1405/06/13 05:16
میارجل
سیاسی ت.ک 1400/08/01 22:03 زمان مطالعه: 13 دقیقه بازدید: 560 (0)

بیش از استاندار ویژه به اختیارات ویژه نیاز داریم/ استاندار باید نگاه ملی داشته باشد و نه قومیتی /برا

پیر محمد ملازهی اعتقاد دارد صرفاً با ویژه شدن استاندار و ندادن اختیارات ویژه به او، نمی‌توان کاری برای بلوچستان کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی میار جل؛ پیرمحمد ملازهی را بسیاری در بلوچستان می‌شناسند ودر میان یسیاری از فعالین سیاسی ایران نیز تقریباً با توجه به نوع تحلیل‌های خاص اش شناخته شده است و او به واسطه کارش توانسته شناخت خوبی از منطقه و مناقشات فعلی موجود در آن نیز به دست بیاورد.

خوشبختانه سریعاً مصاحبه با ما را قبول می‌کند و همانطور که تصور می‌کردیم، آدم خوش مشرب و صحبتی است که بدون هیچ آمادگی قبلی به هر سؤال با تسلط کامل خود بر موضوعات جواب را می‌دهد، در پرسش اول از او خواسته ایم خودش را معرفی کند تا مخاطبان نیز او را بهتر بشناسند.

پیرمحمد ملازهی: مدت‌ها کارمند صدا و سیما در بخش برون مرزی بوده ام و تجربه روزنامه نگاری در جهان اسلام را داشتم که یکی از دوستان صدا و سیمایی ام، بخش داخلی و من بخش خارجی اش را اداره می‌کردم. همچنین یکی از دوستان دیگر نیز بخش خاورمیانه آن را اداره می‌کرد. اکنون نیز بازنشسته هستم.

سرمایه در حال فرار از منطقه است!

در پرسش دوم از او درباره راه حلی برای مشکلات عدیده بلوچستان سؤال کرده ایم، این تحلیلگر سیاسی پاسخ می‌دهد: حقیقتش راه حل وجود دارد اما مسئله اصلی عملیاتی کردن آن است، بلوچستان منطقه ای است که مسائل متعددی در آن وجود دارد و بیشترین آن به احساس تبعیض بر می‌گردد که وجود دارد و از گذشته‌های دور هم بوده، از دوران قاجار و پهلوی تا جمهوری اسلامی؛ حاکمیت‌های مرکزی نگاه شان به این منطقه یک نگاه امنیتی و نظامی بوده است و توسعه فکر نکرده‌اند و به همین دلیل منطقه نسبت به مناطق مرکزی ایران بسیار عقب مانده و در شاخص‌های توسعه نیز این عقب ماندگی کاملاً قابل مشاهده است در حالی که حاکمیت در جمهوری اسلامی هم نتوانسته این کار را به سر انجام برساند و حالا یک تقسیم بندی قومی و مذهبی هم در منطقه صورت گرفته و شیعه و سنی هم یکی از آن موانع شده است و همین موضوع باز هم نگاه امنیتی را تقویت کرده است و منابعی هم که برای توسعه به منطقه اختصاص می یابد چندان موثر نمی شود و فرار سرمایه به تهران و شهرهای بزرگ وجود دارد، بخش خصوصی هم انگیزه ندارد و به دلیل دوری از مرکز سرمایه گزاری غیر از چابهار صرفه اقتصادی برای بخش خصوصی ندارد؛ منطقه نیازمند سرمایه گذاری متمرکز دولتی برنامه ریزی و نظارت شده است تا بتواند فاصله خود را با مناطق برخوردار کم کند.

