1405/04/24 14:50
میارجل
زنان ت.ک 1400/01/26 04:34 زمان مطالعه: 6 دقیقه بازدید: 1,373 (0)

عایشه نارویی از نایب رئیسی دو و میدانی تا تلاش برای راه اندازی حوزه علمیه/ مردان با صبوری و زیرکی زن

عایشه نارویی از اهالی ایرانشهر و فعال بلوچ معتقد است: متاسفانه برخی نمایندگان ما تخصص لازم را ندارند که هنوز ما این همه مشکلات داریم و اگر مردم در این سالها درست انتخاب می‌کردند اکنون چنین شرایطی نداشتیم، من هم محکم پا به زمین چسبانده‌ام تا حق‌ام را بگیرم.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی میارجل؛ عایشه نارویی فعال سیاسی مدنی بلوچ است و به عنوان یک نخبه و فرهیخته در جامعه نخبگان ایرانشهر برای خودش جایگاهی دارد، به جرات می‌توان گفت این زن بلوچ چه بسا از بسیاری از مردان، فعالیتش در جامعه بلوچستان بیشتر است.

در ادامه گفتگوی میارجل با این بانوی توانمند و مطالبه‌گر بلوچستان را می‌خوانید.

کمی از خودتان بگویید؟

ده سال سن داشتم که ازدواج کردم و در ۱۲ سالگی نیز مادر شدم، وقتی بیشتر بچه‌های‌ام بزرگ شدند من از شوهرم اجازه گرفتم تا وارد حوزه علمیه بشوم و در زمینه‌های تحکیم خانواده نیز گاهی اوقات کلاس‌هایی برای بانوان بلوچ برگزار می‌کنم و همچنین به عنوان کارشناس محور تحکیم خانواده و آسیب‌های اجتماعی در حال انجام کار مشاوره نیز هستم، این را هم اضافه کنم که به عنوان نایب رئیس دو و میدانی شهرستان ایرانشهر نیز انتخاب شده‌ام.

فعالیت‌های اجتماعی زیاد دیگری نیز دارید، هدفتان از این همه فعالیت چیست؟

من آمده‌ام تا نشان بدهم زن توانایی‌هایش بیشتر از مردان است و مردان نیز با پشتیبانی ما است که پیشروی می‌کنند، قصد توهین ندارم اما واقعیت این است که مردان از آدم تا به الان با پشتیبانی ما پیشرفت کردند و مردان با صبوری، حوصله و زیرکی زنان توانستند بشوند مرد! حالا نیز اگر برای مثال به آنها می‌گویند آقای رئیس جمهور به خاطر همسرش است.

از مشکلاتی که سر راهتان است، بگویید؟

در بلوچستان یک مشکل بزرگ نیز داریم، متاسفانه زیرساخت نداریم، برای مثال زیرساخت شهر ما در زمینه آموزش صفر است، ما نمی‌توانیم شهری با بصیرت داشته باشیم زمانی که زیرساخت شهر برای آموزش فراهم نباشد، برای مثال زن و شوهر با علم و دانسته‌های خود برای ازدواج با یکدیگر پا پیش می‌گذارند و در نتیجه آن مادر که حالا آموزش تربیت کودک را بلد است، می‌تواند به بهترین نحو کودکانش را تحویل جامعه بدهد و در نتیجه یک روز به جایی نمی‌رسیم که زندان‌های‌مان پر از افراد جوان باشند و به این صورت کانون تربیت و پرورش جوانان ما زندان نمی‌شود. به نظر من جوانان الان مانند یک گیاه خودرو به صورت خودرو تربیت شده‌اند و برای مثال چون من هیچ تسلطی بر تربیت فرزندم نداشتم، چرا که خودم نیز هیچ چیزی بلد نبودم، پس آنگاه من نیز نتوانستم او را تربیت کنم، فرزند من از جامعه یاد گرفته است یا از دوستان ناباب و شیاد یاد گرفته است، پس با این دید و تفکر فرزند من درست و حسابی تربیت نمی‌شود.

دیدگاه‌تان نسبت به تربیت جالب بود؟

ببینید در واقع من ابتدای امر یک مادر هستم و اگر یک مادر خوب بودم و باید بتوانم وظایف همسری‌ام را نیز در خانه به خوبی اجرا کنم، من اگر حقوق فرزندداری و همسرداری خودم را به خوبی بر عهده گرفتم بعد از آن می‌توانم به جامعه بیایم و برای مثال یک مدیر خوب بشوم، مسلماً یک مدیر زن موفق در خانه‌اش نیز موفق است.

