زنان بلوچستان دیده نمیشوند/ دوست دارم شاهد پیشرفت زنان و دختران سرزمینم باشم+فیلم
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی میارجل ، سیما بامری را زمان زیادی نیست که می شناسم، شاید کمتر از دو ماه، بانوی بلوچی که اولین برخورد من با ایشان در یک فضای درمانی و به صورت کاملا اتفاقی در مطب ایشان در چابهار صورت گرفت، نوع رفتار و خدمت رسانی اش با بیماران را در اولین برخورد که می دیدم برایم قابل درک نبود که چطور یک فرد میتواند اینقدر با بیمارانش صمیمی و پیگیر وضعیت آنان باشد.
در اولین برخورد و بعد از آن،در دو روز بعد از آن مرتب شاهد پیگیریهای ایشان از روند درمان و جسمانی بیمارم بودم و همین موضوع من را بر این داشت که به ایشان پیشنهاد گفتگو برای پایگاه اطلاع رسانی میارجل را بدهم و ایشان هم با روی باز قبول کردند و دو روز بعد خانم سیما بامری بانوی موفق بلوچ به دفتر ما مراجعه کرد و ما افتخار هم کلامی با ایشان را پیدا کردیم . آنچه که در این گفتگو می خوانید حاصل گپ و گفت یک ساعته ما با این بانوی موفق بلوچ است.برای ایشان و همه همکاران ایشان آرزوی موفقیت داریم ، با هم می خوانیم و میبینیم...
بانویی بلوچ که افتخارش خدمت به جامعه زنان بلوچستان است
با سلام و وقت بخیر ممنونم از اینکه بنده را دعوت کردید ، من سیما بامری هستم کارشناس مامایی دارم و سال ۹۱در دانشگاه زاهدان فارغ التحصیل شدم و الان هم برای مقطع ارشد روانشناسی بالینی ثبت نام کردم . افتخار این را دارم که از همان زمان و از سال ۹۱ در چابهار مشغول به خدمت شدم و چند سال در بیمارستان مشغول خدمت بودم و پس از آن هم به عنوان کارشناس ناظر در بیمارستان در بیمه سلامت در خدمت مردم بودم و مدتی هم در درمانگاههای سطح شهرستان چابهار فعالیت خودم را شروع کردم و در حال حاضر مدت ۵ سال است که در شهرستان چابهار مطب دارم و صبح و عصربرای مردم عزیز این خطه پهناور بلوچستان مشغول فعالیت و طبابت هستم.
از بچگی به حرفه ء مامایی و پزشکی علاقه داشتم
من از بچگی به این رشته علاقه داشتم و رویای من از بچگی در واقع رشته پزشکی بود اما خوب یک سری مشکلات برای من به وجود آمد و نتوانستم در آن رشته به موفقیت برسم و در آن سال دو ترم رشته مهندسی را دنبال کردم .پس از آن تلاش کردم که به آن چیزی که مد نظرم بود با تلاش بیشتر دست پیدا کنم و توانستم در رشته مامایی در دانشگاه زاهدان قبول شوم.اما خوب راهی که من در آن آن قدم گذاشتم در ابتدا برای من یک راه بسیار دشوار و سخت بود، چرا که باید با فضای خانه و خانواده شرایطم را هماهنگ می کردم و این مسیری بود که برای من یک مسیر خیلی سخت بود.