استاندار باید نگاه ملی داشته باشد و نه قومیتی

پیرمحمد ملازهی: من در منطقه نیستم و نمی‌توانم فردی را معرفی کنم و به علاوه اینکه روابط قدرت هم در آن منطقه سالم نیست، به نظر من استاندار جدید باید خارج از مسائل قومی حرکت کند و افرادی شایسته و متخصص هستند یعنی این گروه و آن گروه نباشد، یا اینکه درگیر این باشد که معاونش یک بلوچ باشد و یا غیر بلوچ، برداشت من این است که این استان را با نگاه قومی نمی‌توان به توسعه رساند و یک نگاه ملی لازم است با افرادی دلسوز و سالم که در مناسبات فساد وارد نشوند که با توجه به نگاه امنیتی این موضوع تشدید شده است الان برای سیستان و بلوچستان از نظر اعتباری اگر نسبت به جمعیتش در نظر بگیریم، اعتبارات خوب و بالایی را برای آن در نظر گرفته اند که اگر واقعاً یک حکومت سالم و مصون از فساد باشد، می‌توان سیستان و بلوچستان را در کوتاه مدت ترین زمان ممکن با استان‌های دیگر همسطح  کرد و تبعیض را از این استان برداشت و حتی چابهار هم از این ظرفیت برخوردار است که نه تنها استان بلکه محور شرق را متحول کند و اگر خط آهن به آنجا کشیده شود، می‌تواند افغانستان و آسیای مرکزی را هم متحول کند حال سنگاپور را با چابهار مقایسه کنید در حالیکه موقعیت چابهار بهتر است اما سنگاپور یک کشور توسعه یافته است چرا که یک نفر در این کشور آمد و فکر کرد در این شرایط باید چه کنیم، آنها راه پیدا کردند و مهمترین راهی که پیدا کردند این بود که گفتند از این به بعد نخست وزیر با مردم باید یکسان زندگی کند و اکنون نخست وزیر هم مثل مردم با مترو و دوچرخه سر کار می‌رود. من سنگاپور را از نزدیک دیده ام، در آن کسی که اهل آنجا است بیکار نیست چرا؟ چون آنها راه توزیع ثروت را پیدا کردند در حالی که یک نفر بیکار نیست در حالی که این استان امکانات بسیار زیادی دارد اما امکانات در جهت توسعه پیش نرفته است استاندار باید اول از همه وارد مناسبات فساد نشود و آدم‌هایی هم بیاورد که وارد مناسبات فساد نشوند و این موضوع خیلی مهم است که او آدمی را بیاورد خارج از آن نگاه امنیتی ببیند؛ همه کسانی که در استان هستند بالاترین حقوق‌ها را (نسبت به سایر استان‌ها) می‌گیرند و بیشترین پول شان را می‌آورند برای مثال در تهران خرج می‌کنند.

دبی هم بیخ گوش چابهار است، یک مثالی بزنم در مورد قوه قضائیه آنجا، یکی از بلوچ‌های ما با برادر شیخ زائد در یک پروژه کار می‌کرد که برادر شیخ زائد می‌خواست سر آن بنده کلاه بگذارد و پولش را دیگر نمی‌داد و می‌خواست به قول معروف پول‌ها را بالا بکشد. یک روزی این بلوچ می‌رود دم کاخ شیخ زائد و به نگهبان می‌گوید یک کار فوری با شیخ زائد دارم و می‌گوید یک نفر با نفوذ از بستگان شیخ می‌خواهد سر مرا کلاه بگذارد، بالأخره به شیخ زائد موضوع می‌رسد و وقتی این فرد می‌رود داخل شیخ زائد در حال خوردن صبحانه بوده است که او را هم دعوت می‌کند کنارش بنشیند و سر میز می‌خواهد که فرد شکایت خودش را بگوید و او می‌گوید که من با برادر شما در پروژه ای شریک هستم اما دارد حق من را می‌خورد، شیخ زائد لقمه ای را به سمت دهاناش می‌برد که آن لقمه نان را زمین می گذارد و به این ترتیب سر آن میز هیچ کس به غذا دست نزد و شیخ زائد خواست که برادرش را بیاورند و برادر او وقتی که دید این آدم آنجا است گفت من تسلیم هستم. این نمونه واقعاً خیلی کوچکی است. به راحتی فرد با یک اقدام قاطع برادرش را مجبور کرد حق این بنده خدا را بدهد و از آن به بعد هم او را محروم کرد که با هیچ فرد خارجی نتواند معامله ای کند. چابهار خیلی موقعیتش بهتر از دبی است اما آنها پیشرفت کردند و ما فقط پسرفت. دبی و چابهار را مقایسه کنید.

