتفاقات خوب زمانی بود که من در اوج جوانی بودم و بر سر زبان ها قرار گرفته بودم و همه نگاه ها در رشته دومیدانی به سمت من بود و دقیقاً یاد دارم که در مرداد ماه ۱۳۷۱ بود که این اتفاق رقم خورد و من در استادیوم آزادی تهران به مقام دوم کشور هم در دوی ۱۰۰ متر و هم در ۲۰۰ متر دست پیدا کردم و این موفقیت در آن زمان برای من یک افتخار بزرگ بود
گرمای طاقت فرسای تابستان ریگزارهای روستای دهمیر هم حریف اراده من نشد
من به شما و همه همراهان میارجل باید عرض میکنم که در آن زمان واقعا امکانات خیلی محدود بود و در حدی نبود که ما بتوانیم خودمان را آماده کنیم و با دوندگان حرفه ای و درجه یک کشوری که در پیست های استاندارد تمرین میکردند،رقابت کنیم اما چیزی که برای ما وجود داشت این بود که ما به شدت به این رشته و هدفمان علاقه مند بودیم و این علاقمندی باعث شد که ما همه این محدودیت ها را از بین ببریم و اصلا به چشم ما نیاید.سختی ها فقط به اینجا محدود نمی شد ولازم می دونم که این را به شما بگویم که من بسیاری از تمریناتم را در ریگزارهای روستای دهمیر در زادگاهم در شهرستان بمپور سپری کردم و یک مسیر ثابت را در دل ریگزار برای خودم در نظر گرفته بودم و در ظهر تابستان و در اوج گرما در آن مسیر تمرینات استقامتی خودم را به طور مرتب انجام میدادم و گاهی اوقات حتی در دور زمین های فوتبال تمرین میکردم و احساس میکنم که خیلی توانست به من کمک می کند. بر اساس شنیده ها متاسفانه باید با کمال شرمندگی عرض کنم که با گذشت بیش از ۳۰ سال از آن روزها همچنان همان مشکلات در منطقه وجود دارد و با وجود استعدادهای خوبی که در رشته دومیدانی در منطقه وجود دارد همچنان متأسفانه شاهد نبود امکانات هستیم.

من از یک خانوده مستضعف در روستا بودم که به بازی های آسیایی هیروشیما راه پیدا کردم
اکثر ورزشکاران دو میدانی در بلوچستان کسانی هستند که به نوعی از قشر نیازمند و مستضعف منطقه هستند و خود بنده نیز از همین قشر هستم . کسانی هستند که از جان مایه می گذارند و به نوعی این رشته ورزشی میتواند تمام مسیر زندگی آنها و همه آینده آنها را به نوعی متحول کند اما در عمل اتفاقی نمی افتد . باید بگویم که تکرار کردن این مقام ها واقعاً به این سادگی ها نیست و سالها زمان میبرد تا این مدال ها مجدداً به دست بیاید و من دعا می کنم که بچه ها واقعا در این مسیر موفق باشند و با یکدلی در کنار هم باشند.
با عبدالرحیم درزاده و امید امیریان ارتباط دارم
خود بنده با تک تک این ورزشکاران ارتباط دارم و با همدیگر مراوداتی داریم و من تجربه خودم را در اختیار بچه ها قرار می دهم و امیدوارم که بتوانیم همه این ورزشکاران عزیز رو به سطح بالاتری برسانیم چرا که معتقد هستم این امکان به راحتی میسر هست و بلوچستان به خصوص بمپور بدون شک قطب دومیدانی کشور است و میتوانیم آینده را به گونهای پیش ببریم که شاهد بالا ماندن پرچم پر افتخار استان و ورزش استان در سطح ملی باشیم .
من یوسف دهمیری توانستم به مسابقات آسیایی هیروشیما راه پیدا کنم و مقام هفتم را کسب کنم و چندین سال و رکورددار دو ۱۰۰ متر و ۲۰۰ متر بودم و الان وقت آن رسیده است که همه تلاش کنیم که امثال عبدالرحیم درزاده و امیدامیریان بیایند و به سکوی اول این مسابقات راه پیدا کنند و این یک اتفاقی است که به راحتی و با تلاش و کوشش می تواند ممکن شود و نیاز است که توجه عموم مردم به این مسئله جلب شود تا این موفقیت ها به واسطه این توجهات نیزحاصل شود.