من ابتدا در سال ۸۶ برای اولین بار باید به یک شهر دور تر از زادگاهم می رفتم که فاصله آن با زاهدان که مرکز استان بود خیلی زیاد بود و من که ساکن ایرانشهر بودم و این موضوع برای من یک مقدار شرایط را دشوار کرده بود و خانواده من با حضور من در زاهدان و مسافت و سختی های این رفت و آمدها و تردد ها تا حدودی در ابتدا مخالف بودند و برای اولین بار بود که در خانواده ما باید یک دختر از خانواده خودش دور می شد و برای دانشگاه به یک شهر دیگر عزیمت می کرد و همین مسئله باعث شد که من در مقابل خانوادهء خودم خیلی به سختی و سنگینی ایستادگی کنم و خیلی تلاش کردم تا توانستم نظر مخالفت خانواده به خصوص مادرم را که به شدت برای ادامه تحصیل من در شهر غریب مخالف بود را تغییر بدهم اما خوب خدا را هزار بار شکر که این شرایط را توانستم برای خودم فراهم کنم با وجود اینکه خیلی سخت بود، بخصوص در سال اول که من مهندسی قبول شده بودم و مخالفت شدید خانواده را شاهد بودم اما اصرار من به اینکه در هر حالت باید وارد دانشگاه شوم نتیجه داد و برای ثبتنام به رشته مهندسی به دانشگاه مراجعه کرد و از همان زمان به این هدف پایبند بودم که باید مسیر خودم رو در همان مسیر اصلی قرار بدهم و تلاش کردم و توانستم با تلاش دوباره ای در رشته مورد دلخواه خود قبول شوم و خدا را هزار بار شکر با قبولی توانستم مسیر را برای خودم هموار کنم.
البته لازم به ذکر است که در این مسیر برای متقاعد کردن خانواده و بخصوص مادرم با واسطه کردن چندین نفر و صحبتهایی که با مادر و خانواده ام شد به هر حال به من اجازه دادند که من به دانشگاه بروم و پس از قبولی در رشته پزشکی و مامایی توانستم در مسیر رشد قرار بگیرم و نظر مثبت خانواده هم نسبت به این موضوع و پس از حضور من در دانشگاه و رشد و پیشرفتی که حاصل شد جلب شد.

مسیر رسیدن من به موفقیت علمی من به سختی و با تلاش هموار شد
من حتی به جرأت میتوانم به شما بگویم که تا همین پنج شش سال قبل هم همچنان این شرایط سخت را داشتنم و از نظر کسب رضایت خانواده با مشکلات مقطعی دست و پنجه نرم می کردم،البته این را هم بگویم که بیشترین دلیل مخالفت خانواده من به نوعی به مسئله دور شدن از خانواده بر می گشت و باعث نگرانی آنها بود اما من زحماتی برای کارم کشیده بودم وحاضر نبودم کارم را رها کنم و اجازه ندادم چندین سال تجربه با زحمت و سختی هایی که کشیده بودم بدون نتیجه بماند و الان که من در خدمت شما هستم خدا را هزار بار شکر می کنم که خانواده ام از وقتی که موفقیت و روند رو به رشد من را دیدند نسبت به این مسئله تا حدودی به نتیجه مثبت رسیدند و خوشبختانه طبق میل خود من رفتار میکنند و این برای من جای شکر امیدواری دارد.
همیشه آسانی پس از سختی ها به شما لبخند می زند
سختیهایی که من در طول دوران تحصیل کشیدم از من یک انسان پخته ساخت و همین که بتوانم به بیماران کمک کنم و امید را در جامعه به وجود بیاورم شیرینی ولذت کار من است چرا که هر سختی که در زندگی انسان قرار بگیرد بعدش در هرحالت لذت و شیرینیهای هم در وجود دارد .
لازم است که یک مسئله ای رو به شما بگویم ، یکی از بیمارانی که به من مراجعه کرد به من گفت واقعا در طول دوران زندگی هیچ پزشکی را ندیدهام که اینقدر حرص بیمار خود را بخورد و بیمارش تا این حد برای او مهم باشد که حتی پس از ترخیص هم مرتب جویای احوال بیمار خودش باشد و این رضایت نسبی مردم بخشی از شیرینی کار من است .
البته لازم به ذکر است که من همه بیمارانی که بهم مراجعه میکنند را پس از ویزیت و معاینه،از طریق فضای مجازی واتساپ با آنها در ارتباط خواهم بود و مرتب از اوضاع و احوال جسمانی و روحی و عاطفی آنها با خبر خواهم شد و این مسئله را از طریق تماس تلفنی هم پیگیری میکنم و با آنها در ارتباط خواهم بود .
باید به شما عرض کنم وقتی من رضایت بیمارانم بعد از هر گونه پیگیری را می بینم ، لذت و شیرینی خیلی خوبی در وجود من به وجود میآید که به نظرم از اتفاقات خوب کار من در عرصه طبابت همین لبخند ها و رضایت مردم است که خیلی برای من مهم و حیاتی است.