بیش از استاندار ویژه به  اختیارات ویژه نیاز داریم

به نظر کلمه ویژه برای استاندار این استان، خیلی تغییری در شرایط ایجاد نمی‌کند و ساختار قدرت در ایران ساختاری تمرکزگرا دارد که این ساختار در واقع آن متن و حاشیه را تشدید می‌کند و تا این ساختار اصلاح نشود اتفاقی نمی‌افتد، دولت باید اختیارات بدهد که آن اختیارات بخشی از اختیارات قدرت مرکزی است، بله استاندار ویژه شده و این درست است که برای این استان چنین تمهیدی دیده اند چرا که خطراتی و تهدیداتی در این استان نسبت به حاکمیت در جامعه ایجاد شده است اما واقعیتش این است که این ویژه تنها یک صفت است و همان سرنوشتی را پیدا خواهد کرد که زمان آقای خاتمی اتفاق افتاد، قرار بود آن زمان شوراها قدرت را توزیع کنند اما خاتمی نیز به هسته سخت قدرت مرکزی برخورد کرد و نتوانست اصلاحی ایجاد کند، در واقع وقتی شما با مقامات بالا صحبت می‌کنید، چه در زمان حال و چه در زمان شاه، فکر می‌کنند توزیع قدرت یعنی تجزیه ایران، در واقع باید این مقامات توجه کنند ایران اگر تجزیه می‌شود به دست مردم تجزیه نمی‌شود این شما هستید که با این کارها باعث تجزیه می‌شوید و در واقع مردم هستند که همیشه از کیان مملکت خودشان حمایت کرده اند. در شرایط کنونی آقای رئیسی باید اختیارات هم بدهند و دخالت‌های دیگران صورت نگیرد و خود آقای خیابانی هم بتواند در جهت توسعه از اختیاراتش استفاده کند نه اینکه فردا فرمانده یک ارگانی بگوید این کار را بکن و خیابانی نتواند روی حرف او حرفی بزند، در این صورت مانند موهبتی خواهد شد که هیچ کاری نتوانست بکند، من موهبتی را می‌شناسم، او آدم با تجربه بود و در پست فرمانداری موفق عمل کرد اما آنقدر از این طرف و آن طرف به او فشار آوردند که اواخر دوره استانداری اش فقط به فکر حفظ خودش بود و اگر قرار باشد استاندارد به حرف این و آن گوش کند که کار درست نمی‌شود ما اینجا اختیارات ویژه می‌خواهیم و یک آدم ملی که ملی فکر کند، در این شرایط منطقه دچار بحران است و در شرایط بحرانی اگر تو نتوانی راهی برای توسعه منطقه و رفع تبعیض داشته باشی، دیگر کاری از پیش نخواهی برد، باید در این استان تبعیض سیاسی و مذهبی و قومی را بردارند.

به دادگستری مستقل برای عدالت گستری واقعی نیازمندیم

از وی درباره وجود تبعیض در بلوچستان می‌پرسیم و می‌گوییم به نظرش آیا عدالت از سوی حاکمیت نسبت به ایران اجرا شده است، می‌گوید: نه، نه تنها عدالت اجرا نشده تبعیض هم بیشتر شده است، شما الان نگاه کن چه وضعی در منطقه است در حالی که خیلی امکانات این مملکت دارد و نباید با این امکانات مردم را به 45 هزار تومان محتاج کرد، به نظرم باید یک تجدید نظر کلی در ساختار قدرت انجام داد و شما باید در کل مملکت یک تجدید نظر کنی، خوزستان می‌روی نگاه کنید عرب‌ها شرایط خیلی اسفناکتری از بلوچستان دارند واقعاً با فقر و فلاکت زندگی می‌کنند و وضعیت شان خیلی بدتر از بلوچ‌ها است، شما بروید به آذربایجان، الان نصف همین اذربایجانی‌ها همین‌هایی هستند که در اطراف تهران دارند زندگی می‌کنند، تا این ساختار اصلاح نشود هیچ کاری نمی‌شود کرد و بزرگترین راه کار این است که یک دادگستری مستقلی به وجود بیاید که بتواند مناسبات فسادی را که در جامعه ایجاد شده است درمان کند، مسئله دوم اینکه در ساختار قدرت این ذهنیت تمرکز قدرت از بین برود، مثلاً استاندار می‌فرستند و می‌گویند تو ویژه ای بعد از آن طرف می‌گویند دستور العمل این است تو این کار را بکن. تمرکز قدرت مخرب است و در هر جامعه ای این موضوع رخ داده، حتماً فساد آورده است، باید برنامه ریزی برای توسعه باشد، چند سال است که می‌خواهید این استان را توسعه دهید، بزرگترین مشکلی که در این استان است جاده‌ها هستند، تنها استانی که بزرگراه ندارد سیستان و بلوچستان است میزان تلفات جاده ای را نگاه کنید، امسال من خودم جاده زاهدان رفتم و از نزدیک دیدم دارند کار می‌کنند، گذشته این جاده اینطور بوده که یک آدمی به نام نیکبخت با خانمش دعوا کرده بود که همسرش نیز از نوه‌های ناصر الدین شاه بود، یک روز قهر می‌کند و می‌آید زاهدان که به این ترتیب بنده خدا مسئول طرق استان می‌شود و آن موقع جاده را از مالرو به ماشین رو تبدیل می‌کند حالا 70 سال تقریباً می‌گذرد و هنوز هم دارند همان جاده یک گوشه اش را از این ور و یک گوشه اش را از آن ور گشاد می‌کنند در حالی که از سال 45 برای توسعه این جاده‌ها در ایران قانون برای وزارت راه تصویب شده است اما شما هنوز می‌بینی که آن جاده آقای نیکبخت فعلاً در حال درست شدن است.

