1405/06/13 05:48
میارجل
زیردسته ت.ک 1400/11/19 07:12 زمان مطالعه: 10 دقیقه بازدید: 784 (0)

چگونه هفت خان رستم را برای تاسیس یک کارخانه گذراندم/ درد و دل‌های صاحب قدیمی ترین کارخانه کنسرو ماه

سالم و لذیذ چابهار؛ احتمالاً نام این دو برند کنسرو ماهی را دیده و شنیده باشید که هر دوی آن را خلیل درخشان فعال اقتصادی بلوچ در ایران جا انداخته است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی میارجل؛ تا ۳۰ سال پیش و حتی بیشتر نام و نشانی از برند چابهار در تولید کنسرو ماهی نمی شنیدید و تن ماهی های آن موقع نیز کیفیت کنونی را نداشتند تااینکه با ورود خلیل درخشان به این عرصه، هم کیفیت تن ماهی ها بالا رفت و هم اینکه چابهار به قطب تولید کنسرو ماهی در ایران تبدیل شد.

خلیل درخشان در این زمینه به خبرنگار میارجل می‌گوید: از سال ۶۶ و در ایام جنگ بود که منطقه چابهار صید ماهی داشتیم اما ماهی ها به شهرهای دیگر می رفتند که در آن زمان ۱۶ کارخانه کنسرو بود و چند کارخانه رب و کنسرو لوبیا که همه را تغییر داده بودند و بنابر نیاز برای جبهه ماهی کنسرو تولید می کردند که در آن موقع لنج ها نیز یخی بودند و این ماهی ها مدت‌ها روی آب می ماند و وقتی که به ساحل می رسید، به قزوین منتقل می‌شد و در آنجا در کارخانه تبدیل به تن ماهی می شدند.

این تولید کننده بلوچ در ادامه اظهار داشت: ماهی طوری است که اگر تا ۲ ساعت بعد از آب گرفتن منجمد نشود و یا داخل یخ نرود، خراب خواهد شد و به این شکل تا رسیدن ماهی به کارخانه کیفیت ها همه پایین می آمدند و چند معضل دیگر هم وجود داشت، برای مثال وقتی صیاد ماهی را می فروخت اصلا از وزن آن خبر نداشت، چون سر اسکله باسکول نبود و در قزوین این ماهی را وزن می کردند و طوری بود که در مسیر وقتی ماهی ها تحت فشار یخ قرار داشتند، بیشتر خونابه آنها خالی می شد و به این شکل چیزی حدود ۳۰ درصد از وزن ماهی از دست می رفت و بعضی مواقع کارخانه دار به صیاد می گفت مقداری از ماهی ها نیز فاسد شده است و کلاً برای ماهی فروش اوضاع خوبی برقرار نبود.

ماهی از چابهار، کنسرو از تایلند

وی افزود: آن زمان ها وقتی که یک بار به تایلند و فیلیپین رفته بودم، در آنجا کارخانه کنسرو ماهی دیدم که نزدیک بندرگاه بود و سریع ماهی ها را به آنها می دادند تا تولید کنند و وقتی من پرسیدم این ماهی ها از کجا می آید به من گفتند که ما از اقیانوس هندی ماهی ها را می آوریم و وقتی جزئیات بیشتری از آنها پرسیدم متوجه شدم که آن ها ماهی را از صیاد های محلی در آب‌های پاکستان، عمان، ایران و این کشورها می خرند و به این کارخانه می آورند و من فهمیدم که با توجه به قیمت پایین بودن قیمت ماهی در ایران، این موضوع برای هم صیادان و هم فیلیپینی ها و تایلندی ها نفع خوبی دارد.

درخشان در ادامه توضیح داد: بعد از آن سفر، مدت ها بعد یک بار در چابهار با همان کنسروماهی که در تایلند کارخانه اش را دیده بودم روبرو شدم و فهمیدم که ماهی از اینجا به آنجا برده و کنسرو می شود و دوباره به اینجا به صورت قاچاقی باز می گردد، در حالی که همچنان سودآوری و فروش در بازار دارد، به این نتیجه رسیدم که چرا در اینجا تولید نشود و چرا در همین چابهار ما کارخانه کنسروسازی نداشته باشیم و با توجه به این موضوعات، متوجه شدم که هم وضعیت صید در این جا مناسب نیست و به این فکر افتادم برویم چند کشتی وارد کنیم تا سردخانه هم داخلش داشته باشد که اگر آمد روی اسکله و بارش را خالی نکرد و خریدار ناز کرد، صیاد بتواند برای مثال ۱۰ روز صبر کند تا قیمت ماهی درست بشود؛ آن موقع برای کشتی اقدام کردم و موافقت دولت را گرفتیم و همچنین ارز دولتی نیز به ما دادند و با ورود سه فروند کشتی نیز موافقت شد که متاسفانه مورد استقبال صیادان محلی قرار نگرفت.