دوست دارم که شاهد رشد و پیشرفت جامعه زنان و دختران سرزمینم در بلوچستان باشم
طبیعتا من دوست دارم که جامعه بلوچ و بلوچستان به آنچه که حق واقعی خودش هست دست پیدا کند اما خوب من خودم با توجه به اینکه در مبحث زنان بیشتر فعالیت دارم ، دوست دارم که شاهد رشد و پیشرفت جامعه زنان و دختران سرزمینم در بلوچستان باشم اما احساس می کنم برخی از این رشد و پیشرفت زنان و دختران در جامعه بلوچستان نیاز به همکاری آقایون و مردها و جامعه هم دارد.
ما در بلوچستان یک سری رسم و رسوم بد و غیر منطقی داریم که باید همه کمک کنیم که این رسم و رسوم ها تبدیل به فرهنگ های مثبت شود و یکی از این رسم و رسوم ها برخی مسایل درباره چند همسری در جامعه مردان در بلوچستان است که متأسفانه صدمات سنگین و جبران ناپذیری به جامعه زنان زده است و من به شخصه دوست دارم که زمانی برسد که جامعه آقایون در بلوچستان بتوانند با مسئله چند همسری مقابله کنند و این فرهنگ غلط و اشتباه را از جامعه بلوچستان دور کنند.
این مسئله علاوه بر اینکه تفکرات اشتباه را در جامعه حاکم می کند در مباحث بهداشتی و پزشکی هم مشکلاتی را به وجود می آورد که متاسفانه حل کردن آن هم برای جامعه پزشکی و حتی خود مردم عادی هم سخت و سنگین خواهد بود و بر همین اساس باید اعلام کنم که برای مقابله با این رسم بد نیاز به همدلی است و باید از دریچه منطق به این موضوع نگاه کنیم .
در مجموع من آرزو دارم که یک روز در بلوچستان شاهد حضور پررنگ بانوان در مراکز علمی و آموزشی باشیم و در دانشگاه ها شاهد حضور دختران بلوچ در بالاترین حد ممکن باشیم و سطح زندگی و سواد و در کل جامعه زنان در بلوچستان به معنای واقعی به بالاترین حد ممکن برسد و توانمندی های زنان بلوچ که توانمندی های بسیار با ارزش و درجه یکی است و متاسفانه نهفته مانده است خودش را در جامعه نشان بدهد.دوست دارم که از لحاظ بهداشت،در جامعه بلوچستان به بالاترین شکل ممکن برسیم و هیچگونه مشکلی نداشته باشیم.
البته این را باز هم عرض میکنم که ما در بلوچستان زنان و دختران و جامعه رو به رشد و بی نظیری داریم که فقط باید خودمان به یکدیگر کمک کنیم و شرایط ارتقاء و پویایی جامعه خود را فراهم کنیم و این به دست نمی آید جز با همت و تلاش و مشارکت همگانی همه مردم در حوزه های مختلف به خصوص مسائل فرهنگی هنری و بهداشتی در بلوچستان.

نقش سمن ها ،کانون ها و موسسات مردم نهاد را در جامعه بیشتر و پر رنگ تر کنیم
در بلوچستان خوشبختانه در همه مباحث به خصوص مباحث فرهنگی اجتماعی و بهداشتی کارهای مهم و ارزشمندی انجام شده است اما کامل نیست و قطعا باید بیشتر و ویژه تر انجام بشود.
ما در مناطق محروم زندگی می کنیم و به نظرم نیاز هست که یک مقدار همگانی تر و باز تر به این مسئله فکر کنیم و بتوانیم با کانونهای مختلف و قوی و معتبر هم صحبت کنیم وارتباط بگیریم و تعامل داشته باشیم تا از بُعد اجتماعی و فرهنگی و بهداشتی هم بتوانیم زمینه ساز اتفاقات خوب برای جامعه باشیم. باید نقش سمن ها و موسسات مردم نهاد را در جامعه بیشتر و پر رنگ تر کنیم و تعامل های خوبی بین مردم و این موسسات و کانون ها به وجود بیاوریم و معتقدم که مسیر فرهنگ سازی از این طریق هموار می شود و جامعه به نقطه هدف می رسد . این را هم یادآور شوم که ما از لحاظ فرهنگی در بهترین وضعیت ممکن قرار داریم اگر بتوانیم از همه ظرفیت های خوبی که داریم به خوبی استفاده کنیم.
