عبدالحکیم بهار از ترویج کتابخوانی در دل دریا تا میان کودکان روستاهای بلوچستان/ نامزد دریافت جایز
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی میارجل، عبدالحکیم بهار این روزها در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی با عنوان نامزد دریافت جایزه آسترید لیندگیرن شناخته شدهاست اما چیزی که مهمتر از نامزد شدن او به نظر میرسد تلاشهای بیوقفه او طی سالیان دراز برای اعتلای سطح سواد و فرهنگ کتابخوانی است، نکتهای که حالا او را لایق این عنوان کرده است و البته به گفته خودش شاید این اتفاق تنها رویدادی برای شناخته شدن بیشترش بودهاست.
بنابر گزارش منتشر شده در کتابک، جایزه نقدی آسترید لیندگرن به مبلغ پنج میلیون کرون سوئد و از بزرگترین جایزه ادبیات کودکان و نوجوانان و دومین جایزه بزرگ ادبیات در جهان است؛ درواقع جایزه یادبود آسترید لیندگرن، یک جایزه ادبی است که نه تنها به نویسندگان و تصویرگران داده میشود، بلکه قصهگویان، مروجان و نهادهای حوزه ادبیات کودکان و ترویج کتابخوانی نیز میتوانند آن را دریافت کنند و این جایزه هرسال به یک یا بیش از یک هنرمند صرف نظر از زبان و ملیت آنها داده میشود که آثار و اقدامات دریافت کنندگان این جایزه، باید دارای کیفیت بالای هنری و ارزشهای انسانی باشد که آسترید لیندگیرن به آن ها باور داشت. میارجل با شهروند بلوچی که این روزها نامزد دریافت این جایزه شدهاست مصاحبهای کرده است.

از بچگی کتاب خوان بودم!
این بهورز که استخدام شبکه بهداشت و درمان شهرستان چابهار است، در گفتوگو با خبرنگار میارجل میگوید: من متولد سال 52 هستم و به شخصه نیز علاقه خاصی به کتاب و نویسندگی دارم و حالا پس از سالها فعالیت است که به تازگی کارهایم دیده شده است، حتی در خاطرم است که از زمانی که به کلاس پنجم دبستان میرفتم، هم مینوشتم و هم کتاب زیاد میخواندم که در نشریات نیز برخی نوشتههای من در آن زمان کار شدهاست.
وی ادامه میدهد: سال 73 که از مدرسه فاصله گرفتم، یک مدتی به صید و صیادی پرداختم و این فرصت کتابخوانی در اوقات بیکاری را در آنجا خودم کشف کردم، من در زمانی که صیاد بودم میدانستم که در دریا چه اتفاقاتی میافتد و برای یک صیاد چه کارهایی پیش میآید؛ در یک موقعیت از زمان که صیادان ما بیکار هستند وقت فراغت خوبی برای کتابخوانی دارند و پنج الی شش سالی را که صیاد بودم اینها را به شخصه متوجه شدم و از سال 76 دیگر از جامعه صیادی کنارهگیری کردم و به حوزه بهداشت و درمان آمدم که هماکنون بهورز روستای رمین هستم و از سال 79 به طور رسمی در شبکه بهداشت و درمان استان استخدام شدم.
بهار درباره داستان شروع کتابخانه روستاییاش میافزاید: حدودا 400 کتاب در خانهام داشتم و یک روز که خانه را جمع میکردم تصمیم گرفتم بروم و اینها را به مدرسه روستای رمین اهدا کنم اما وقتی نزد مدیر مدرسه رفتم او نه تنها استقبال نکرد بلکه به مخالفت با این موضوع پرداخت و گفت بچههای ما وقت درس خواندن ندارند چه برسد به کتاب خواندن و همین شد که به خانه بازگشتم و با همسرم تصمیم دیگری گرفتیم؛ قرار شد کتابخانه ای در خانه خودمان راه بیندازیم و به بچههای روستا این کتابهایی که داریم را امانت بدهیم و از آن زمان به بعد فعالیتهای من در زمینه ترویج کتابخوانی شروع شد.

