استاد دانشگاه بین المللی چابهار: باید واژه مظلومیت از زنان بلوچ برداشته شود
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی میارجل؛ زنان نخستین حرکتهای برابری طلبانه را آغاز کردند و در جنبشهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دوشادوش مردان کوشیدند تا امروزکه کم و بیش در تمامی عرصهها فعالیت دارند، حدوداً دو سده سپری شده است، آنها با تلاش و کوشش فراوان برای بازپس گرفتن حق خود و غلبه بر بسیاری تابوها، جنگیدهاند و بهره کار، اگرچه گاه اندک، شیرین بوده است، هستند زنان بلوچی که در مدیریت بخشهای دولتی و بخش خصوصی کم از مردان ندارند و میطلبد نگاه برابری در این زمینه هرچه سریعتر به وجود بیاید، همچنین میطلبد ما به زنانمان افتخار مکنیم و شادمان باشیم که امروز زنان بلوچ به رغم تمامی سنگ اندازیها و مانع تراشی ها، ازکنج عزلت به درآمده و در بطن جامعه فعالانه میکوشند.
در ادام مصاحبهای با یکی از همین جنس بانوان فعال بلوچ داشتیم که علاوه بر استادی در دانشگاه بین المللی چابهار، کارمند بیمارستان امام علی نیز است.
لطفاً خودتان را معرفی کنید؟
زهرا بلیدهای هستم، متولد ۱۳۵۹ با مدرک تحصیلی کارشناسی حسابداری از دانشگاه زاهدان و فوق لیسانس ام بیای از دانشگاه بین المللی واحد چابهار فارغ التحصیل شده ام، بعد از کارشناسی ارشد نیز در دانشگاه بین المللی واحد چابهار پایان این دوره کار تدریس را شروع کردم، هم اکنون نیز در بیمارستان امام علی چابهار در بخش حسابداری مشغول فعالیت هستم.
به نظر شما جنسیت در پیشرفت یا عدم پیشرفت شما موثر بوده است؟
خوشبختانه مانع زیادی به دلیل زن بودنم ندیدم، یعنی هیچ گاه جایی نبوده که بخواهم بروم به من نه بگویند، زمانی که دانشجوی کارشناسی ارشد بودم با وجود داشتن بچه کوچک این شرایط کمی اذیتم کرد و بیشتر از لحاظ ذهنی خسته میشدم، درصورتی که بالاترین نمره کارشناسی ارشد را نیز گرفتم اما برخلاف آنچه که در اجتماع میشنویم که بسیاری از بانوان علاقه دارند فعالیت کنند اما هنوز خودشان را باور ندارند، من گاهی اوقات میگویم بعضی از خانمها ظاهراً خودشان هم نمیخواهند هیچ کاری انجام دهند چرا که هنوز هم خود را مظلوم میدانند و من بعنوان بانوی بلوچ خواستار این هستم که واژه مظلومیت باید از روی زنان بلوچ برداشته شود، باید ما بانوان بخواهیم که توانمند شویم و این توانایی را در خود باید باور داشته باشیم.
به نظر شما نگاه جنسیت زده باعث عدم پیشرفت یا نا فرجامی زنان برای ظهور کارهای نو نشده است؟
شاید از قبل خیلیها باور اینکه یک خانم میتواند کاری انجام دهد، نداشتهاند اما اینکه اعتماد هم نداشته باشند، نبوده است و شاید یک جاهایی این نگاه جنسیت زده هست که نمیشود انکارش کرد، من احساس میکنم بیشتر از این که جامعه مرد پذیر و مرد گرا باشد، ما آموزش صحیح به زنان مان ندادهایم، یعنی زن ما اصلاً روحیه مطالبه گری ندارد و شما اگر همین الان خانمهایی که میگویند به ما ظلم شده است را بیاورید و بپرسید آیا تا به حال مطالبه از کسی یا از جایی کردی، میگوید هیچ کس به ما فلان موقعیت را نداد یا فلان کار را نکرد، بعد میپرسی سراغش رفتی، میگوید نه! شاید فقط در ذهن خودش مطالبهای داشته تازه اگر داشته باشد وگرنه از خیلیهای شان بپرسید، اصلاً مطالبه خاصی ندارند.