حضور نخبگان در جامعه بلوچستان یک نیاز مهم و ضروری است
در پاسخ به این سوال شما به همان مرحله فرهنگ سازی مجدد اشاره میکنم و می گویم با فرهنگ سازی می توانیم نقش نخبگان را در رشد و پویایی جامعه نقش پر رنگتری کنیم. در هر حال نخبگان بخشی از بدنه ء جامعه ما هستند و با تلاش و زحمت توانستند در جامعه به جایگاهی برسند و الان به نظرم وقت آن رسیده است که نخبگان با حضور جدی تر در جامعه در کنار مردم عادی و مشارکت و همفکری و انتقال علم و اندیشه خودشان به جامعه قدمهای مثبت و موثری بردارند.
من خودم یک موقع زمانی عضو کانون کارشناسی بهداشت بودم و در آنجا فعالیت می کردم و بچه های زیادی بودند که در مناطق محروم و کمتر توسعه یافته منطقه اقدام به برگزاری کلاسها و کارگاههای میکردند و به صورت جمعی میرفتیم حاضر می شدیم و در آن مناطق کارگاههایی را برگزار میکردیم و تا جایی که می توانستیم با حضور در کنار مردم نسبت به آموزش فکری و بهداشتی مردم اقدام میکردیم که به هر حال این آموزشها انتهایش فرهنگسازی بود.
معتقدم که این آموزش ها باید توسط نخبگان و افراد تحصیل کرده و تاثیر گذار بیشتر شود و نقش افرادی که در هر حالت در سطح بالاتری قرار دارند نقش پر رنگتری شود قطعاً نتایج مثبتی به همراه خواهد داشت و باعث اتفاقات خوبی برای اکثر جامعه خواهد شد و زمینه رشد و پویایی و پیشرفت جامعه را به بهترین شکل ممکن فراهم خواهد کرد و قطعا حضور نخبگان در جامعه بیتأثیر نیست.
فرهنگ خواستن و تلاش باید در ذهن زنان نجیب بلوچ نهادینه شود
در این خصوص که کاملا واضح و شفاف است که باید فرهنگسازی صورت بگیرد چرا که ما خانواده هایی را داریم که در شهر زندگی میکنند و یا حداقل در اطراف شهر سکونت دارند اما همچنان به مانند گذشته به فرزندان و دختران خود اجازه حضور در شرایط علمی و تحصیلی را نمی دهند و یا به سختی با آن مسئله کنار میآیند،اما خوب خدا رو شکر باز هم در این موقعیت کنونی با وجود امکانات خوبی که الان از طریق گوشی موبایل و در اختیار همگان است باعث شده که یک مقدار سطح اطلاعات مردم نسبت به گذشته بالاتر رفته و فرهنگها بهتر و رشد بیشتری داشته باشد، اما باز هم در بین مراجعه کنندگان که خود بنده با آنها سر و کار داشتهام متاسفانه دیدم کسانی را که همچنان در مسیر رشد و پیشرفت خود با موانعی مانند تعصبات برخورد داشته اند.
فرهنگسازی و آموزش می تواند نیروی محرک مردم بلوچستان باشد
خدمت شما عرض کردم که متاسفانه من خودم در بین مراجعه کنندگانی که به مطب من مراجعه کردند دیدم کسانی را که به دلیل اینکه خانوادهها با سخت گیری هایی که برای آنها به وجود میآورند استعدادهای بسیار خوب و نهفته آنها از بین رفته و اتفاقات ناخوشایندی برای آنها رقم نخورده است .
متاسفانه همچنان بعضی از خانواده ها هستند که تعصبات کورکورانه در وجود آنها هست و اجازه نمیدهند که دختران آنها وارد فضای تحصیل علم و دانشگاه بشوند و این خیلی بد است و باید بتوانیم راهکاری را برای این مسئله پیدا بکنیم و معتقد هستم که یکی از این راهکارها می تواند فرهنگ سازی باشد و باید در این میان نقش کانون ها و سمن ها پر رنگ تر شود.