شیرین ترین خاطره من در بازیهای آسیایی هیروشیما در سال ۱۳۷۱ رقم خورد
شیرین ترین خاطره من در بازیهای آسیایی هیروشیما در سال ۱۳۷۱ رقم خورد. در وضعیتی در مسابقات شرکت کرده بودم که به هر حال با کمترین امکانات توانسته بودیم به مسابقات راه پیدا کنیم و در کل شرایط شرایط سختی بود سرپرست تیم ملی که انسان بسیار خوبی بودند تلاش کرده بود و بچهها را جمع کرد بو به ما گفت که ببینید بچه ها من انتظار ندارم که شما در این مسابقات برای ما مدالی کسب کنید و همین که شما فقط بتوانید رکورد کشور را جابجا کنید برای من از کسب مدال ارزش و اهمیت آن بالاتر خواهد بود.
مسابقه شروع شد و من وقتی در دوی دویست متر پیست رو شروع کردم به دویدن و در مسیر برگشت وقتی چشمم به اسکوربورد ورزشگاه افتاد زمانی که ۲۱ و ۲۹ بود که من اون رو ۲۱ و ۵۹ دیده بودم و در آن زمان رکورد ایران ۲۱ و ۶۶ ثانیه بود و من وقتی به خط پایان رسیده بودم به خودم گفتم که چقدر این رقابت حیاتی و به صدم ثانیه بود و به خودم دلگرم و خیلی خوشحال شدم از این اتفاق وقتی بیرون اومدم دوستم آقای حسین شایان که قهرمان پرش ارتفاع کشور بود ایشان من را بغل کرد و بوسید و به من گفت آقای دهمیری شما در ۲۱ و 29 به خط رسیدی و من اینقدر خوشحال شدم که وسط پیست از حال رفتم و غرق در شادی و خوشحال شدم و در دور بعدی من خدارو شکر توانستم یک ثانیه دیگر هم من هم رکورد کشور را و هم خورده خودم رو جابجا بکنم و لازم به ذکر است که این را عرض میکنم که تا قبل از مسابقات هم از کشور ما هیچ ورزشکاری در رشته دومیدانی به فینال مسابقات راه پیدا نکرده بود و من اولین ایرانی بودم که توانستم به فینال مسابقات آسیایی راه پیدا کنم و این یک رکورد خیلی خوب بود .
من سختی و مشکلات فراوانی را در زندگی ورزشی ام تحمل کردم
برای من غیر قابل باور بوده که به هم چنین جایگاهی رسیده باشم، من سختی و مشکلات فراوانی را تحمل کردم اما رسیدن من به این جایگاه در سطح ملی در ورزش کشور همانطور که عرض کردم حکایت پیمودن راه صد ساله در یک شب بود و من خیلی زود توانستم با توجه به اعتمادی که بهم شد و توانایی و تلاشی که کردم به مسابقات کشوری راه پیدا کنم و در سطح ملی اسم خودم و جامعه بلوچ و بلوچستان را مطرح کنم و این را هم بدانید که رسیدن به تیم ملی در آن زمان و با آن همه سختی یک کار خیلی سخت و غیر ممکن بود و واقعیت زندگی من هم به گونه ای بود که خود شما مستحضر هستید که من از یک خانواده کاملاً کم بضاعت و معمولی در یک روستا بودم و همین مسئله به نوعی باعث شده بود که من هیچ گونه پشتوانه مالی برای حضور در اردوهای تیم ملی و مسائل و اتفاقات ورزشی و اردوها نداشته باشم و حضورم در اردوهای تیم ملی و بحث هزینه های ایاب و ذهاب من بسیار سخت و سنگین بود و هیچ ارگان وشخص خاصی نبود که از من حمایت میکند و متاسفانه همه چیز پای خودم بود و فقط علاقه من بود که باعث شد که من در این مسیر سربلند باشم .
به دلیل نداشتن پشتوانه مالی گاهی اوقات تا شش تا هشت ماه در اردو بودم
هدف من بالا بردن نام ورزش استان سیستان و بلوچستان بود و من با توکل به خدا و با همین هدف در اردوهای تیم ملی حضور پیدا میکردم و همه این موارد را که در نظر بگیرید مسائلی مانند فاصله راه که چیزی حدود ۲۰۰۰ کیلومتر با مرکز کشور و فاصله داشتم و نبود وسایل نقلیه مناسب و درست و درمان و وجود مشکلات مالی فروان گاهی وقت ها برای رسیدن به مرکز کشور3 روز در مسیر باشم به همین دلیل مجبور بودم گاهی اوقات در بعضی از اردوها به مدت ۶ تا ۸ ماه در اردو بمانم و به منطقه و زادگاهم برنگردم و در تهران به تمریناتم ادامه بدهم و همیشه سعی کردم تمریناتم را در تهران مرتب انجام دهم و در اوج باشم .