وی در ادامه اظهار میکند: به طور دقیق اگر بخواهم بگویم به شخصه کار ترویج کتابخوانی را از سال 83 شروع و با راهاندازی بخش کتاب و کتابخوانی در کتابخانه شخصی خودم شروع کردم و یک بخشی از خانهام کتابخانه شد که آنجا کارم جان گرفت و در سال 93 با برگزاری اولین جشنواره روستاهای دوستدار کتاب، روستای رمین به عنوان یک روستای دوستدار کتابخوانی در این حوزه شناخته شد و با توجه به اتفاقاتی که در حوزه کتاب مربوط به حوزه بهداشت و درمان رمین اتفاق افتاد، این روستا برای سالیان متمادی جزو روستاهای برگزیده انتخاب شد و حالا نیز استمرار این فعالیتها باعث شده است من به عنوان نماینده ایران برای دریافت جایزه آسترید لیندگیرن انتخاب بشوم.
جایزه آسترید لیندگیرن چیست؟
وی در توضیح جایزهای که نامزد دریافت آن شدهاست به میارجل اظهار میکند: این جایزه جهانی در زمینه کتاب کودک و نوجوانان است و درواقع دومین جایزه جهانی ادبیات از نظر اعتبار است که هر دو سال یکبار برگزار میشود و کشورهای مختلفی در آن شرکت میکنند که تعدادی مروج و تعدادی نویسنده در آن شرکت دارند و کشورها برای شرکت دادن مربیان و نویسندگان خودشان به این جشنواره سه الی پنج نفر را معرفی میکنند و معیارشان نیز به این شکل است که انجمن نویسندگان کودکان و نوجوانان که از 11 عضو تشکیل شدهاست که در آنجا به صورت دائمی فعالیت میکنند، همین افراد هستند که وظیفه انتخاب برنده این مسابقه را دارند.
این بهورز نمونه ادامه میدهد: این جایزه نیز از معتبرترین جوایز مربوط به ادبیات کودکان و نوجوانان است و افرادی که در بالا ذکر کردم دور هم جمع میشوند و بررسیهای لازم را برای انتخاب برنده انجام میدهند که نهایتاً با رای مخفی آنها که هیئت مدیره انجمن آنها را مشخص کرده و به تصویب رساندهاست، آنها جمع بندی نهایی را انجام میدهند و با توجه به کتابهای چاپ شده و کارهایی که از نویسنده منتشر شدهاست، نویسنده مورد نظرشان را انتخاب میکنند اما در ادامه مروج کتابخوانی کودکان و نوجوانان را نیز با توجه به فعالیتهایی که انجام داده و در آنها استمرار داشتهاست، مورد گزینش قرار میدهند.
وی در ادامه میافزاید: در واقع برای این جشنواره تازه نامزدها معرفی شدهاند و در سال 2021 جشنواره تشکیل و منتخباناش نیز انتخاب میشوند و کشور ما نیز تنها سه نفر را به جشنواره معرفی کردهاست که معمولا بخشی از نامزدها را انجمن ادبیات کودکان و نوجوانان معرفی میکند که در سالهای گذشته کانون و شورای کتابهای کودک نیز در معرفی نامزدها شرکت داشتند، هر کشور دست کم سه نفر را معرفی میکند که در این دوره بنده نیز به عنوان مربی کتابخوانی معرفی شدم و همچنین حمیدرضا شاه آبادی نویسنده و نادر موسوی نیز به عنوان مروج کتابخوانی کشورمان برای کودکان افغان معرفی شد.

ترویج کتابخوانی در دل دریا!