دعوا بین ایران و ترکیه است، باکو کاره ای نیست!

ملازهی درباره مناقشه تهران و باکو نیز صحبت می‌کند: این اتفاق بین ایران و آذربایجان نیست، اتفاق اصلی بین ایران و ترکیه است آقای اردوغان یک سیاستمدار کارکشته، زبل، زیرک و باهوش است این آقا و حزب عدالت و توسعه ترکیه نگاه نوعثمان گرایی و پان ترکیست دارد و معتقد است که تمام ترک زبان‌های دنیا یک ملت واحد هستند، بر همین مبنا اردوغان آمد آذربایجان را تقویت کرد و در برابر ارمنستان که قره باغ را اشغال کرده بود، یک جنگی راه انداخت که قره باغ را گرفت و توانست پیروز شود اما در واقع اردوغان اینجا پیروز شد و مرحله دوم که ایران را نگران کرده، این است که استان سیونیک ارمنستان را آذربایجان بگیرد و از طریق زمینی ترکیه وصل شود به آذربایجان و اینکه وزیر خارجه به مسکو می‌رود و آنجا می‌گوید که نباید تغییر مرزی به وجود بیاید، این در واقع در ارتباط این است که بتواند ایران از طریق مسکو این خطر را بر طرف کند در حالی که مسکو هم از آن طرف به فکر منفعت خودش است و مرحله بعد از اینها نیز این است که اینها به فکر مناطق آذری زبان ایران خواهند افتاد و اشتباه استراتژیک ایران نیز در ادامه این خواهد بود که بخواهد با آذربایجان به هر شکلی درگیر شود، ترک‌ها مسئله شان این بوده و جالب این است که در کتاب‌های مدرسه ای آذربایجان مرکزشان تبریز معرفی می‌شود و نه باکو! البته این ذهنیت برای اردوغان است و کسانی هم که بخواهند این را راست و رک بگویند اینها را متهم به کارهای دیگری می‌کنند و باید قبول کرد که اردوغان یک تفکر بلند مدتی دارد که حوزه نفوذ ترکیه را تمام مناطق ترک زبان می‌بیند تا قزاقستان و قرقیزستان و ازبکستان و ازبک‌ها و ترکمن‌های افغانستان را همه را زیر پرچم خودش حس می‌کند و این مسئله واقعاً وجود دارد و بحرانی که بین ایران و آذربایجان تشدید می‌شود و این نگاهی که اردوغان دارد این است که ایران باید برخوردی واقع بینانه به اردوغان وپان ترکیسم او داشته باشد، برخورد واقع بینانه پرهیز از تشدید بحران، پرهیز از برخورد نظامی و بهره گیری از قدرت نرم جاذبه ای و نه قدرت سخت دافعه ای چه در داخل و در ارتباط با آذری های ایران و چه مردم ترک منطقه.

خبرهای مرتبط

نظرات کاربران

0 نظر
امتیاز خبر:
(0)
دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از ارسال توهین، تبلیغات و اطلاعات شخصی خودداری کنید.
لینک مستقیم