این فعال اقتصادی بلوچ ادامه داد: در حالی که یک لنجه ۵۰ فوتی که نهایت زورش ۲۵ تن بود(بقیه کشتی را یخ می گرفت) در سال ۷۱ حدود ۱۵ میلیون تومان تمام می شد و آن کشتی خارجی که قرار بود ما بخریم ۴۰۰ تن ماهی را منجمد می آورد و سردخانه و تونل انجماد داخلش داشت و از همه جالب تر اینکه، قیمت آن یک میلیون دلار بود و با قیمت ۷ تومانی دلار آن موقع، به پول ایران می شد ۷ میلیون الی ۷ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان اما خب همه با این کار مخالف بودند و هیچ موافقی نداشتم که به همین دلیل من تصمیم دیگری گرفتم و به دلیل اینکه آنجا منطقه ای بود که فقط مزیتش ماهی بود، می خواستم به هر شکل است صنعت ماهی کنسرو را نیز به همان جا منتقل کنم و راه اندازی آن را انجام بدهم و عده زیادی هم در کنار آن بودند که در فقر و محرومیت بودند که با این اتفاق می توانستند از محرومیت و فقر نجات پیدا کنند.

کارخانه کنسرو ماهی خواهم زد

وی توضیح داد: آن موقع وزیر صنایع نعمت زاده بود که من را با لباس بلوچی در وزارتخانه دید و وقتی از ماجرای درخواست من برای راه اندازی کارخانه در چابهار با خبر، خیلی خوشحال شد و با درخواست تاسیس کارخانه موافقت کرد البته این را هم بگویم که قصد من از آن اول زدن کارخانه در چابهار نبود و فقط می خواستم نحوه صیادی در آنجا را تغییر بدهم که با این حال صیادها خودشان مخالفت کردند و با این بهانه که ما نحوه کار با کشتی را بلد نیستیم، حاضر به کار کردن با من نشدند و من نیز هر طور خواستم آنها را راضی بکنم خودشان قبول نکردند و هر طور بود برخی برای من در میان جوامع محلی سمپاشی کردند و این باعث شد که من در این زمینه موفق نشوم.

خلیل درخشان در ادامه افزود: این موضوع باعث شد که من به فکر زدن کارخانه بیفتم که با توجه به موافق نبودن خیلی ها با مسئله خریدن کشتی و متعاقب آن مخالفت با ساخت کارخانه، من به سراغ زمینی در انتهای روستای رمین رفتم؛ شاید بپرسید چرا در آنجا کارخانه زدید اما باور کنید آن موقع نه زمین شهری و نه شهرداری به من زمین ندادند و شیلات هم به من گفت که ساخت کارخانه کنسرو ماهی در چابهار صرفه اقتصادی ندارد؛ اینجا بود که من فهمیدم مشکل از جایی دیگر است و این مسئله مربوط به رقابت بین بخش خصوصی و دولتی است حالا باید این مسئله را حل می کردم، شیلات هم آن موقع هنوز خصوصی نشده بود و یک کارخانه تن ماهی در بندرعباس داشت (تن جنوب سابق) و یک کارخانه هم در چابهار در حال ساخت داشت.

این کارخانه دار بلوچ ادامه داد: در این اثنا بود که یکی از دوستان پیشنهاد داد بروید و آن کارخانه را از شیلات بخرید، یعنی همان کارخانه ای که در چابهار بود، در آن زمان چند نفر از مدیران عالی رتبه کارخانه را دسته جمعی خریده و تا جایی که من فهمیدم این افراد کارخانه را قسطی از شیلات خریده بودند اما چون خودشان در چابهار حضور نداشتند، نمی توانستند راه اندازی اش کنند و بالاخره یکی از دوستان ما این کارخانه را از آن افراد خرید و با ما شریک شد و از آنجا بود که قرار شد هر دو کارخانه در رمین و چابهار راه اندازی شود، شیلات نیز از آن به بعد به ما کمک کرد و بعد از آن نیز قانون عوض شد و لاهیجانیان که به شیلات آمد، بعد از این واگذاری‌ها به بخش خصوصی، شاهد راه اندازی همین موارد بودیم که یکی از آنها لنج سازی چابک بود و یکی دیگر کارخانه کنسرو ماهی ماران که خوشبختانه این واگذاری ها خیلی خوب پیش رفت.