وی در پاسخ به سوالی درباره زمان شروع به ترویج کتابخوانی در بین مردم میگوید: من خودم از بچگی با کتاب بزرگ شدم و معمولاً خیلی سعی میکردم با کتاب ارتباط نزدیک داشته باشم و کتاب را به شیوههای مختلف در اختیار مردم قرار میدادم، همچنین کتابهایی که از سوی دیگران به دستم میرسید، علاوه بر اینکه خودم مطالعه و استفاده میکردم به دیگران نیز قرض میدادم تا آنها نیز بخوانند و یکی از کارهایی که برای جامعه صیادی همین الان کردهایم سبد کتاب است ما کتابهای مختلفی را روی اسکله و در اختیار صیاد میگذاریم و او میرود به سفر دریایی تا صید کند و در میانه راه مطالعه هم میکند.
بهار ادامه میدهد: حتی کتابها را صیادان در دریا با همدیگر عوض میکنند و وقتی به ساحل میآیند، دوباره کتاب را جابجا میکنند، این خدمات ما برای جامعه صیادی است و در حوزه بهداشت و درمان نیز معمولاً ما هر دو هفته و هر یک ماه یکبار به خانهها سر میزنیم تا برنامهها و مراقبتهای بهداشتی مردم را انجام بدهیم، فرصت خیلی خوبی است ما کتاب را میبریم و تحویل آنها میدهیم که آنها در مدتی که ما آنجا را ترک میکنیم، کتاب را مطالعه میکنند و در ادامه روز بازگشت دوباره ما به آن محل، کتاب را به ما باز میگردانند و کتاب دیگری را در اختیار آنها قرار میدهیم.
بهورز روستای رمین توضیح میدهد: در واقع ما این سبد فرهنگی را برای اعضای خانوادهها تهیه کردهایم و جامعه هدفمان نیز از همان ابتدا کودکان و نوجوانان بودند اما در بخش ادبیات کودکان و نوجوانان ما برنامههای متنوعتری داریم؛ یکی از آنها برای مثال بخش کتابخوانی است که در ایام بزرگداشت نویسندگان یا در روزهای مربوط به کودکان بزرگداشتی به مناسبت این چنین روزها برگزار میکنیم؛ بخش دیگر اینکه از سال 97 شبکهای را طراحی کردیم تا ترویج کتابخوانی راه بیندازیم و من در روزهای مختلف به صورت داوطلبانه و با کمترین امکانات، با 240 جلد کتاب و ملزومات ساده ای که دست بچهها است کتابخانه ای در روستا میکنیم تا بچهها دسترسی راحتی به کتاب داشته باشند.
عنوان جدیدم را دوست دارم!
عبدالحکیم بهار در ادامه با عنوان کردن این موضوع که مشهور شدناش با عنوان مروج کتابخوانی نمونه کشور را دوست دارد خاطرنشان میشود: افرادی برتر و لایقتر از بنده برای چنین عنوانی بودند که حالا من از بین این عزیزان به عنوان گزینه برای معرفی برای دریافت جایزه آسترید لیندگرن انتخاب شدهام؛ من و همه همکارانام با عشق به کارمان ادامه میدهیم و اگر این دوست داشتن وجود نداشته باشد شاید هیچگاه نتوانیم این اتفاقات تلخ را تحمل کنیم، مانند آن ماجرایی که من به مدیر مدرسه گفتم کتاب برای اهدا آوردهام و او دست رد به سینهام زد.
او در توضیح بیشتر برنامههای ترویج کتابخوانیاش برای کودکان و نوجوانان ادامه میدهد: ما در برنامههایی با عنوان جام باشگاههای کتابخوانی، به شکلهای مختلف کار ترویج را انجام میدهیم و برای مثال در بخشی از کار، کتابخانه گروهی راهاندازی کردهایم که بچهها دور هم جمع میشوند و به صورت گروهی کتابی را انتخاب میکنند و میخوانند که در مورد کتاب نیز گفتوگو و تحلیل و یا حتی فیلمسازی نیز میکنند و در مواردی با شخص نویسنده نیز ارتباط میگیرند و نویسنده را به منطقه خودشان دعوت میکنند و در واقع در این برنامه وقتی بچهها کتابها را بین همدیگر جابجا میکنند، نتیجه این میشود که یک کتاب را 15 نفر خواندهاند.


نظرات کاربران