به نظر شما چه راه کارهایی به پیش رفت در این عرصه به زنان بلوچ کمک میکند؟
ما باید آموزش بدهیم نه اینکه کلاس آموزشی بگذاریم، این آموزش باید به بطن خانوادهها وارد شود، باید از کلاس اول ابتدایی برای بچهها کلاس مهارتهای زندگی بگذاریم و برای یک خانم باور اینکه جنسیتی دارد که ممکن است بعضی از فعالیتها را برای اش محدود کند، باید شکسته شود و این شاید یک پروسه ۲۰ ساله باشد، یعنی شما ۲۰ سال دیگر نگاه کنید و ببینید خود خانمها به این باور رسیدهاند که همه جا میتوانند کار کنند یا اگر بعضی جاها نشود کار کرد، آن خانم خودش میگوید نمیخواهم و این دیگر جامعه نیست که بگوید اینجا نباید یک زن باشد.
به عنوان یک زن فعال مسائل مربوط به زنان برای تان جایگاه ویژهای دارد یا خیر؟
متاسفانه خانمها بیشتر با این انگیزه که یک مدرکی بگیرند و لیسانسه باشند وارد دانشگاه میشوند و علاقه به اینکه در فعالیتهای علمی حضور داشته باشند ندارند، چون اگر زنی شرایطش را نداشته باشد بنابراین دغدغه اش را هم ندارد، حالا شما بیا و انرژی شش نفر را برایش بگذار، آخرش هم چیزی از او در نمیآید.
خودتان را یک زن موفق میشناسید یا خیر؟
به نظر میآید که هستم. چون این احساس را نمیکنم که زندگی ام دارد هدرمی رود یا یک زمانهایی را خیلی ازدست دادم، زن بلوچ بودن برایم افتخار است.
به نظر شما تأهل و تجرد، داشتن یا نداشتن فرزند، در پیشرفت یا عدم پیشرفت یک زن موثر است؟
گاهی اوقات شرایط واقعاً فراهم نیست و شما در یک شرایط قرار دارید که واقعاً نمیتوانید بچهدار شوید و هر کاری هم کردید، نشد و این فرق دارد اما احساس میکنم از بدو تولد زندگی آدم یک سری صعودی دارد اما یک جایی دیگر درجا میزنی؛ یعنی موفقیت داری و کار میکنی تا درآمد داشته باشی، درس میخوانی بعد احساس میکنی داری درجا میزنی؛ یعنی عملاً مجردی تا همان نقطه جواب میداده است، بعد متاهل میشوی و سالهای اول زندگی همه چی خوب است، نمیگویم همه چیز خراب میشود اما روند زندگی ات یک جور خاص میشود و با خودت میگویی با همه خوبیهایی که است اما تا همین نقطه بی فرزندی خوب است و باید از آنجا به بعد بچه دار شوی، همیشه این چالش در ذهنم بود که آیا میشود هم زمان درس خواند و به همراه آن بچه داری کرد و این دو به طور اتفاقی هم زمان شد و اتفاق خیلی خوبی بود چون توانستم خوب مدیریت کنم و این موضوع مرا اذیت نکرد که به بن بست برساندم.
همسر شما دراین مسیر تاچه حد همراه و حامی شما بوده است؟
خیلی، همیشه بیست قدم از من جلوتر و حامی خوبی بود، علی الخصوص در درس خواندن، در نگهداری فرزندان مان، در هر کاری خیلی من را تشویق میکردند و وقتیهایی هم در خانه است با من همراهی و همکاری میکند.
چگونه بین کار و خانواده تان تعادل را برقرار میکنید؟
زمانی که سرکارم همه وقتم برای کار است اما زمانی که به خانه میروم بالغ بر ۸۰ درصد زمانم برای خانواده صرف میشود.
به عنوان یک زن فعال حرف تان برای جامعه فعال بلوچ چیست؟
به نظرم وقتش رسیده است که به طور علمی و بدون آزمون و خطا به کیفیت زندگیهای مان فکر کنیم که در زندگی اجتماعی و چه در زندگی خصوصی مان باور کنیم که باید بلند شویم تا جامعه درست شود، خودمان را درست کنیم و همسر و فرزندانمان را درست کنیم تا جامعه درست شود باید این را قبول کنیم که بخش بزرگی از اتفاقاتی که در جامعه میافتد روی دوش ماست، اینکه پسرم اشتباه تربیت شده است و فردا رئیس یک اداره میشود که اشتباه میکند، شاید بعضیها بگویند این ظالمانه است که یک زن مسئول است، پس باید واژه مظلومیت از روی زنان بلوچ برداشته شود و زنان بلوچ دیگر هیچوقت این واژه مظلومیت را نپذیرند، بلکه خود را شیر زنان توانمند بلوچ بپذیرند.

خبرنگار: حنیفه دهقانی
نظرات کاربران