استاندار ویژه یا تقسیم استان؟!
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی میار جل؛ اجرای طرحهای محرومیت زدایی، اعتبارات ویژه، تأسیس فرمانداریهای ویژه، ایجاد پایانهها و بازارچههای مرزی جدید، تصویب منطقه آزاد سیستان، طرح رزاق، گسیل نیروهای جهادی به استان، منطقه آزاد شدن شهر چابهار، طرح تقسیم استان و در آخر استاندار ویژه راه حلهایی هستند که دولت برای رونق دادن به سیستان و بلوچستان و محرومیت زدایی از آن در دستور کار خود قرار داده است.
در این گزارش به سراغ چند کارشناس و صاحب نظر بومی و غیر بومی رفتیم تا ببینیم واقعاً راه حل مشکل چیست، آیا صرفاً با تقسیم شدن استان یا آمدن استاندار ویژه و راهکارهای دیگری که تا الان اجرا شده و اگر ضرری برای محلیها نداشته مطمئناً سودی هم نداشته است، میتوان مشکلات این استان پهناور را حل کرد.
بازرسیها و نظام اداری باید درست شود
یکی از کارشناسان بومی بلوچستان با هویت شفیع مارندگانی به میار جل میگوید: باید توجه کنید که تا دولت سابق افرادی که در سیستان و بلوچستان در ادارهها کار میکردند یا غیر بومی بودند که به نظر من بیشتر این افراد از کارآیی لازم برای ایجاد توسعه و پیشرفت برخوردار نبودند و یا اینکه اگر بومی هم بودند از لابیهای قدرت در منطقه بالا آمده بودند که به جز برای خود و طایفه شان، برای مردم فایدهای نداشتند.
وی ادامه میدهد: تقسیم استان چه نفعی برای استانی خواهد داشت که ضعیف ترین سیستمهای اداری در آن دایر است، وضع سابق نمونه بارزی از این موضوع است و به همین دلیل من فکر میکنم استاندار ویژه نیز دوای درد استان نخواهد بود و استاندار باید اختیارات ویژه داشته باشد، برای نمونه توجه کنید که در زمینه بازرسی سابقاً استاندار سابق ضعیف ترین عملکرد را داشت و با اینکه زحمت زیادی برای ارتقای استان کشید اما هیچ وقت به موفقیت نرسید و به همین دلیل است که اکنون میبینید نه راه آهن بهره برداری شد و نه گاز و نه شاخصهای توسعه انسانی ما آنطور که باید بالا رفته اند.
این کارشناس بومی میافزاید: باور کنید با اعتبارات این استان میشد استانهای محروم دیگر را هم نجات داد اما حالا آقایان از تقسیم استان انتظار معجزه دارند در حالی که اگر کمی دقت کنند متوجه میشوند در قم و کرج چه اتفاقی افتاده است که حالا در این استان با این درجه امنیتی بالا اتفاقی بیفتد، در واقع تقسیم استان نه در سیستان و بلوچستان بلکه در هرمزگان و کرمان هم که مانند اینجا درگیر طایفه بازی و قوم گرایی هستند میتواند درگیریهایی را به وجود بیاورد که اکنون اصلاً اجرای آن درست نیست.
وی در ادامه تصریح میکند: شما ببینید چند شهرستان در استان داریم که تازه تأسیس هستند اما هنوز بیشتر ادارههای دولتی در آنها مستقر نیستند، آیا نبود ادارات در این شهرستانها تقصیر پهناور بودن استان است و آیا اگر استان تقسیم شود یکدفعه ادارات از زمین زاده میشوند و در خدمت مردم محلی قرار میگیرند، به نظر میرسد مسئولان و نمایندگان باید برای حل معضلات موجود استانهایی همچون سیستان و بلوچستان، کمی از نظرات کارشناسان نیز بهره بگیرند و خود محور نباشند.
باید ساختار تغییر پیدا کند نه اینکه استان تقسیم شود
پیرمحمد ملازهی یکی از تحلیلگران سیاسی معاصر است که در این زمینه روایت جالبی را به میار جل ارائه میدهد، وی میگوید: اگر دوستان یک نیم نگاهی به کهگیلویه و بویر احمد داشته باشند متوجه میشوند که کوچک شدن استان نمیتواند به خودی خود شاخصهای انسانی را توسعه بدهد همانطور که آن استان کوچک از نظر شاخصهای توسعه انسانی در قعر جدول قرار دارد.
وی در ادامه اظهار میکند: در تقسیم استان دو واکنش از سوی افراد را میبینیم، یکی برخورد موافقان طرح است که میگویند اگر استان تقسیم شود قرار است دسترسی به ادارات دولتی برای مردم راحت تر شود و به این شکل خیلی سریع ما به توسعه دست خواهیم یافت و دسته دیگر افراد مخالف این طرح هستند که این تقسیم بندی را به ضرر جامعه محلی و قومیتها میدانند و به این مسئله دید هویت زدایی دارند.