نماینده مجلس جلوی کارم را گرفته بود

وی افزود: برای مثال لنج سازی چابک توانست لنج با جنس فایبرگلاس و سردخانه دار راه بیندازد و این موضوع باعث شد بالاخره من بتوانم این کارخانه کنسروسازی را نیز راه اندازی کنم؛ جالب این است که یکی از نمایندگان مجلس می خواست جلوی ساخت کارخانه کنسرو سازی را با بهانه اینکه بو می دهد و برای اهالی روستا مشکل‌زا خواهد شد، بگیرد و حتی یک بهانه دیگر هم آورده بود که عجیب تر بود، می گفت رفت و آمد در روستا زیاد می‌شود و آرامش روستاییان به این شکل به هم خواهد خورد. من هم مجبور شدم آنجا را به صورت تصرفی بسازم و شبانه چند بیل مکانیکی به روستای رمین بردم و محل مورد نظر را اقدام به پی ریزی کردم و وسایل کارخانه کنسرو سازی را نیز به کمک شهید دادمان وزیر راه وقت، توانستم برایش ارز دولتی بگیرم و آن دم و دستگاه را وارد کنم.

درخشان در ادامه توضیح داد: بالاخره کارخانه با یک سردخانه ۲۰۰۰ تنی و خط تولید ۶ میلیون قوطی کنسرو ماهی، در سال راه افتاد و دیگری هم در چابهار بدون سردخانه راه اندازی شد که روزانه صیادها ماهی تازه می‌آوردند و کنسرو ماهی تازه تولید می شد؛ یه این ترتیب کیفیت محصول نیز بالا بود و همین کار باعث شد برند چابهار در بازار راه بیفتد و ما محصول را توانستیم برای اولین بار به آلمان وارد کنیم و خیلی هم استقبال کردند اما ما نتوانستیم تولید مستمر کنیم و دلیل این کیفیت بالا نیز تازگی ماهی است که همین موضوع باعث شد به زودی برند چابهار در کل بازار قیمت بالاتری نسبت به بقیه محصولات داشته باشد.

 

وی تشریح کرد: بعد از مدتی با توجه به این که ماهی ها از چابهار به شهرهایی مثل قزوین می‌رفتند، ما با کمک فرماندار وقت جلوی خروج ماهی را از شهر گرفتیم و همین موضوع باعث شد که کارخانه‌داران کنسرو‌ماهی سازی ما را به تهران بکشانند و در آنجا جلسه گذاشتیم که طی آن جلسه موفق شدیم همه آن کارخانه داران را به چابهار بکشانیم که هم اکنون می بینید کارخانه دار ها هرکدام در چابهار یک کارخانه دارند و حتی افرادی که جلوی ما ایستادند و می‌گفتند اینجا زدن کارخانه تن ماهی توجیه اقتصادی ندارد، بعد از گرفتن کار ما خودشان دست به کار شدند و بدون اینکه به سراغ ما بیایند، برای خودشان کارخانه و شهرک شیلاتی راه انداختند و جالب‌تر اینکه خیلی‌ها بعد از اینکه برند چابهار در بازار گرفت پشت قوطی های کنسرو ماهی و جلوی برندشان یک کلمه چابهار هم اضافه کردند که به این شکل بتوانند جنس شان را گرانتر بفروشند و دلیل آن دقیقاً این بود که من اولین بار اسم کنسروهای ماهی ام را لذیذ چابهار و سالم چابهار گذاشته بودم.

چابهار را در همه جای ایران شناساندم

این فعال اقتصادی بلوچ ادامه داد:  در واقع هدف من هم همین بود که بتوانم با راه اندازی این کارخانه نام چابهار را در همه جای ایران جا بیندازم که فردا روزی اگر برای مثال یک مازندرانی، من بلوچ را با لباس هم دید بداند من چابهاری و بلوچستان و از کشور افغانستان یا پاکستان نیامده ام؛ حالا نیز می بینید که الان حدوداً ۳۷ کارخانه تن ماهی سازی در این جا داریم و تعدادی از آن ها نیز فعال نیستند اما خوبی ماجرا این است که الان دیگر حتی یک کیلو ماهی هم فاسد نمی شود در حالیکه قبل از این ماجرای ما، روزانه ۳۰۰ الی ۴۰۰ تن ماهی فاسد می شد.

 

نظرات کاربران

0 نظر
امتیاز خبر:
(0)
دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از ارسال توهین، تبلیغات و اطلاعات شخصی خودداری کنید.
لینک مستقیم