درباره آموزش گفتید، یعنی واقعاً آنجا آموزش صفر است؟

متأسفانه در زمینه آموزش شهر ما زیر صفر است و ما نیز با اینکه کتابخوان داریم اما بخش کوچکی از جامعه ما کتابخوان هستند، اگر همه ادارات همت کنند و یک کتابخانه برای خود داشته باشند که هم کارمند اداره، هم ارباب رجوع که وارد اداره می‌شوند بتوانند کمی از وقت خود را در آن کتابخانه بگذرانند و در ورودی و خروجی شهر اگر ما کتابخانه‌ای داشتیم، آن وقت می‌توانستیم نکات خوب کتاب را در اذهان جامعه نهادینه کنیم.

در حوزه زنان چه فعالیت‌هایی داشته‌اید؟

در زمینه زنان بد سرپرست و بی سرپرست شهر خودمان به سراغ امام جمعه و نهادهای خیریه می‌روم و از آن‌ها بسته‌های حمایتی برای این افراد دریافت می‌کنم، البته من می‌خواهم اگر مقدور شود برای اینگونه افراد کارآفرینی نیز انجام بدهم و به عبارتی نمی‌خواهم آنها را گدای خودمان کنم، بلکه دوست دارم به آنها ماهی‌گیری یاد بدهم. دوست دارم از ظرفیت خیران استان و حتی پایتخت، برای کارآفرینی زنان بلوچ بهره ببرم که اقدامات اولیه آن نیز انجام شده است.

با مردان چه طور هستید؟

آنها به من احترام ویژه ای می‌گذارند، برای مثال در مسابقات دو و میدانی همه مرد هستند در حالی که من زنی هستم که کنار مردان ایستاده‌ام اما اصلاً بحث بر سر زن و مرد بودن نیست، بلکه ما همه برای یک هدف اینجا هستیم و هدف من از این همه فعالیت‌های خودم، فقط آبادانی شهرم است و می‌خواهم شهرم را آباد کنم، اگرچه هیچ زنی نیز کنار من در بیشتر فعالیت‌ها حضور ندارد و بیشتر ارتباطات من نیز با مردان شهرم است و من نیز همیشه در کنار مردان احساس زنانه‌ام مرده است و فقط به این فکر می‌کنم که هدف من آبادانی است.

قرار است حوزه علمیه خود را نیز ثبت کنید؟

حوزه علمیه خودم را یک سال پیگیری کرده‌ام و به مجلس رفته ام، به دانشگاه مذاهب هم رفته‌ام و برخی با اینکه کارم در حال اتمام بود، جلوی پایم سنگ اندازی کردند و فکر می‌کردند که قرار است جلوی مرد‌ها کم بیاورم و من که خستگی ناپذیر بودن، خصلت همیشگی‌ام است، در برابر حق خود محکم به زمین پا چسباندم و هرگز نا امید نشدم، من می‌خواهم حوزه علمیه راه اندازی کنم ، بنده کارهای مدرسه علمیه‌ام به زودی ثبت خواهد شد و اعتقاد دارم حق را باید با منطق و دلیل بگیریم.

در مورد محرومیت استان چه فکر می‌کنید؟

به نظر من کسانی که برای مثال الان چهار طبقه خانه در شهر دارند، باید توجه کنند که می توانند یک کارخانه فرآوری خرما در همین استان راه اندازی کنند تا جوانان ما نیز شغل داشته باشند، چرا باید سنگ بلوچستان به اصفهان برود و در آنجا به بلور تبدیل شود، در سطح کشور همین سنگ ما که در اصفهان به بلور تبدیل شده است به اسم بلور اصفهان شناخته می‌شود، در حالی که می‌تواند همینجا این اتفاق بیفتد، چرا این اتفاق‌ها نمی‌افتند، چون برخی از نمایندگان ما تخصص ندارد و ما باید نمایندگان متخصص داشته باشیم و از طبیعت خوب بلوچستان به نفع خود بلوچ‌ها استفاده کنیم.

خبرنگار: خلیل کرد

خبرهای مرتبط

نظرات کاربران

0 نظر
امتیاز خبر:
(0)
دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از ارسال توهین، تبلیغات و اطلاعات شخصی خودداری کنید.
لینک مستقیم