ملازهی که از کارشناسان سیاسی بلوچ است، ادامه میدهد: ببینید مخالفان این طرح مدعی هستند که ساختار در ایران مشکل دارد و در واقع آنها معتقد هستند چون ساختار قدرت در ایران تمرکز گرا است، در نتیجه ما میبینیم که در بحث تخصیص اعتبارات از مرکز شروع میکنند و بعد به مرکز استان میرسد و در نهایت تا این اعتبار به روستا برسد از آن چیزی نمیماند.
وی میافزاید: پس همین است که میبینیم مراکز توسعه پیدا کرده اند و حاشیه همچنان از توسعه عقب مانده و این موضوع از ساختار اداری ما بر آمده است و به همین دلیل به نظر میآید توسعه از راه تقسیم استانها به وجود نمیآید و در واقع برای مثال در سیستان و بلوچستان بومیها فکر میکنند هویت آنها قرار است تقسیم بشود.
این تحلیلگر سیاسی میافزاید: توجه کنید که مشکلات بزرگتر از این است و برای مثال شما روستای محرومی به نام ریمدان دارید که مرز تجاری مهم به همین نام را دارد در حالی که نه تنها سرمایه گذاران استانی هیچ بهرهای از آن نمیبرند بلکه حتی هیچ نفعی هم آن مرز برای مردم بومی منطقه ندارد در حالی که میتوانستیم به آن روستای ریمدان که یک شورا دارد، اختیار بدهیم تا برای مثال مالیاتی بر سرمایه گذاران ببندند و آن روستا را از محرومیت نجات دهند.
وی در پایان اضافه میکند: چرا باید فرار سرمایه از استان به استانهای دیگر اتفاق بیفتند، سرمایه دار چه بومی و چه غیر بومی سرمایهاش را از استان خارج و در مناطق دیگر مانند تهران خرج میکند و حتی کارمندان نیز همینطور، قسمت اعظم حقوق دریافتی خود را در استانهای دیگر خرج میکنند، پس واقعاً مشکل از جای دیگری است و با تقسیم استان این مسائل حل نخواهد شد.
تقسیم استان توسعه را محقق خواهد کرد
رئیس انجمن مهندسی دریایی ایران در گفتوگو با میار جل از تقسیم استان طرفداری میکند و میگوید: یکی از دلایل فقر و محرومیت حاد مناطق ساحلی جنوب کشور در چند دهه گذشته، عدم تمرکز مناسب مدیران استانی بر مناطق تحت پوشش بوده که آن هم ناشی از پهناور بودن استانهای جنوبی و شرقی کشور بوده است.
وی ادامه میدهد: با یک نگاه ساده به نقشه ایران میتوان متوجه شد که استانهای شمالی و غربی ایران بسیار کوچکتر از این مناطق هستند و با توجه به برخورداری از بودجه دولتی بیشتر و تمرکز بهتر استانداران و فرمانداران، از مشکلات کمتری برخوردار بودهاند، تجربه کوچکتر شدن استان خراسان و تهران نیز نشان دهنده تجربه موفق کوچکتر شدن استانها است.
مهدی عجمی میافزاید: هرگاه صحبت از کوچکتر کردن استانهای ساحلی جنوبی کشور میشود، دستهای پشت پرده که همواره خواهان تداوم فقر و محرومیت مناطق ساحلی بودهاند با تحریک احساسات قومی به هر نحوی از کوچکتر شدن این استانها جلوگیری کردهاند چرا که این افراد میدانند این اقدام منجر به تسریع در توسعه دریا محور ایران و محرومیت زدایی و تمرکز بیشتر جمعیت در این مناطق میشود و دورنمای روشنی را برای فرزندان این مرز و بوم به ارمغان خواهد آورد.
وی در ادامه تصریح میکند: انجمن مهندسی دریایی ایران به عنوان یک انجمن تخصصی در حوزه دریا و سواحل به عنوان یک نهاد مردمی و بدون هیچگونه وابستگی سیاسی معتقد است یکی از دلایل عدم توسعه یافتگی سواحل جنوبی، وسعت بیش از حد هرمزگان بوده به گونهای که این استان به تنهایی حدود نیمی از طول سواحل جنوب کشور از شرق تا غرب تنگه هرمز و جزایر ایران را در اختیار داشته و هرگز به معیشت مردم محروم و مظلوم این مناطق و به خصوص جزایر رسیدگی کافی نشده است.
عجمی در انتها تأکید میکند: تشکیل استان جزایر، استان مکران در شرق تنگه هرمز و اتصال استان فارس به خلیج فارس از پیشنهادات عالمانه و کارشناسی در رفع هرچه سریعتر محرومیت از این مناطق است و مقایسه وضعیت شهرهای حاشیه جنوبی خلیج فارس با شهرهای ساحلی ایران میتواند بخوبی گویای این ضرورتها و کاستیها باشد.
نظرات کاربران