درد و دل خانوادههایی که کودکانشان قربانی هوتگ شدند/روایت ویدئویی میار جل از کودکانی که غرق و یا قط
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی میار جل؛ این روزها شاید بیشتر اتفاقات تلخ از غرق شدگی و یا قطع عضو کودکان معصوم بلوچستان به گوش تان خورده باشد،کودکانی که برای سرگرمی و بازی به کنار هوتگ و یا رودخانه های محلی میروند و در آنجا برای ایجاد نشاط و سرگرمی به بازی می پردازند، سرگرمی که در بعضی از مواقع کام کودک و یا خانواده اش را برای همیشه تلخ می کند.
پویش سراسری " جلیقه نجات فرشتگان بلوچستان شویم " را چند روزی است «میارجل» با شکل دادن یک مطالبه رسانهای و تلاش برای افزایش مشارکت و اقدامات خودجوش مردمی با هدف کاهش آمار غرق شدن کودکان بلوچ در هوتگها و رودخانههای بلوچستان به دلیل عدم دسترسی آنها به شبکه آب شرب شروع کرده است. در ادامه این پویش که تاکنون با استقبال خوبی روبه رو شده است از فعالین بلوچستان خواستیم با ارسال فیلمها و ویدیوهایی برای ما به این پویش بپیوندند.
حالا در ادامه این کمپین به سراغ دو خانواده ای رفتیم که در ماه های اخیر کودک شان را برای سرگرمی و بازی از دست داده بودند و یا قطع عضو شده بودند ، شاید برای خیلی ها این سوال پیش بیاید چطور در بازی و سرگرمی کودک فوت می کند و یا قطع عضو می شود.
اینجا در جنوب سیستان و بلوچستان یکی از محروم ترین نقاط ایران سال ها است مردمانش با مشکلاتی از قبیل بی آبی دست و پنجه نرم می کنند ، بله اینجا کودک برای جرعه ای آب قطع عضو می شود و یا در هوتگ جان می دهد و در حین شادی و بازی طمع گاندو می شود و یا در رودخانه های فصلی غرق می شود.
امیرحمزه بخشانی کودکی 10 ساله اهل هوت گت بالا از توابع شهرستان دشتیاری در جنوب بلوچستان وقتی به همراه مادرش برای شستن لباس به رودخانه می رود و مادرش مشغول لباس شستن و امیرحمزه مشغول بازی و سرگرمی کنار آب رودخانه می شود ، ناگهان تمساح یا همان گاندوبه امیرحمزه حمله می کند و آن کودک را جلوی چشمان مادرش به زیر آب می برد مادری که جز داد و فریاد و کمک خواستن کاری از دستش برنمیاد در آن نزدیکی کشاورزی مشغول بکار بوده متوجه صدای مادری می شود که فرزندش زیر آب با گاندو در جدال است ، کشاورز بلاخره موفق می شود تن خسته و دست شکسته امیرحمزه را از چنگ گاندو نجات بدهد،اما دستی که قرار است امیرحمزه آینده ای روشن برایش رقم بزند دیگر ندارد اشک های مادری در فراق از دست دادن دستی که دیگر فرزند دلبندش را همراهی نخواهد کرد.
زینب پورغلامی 10 ساله اهل روستای جکیگور شهرستان راسک نیز بعلت نبود آب به همراه خانواده برای لباس شستن به رودخانه میرود تا آنجا کنار مادرش در آب به بازی و سرگرمی بپردازد کودکانی که حتی از یک پارک بازی محرومند، وی از جریان رودخانه خروشان سرباز چیزی نمی داند با دوستان خود مشغول بازی می شود روی یک تکه فومی که در آن نزدیکی هست سوار بر آن می شوند که ناگهان فوم بعلت شدت زیاد آب به عمق رودخانه هدایت می شود و زینب دیگر توان نگه داشتن فوم را ندارد فریادی می کشد که دیگر از دست دوستانش هم کاری برنمیاد متاسفانه زینب در اوج بازی و سرگرمی در رودخانه غرق می شود و جان می دهد، تن بی جان او بعد از ساعت های در کنار گوشه ای رودخانه پیدا می شود.
گزارش از منصور کریمدادی
نظرات کاربران