مردم زادگاه و شهرستان بمپور همیشه به من لطف داشته اند
در زادگاهم توسط مردم به خصوص در فامیل حمایتهای خوبی شدم. باید عرض کنم که این حمایتها فقط به فامیل منتهی نمیشد و خیلی از مردم استان در جای جای نقاط مختلف و استان با حمایتهای معنوی خودشان هم توانستند بخش اعظمی از باری که بر روی دوش من بود را بردارند و تشویق میکردند که من ادامه بدم و من هم به پشتوانه این تشویق و حمایتهای که می شدم ، تلاش ، جدیت و کوشش خود را بیشتر می کردم تا بتوانم به نوعی خواسته همه این عزیزان را جبران کنند و شرمنده آنها نشوم.

بهرام بمپوری پرچم افتاده شده دو میدانی را بلند کرد
بعد از اینکه من دو میدانی را کنار گذاشتم در یک برهه زمانی متاسفانه رشته دومیدانی در استان ما کاملا محو شد و هیچ گونه فعالیت و تلاش و کوششی از جانب ورزشکاران این رشته در استان در مجموع صورت نگرفت و این یک اتفاق تلخ بود. من بر خود لازم می دانم که در این فرصت از زحمات برادر ارجمند مربی خوب و توانمند دو میدانی استان و کشور جناب آقای بهرام بمپوری عزیز تشکر و قدردانی کنم که ایشان توانست با هزینههای شخصی و همت و پشتکاری که داشتند خدمت ارزشمندی را به رشته دومیدانی در استان داشته باشند و توانستند پرچمی را که به زمین افتاده بود ایشان این پرچم را بلند کردند و الحمدلله الان در عصر فعلی به واسطه زحمات ایشان و دیگر عزیزان دونده ها و ورزشکاران مطرحی در سطح ملی و کشور از شهر بمپور مطرح شدهاند و تلاش و زحمت می کشند که از این میان می توان به آقای عبدالرحیم درزاده و آقای امید امیریان و چندین ورزشکار دیگر اسم ببرم که توانستند در سطح ملی افتخار آفرین باشند.
این نکته را خدمت شما عرض می کنم که تجربه نشان داده که تمامی کسانی که در حداقل در استان ما توانستند در رشته دومیدانی به جایگاه برسند به واسطه تلاش و کوشش خودشان بوده و اکثر این چهرههای برتر دومیدانی استان از خانواده های بی بضاعت و مستضعف بودند که در حال از داشتن بسیاری از امکانات که برای رشد فرزندانشان لازم بود محروم بودند و خدا رو شکر این افراد توانستند با عث خوشنامی ورزش دو میدانی ما شوند و من برای آنها آرزوی سربلندی دارم .
رشته دو میدانی بانوان هم در بلوچستان اینده درخشانی دارد
ممنونم آقای جلالزهی حرف برای گفتن زیاد است اما آنچه که احساس می کنم خیلی مهمتر از همه هست این است که من واقعا از مسئولین محترم ورزش استان و کشور تمنا می کنم و می کنم که حتماً فکری کنند که ورزش دو میدانی در استان ما گسترده شود و هم در مقطع دختران و هم در مقطعی پسران ما دارای استعدادهای بسیار بسیار بسیار توانمندی هستیم که میتوانند با مقداری برنامهریزی به بهترین مسابقات و مقامهای ملی دست پیدا کنند .همین الان دختر خود بنده در رده نونهالان کشور در رده سوم هم هست و این یک استعداد ارزشمند است در کنار استعداد دیگری مانند خانم سوگند شایسته که یک ورزشکار تمام عیار است و یا خانم حنانه دهمیری که از اقوام نزدیک من هستند و یکی از آینده داران ورزش دو میدانی در رشته بانوان هستند ، در کنار خانم خانم گلمکانی تمرین و تلاش می کنند و چنانچه که ما بتوانیم از این چهرههای حمایت کنیم آینده ورزشی دو میدانی در رشته بانوان را همین عزیزان رقم خواهند زد و میتوانیم در آینده حرفهای بزرگتری برای گفتن داشته باشیم ولی خوب متاسفانه ما در چابهار یک زمین تمرین مناسب هم نداریم و احساس می کنم که یک زمین و یک فضای که بتوانند امنیت را برای ورزشکاران فراهم بکند نیاز هست در شهرستان بزرگی مثل چابهار با این همه عظمت که بشود با فراهم کردن این امکانات کار را به صورت اصولی انجام داد .
میارجل یک اتفاق تازه در عصر رسانه است
این رسانه تحول عظیمی را در بخش رسانه توانسته است در جامعه و منطقه به وجود آورد . کمتر از یک سال است که این رسانه توانسته است خدمات ارزشمندی برای فرهنگ بلوچستان انجام دهد و این نگاه یک اتفاق تازه است و برای شما و همکاران پر تلاشتان آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم در این مسر موفق و موید باشید .
محمد یاسین جلالزهی
نظرات کاربران