یک سری کانون ها در سطح شهر هستند که در این مبحث آموزش میدهند و فعالیت میکنند و فکر می کنم این تنها راهی باشد که میشود از این شرایط سخت نجات پیدا کرد و باید با تکیه بر اصل و مسئله مهمی همچون آموزش با این تعصبات مبارزه کرد و فرهنگ سازی کرد و شرایط را برای رشد باورها و اندیشه های دختران بلوچ در جای جای این جغرافیای پهناور فراهم کرد تا این دختران و استعدادهای نهفته بتوانند وارد مجموعه کارهای فرهنگی و اجتماعی بشوند و با حضور فیزیکی خودشان بتوانند استعداد های خودشان را بهتر پرورش بدهند و بتوانند به افراد و چهرههای تاثیرگذار و درجه یکی برای خدمت به مردم و جامعه تبدیل شوند و باز هم تاکید می کنم که واقعاً مسئله آموزش یک امر حیاتی برای بسیاری از خانواده ها در حوزه بلوچستان است.
البته این را هم لازم است بگویم که در خیلی از مناطق و خیلی از خانواده ها واقعاً نهایت همکاری را با فرزندان و دختران خودشان داشتند و ما در عرصههای مختلف شاهد حضور خانم های بلوچ در بالاترین مدارج علمی و فرهنگی و هنری هستیم و می بینیم که بسیاری از زنان بلوچ دارای جایگاه ارزشمندی در جامعه هستند و همه اینها به نظر من بر می گردد به اعتمادی که خانوادهها به این زنان و دختران داشتند و نیاز است این اعتماد روز به روز بهتر و بیشتر شود و جای تعصبات پوچ و نفس گیر را درجامعه بگیرد.
به بلوچ بودن خود افتخار می کنم
واقعیتش اینه که برای خود من هم انتخاب این اسم برای مجموعه رسانهای شما یک اسم جالب بود اما خوب متاسفانه باید عرض کنم که من معنای درست و درمانی از این واژه ندارم و با اینکه یک بلوچ هستم متاسفانه هیچ وقت نتوانستم خودم را در موقعیتی قرار دهم که برخی از واژه های اصیل بلوچی را از نظر معنایی و فرهنگ استفاده از آنها درک کنم اما می دانم که به عنوان یکی از آداب و رسوم و سنن بلوچستان هست و اینجا به شما قول می دهم که به صورت جدی تر وارد عرصه های زبان بلوچی و درک آن بشوم و بتوانم اطلاعات خوبی هم به دست بیاورم چرا که یک بانوی بلوچ هستم و به آن افتخار می کنم.
رسانه ها ستون محکم اطلاع رسانی یک جامعه هستند
رسانه ها ستون محکم اطلاع رسانی در یک جامعه هستند و نقش اساسی و محکمی را طبیعتاً را برعهده دارند . رسانه ها می توانند با انتشار مسائل مثبت جامعه و حتی مسائل و مشکلاتی که همه جامعه به نوعی با آن دست و پنجه نرم می کند به گوش مسئولین گامهای خوب و موثری را برای حل آنها بردارند اما به طور کلی از رسانهها انتظار دارم که توجه بیشتری به مسائل و مشکلات مردم در همه شاخصها به خصوص مسائل بهداشتی داشته باشند و در بحث آموزش و اطلاعرسانی واقعا نیاز است که نقش رسانهها پر رنگ تر باشد.
به عنوان مثال خود بنده حاضرم به عنوان یک ماما برای شهرها و روستاهایی که در هرحال محروم هستند به صورت رایگان کارگاه آموزشی و بهداشتی برگزار کنم و در این میان هم قطعاً نیاز به حمایت رسانه ها و فضای مجازی در این راه داریم تا برای اطلاعرسانی و آگاهسازی هر چه بهتر و بیشتر در سطح جامعه از ظرفیت آنها استفاده کنیم و البته انتظار داریم که رسانهها واقعا به بهترین شکل ممکن از ما حمایت کنند.
انتخابم به عنوان مامای نمونه در تهران بهترین اتفاق ممکن در سال 99 بود
اتفاقات خوب که زیاد است اما خوب بهترینش در اردیبهشتماه امسال بود که در تهران به عنوان یکی از چهار مامای نمونه انتخاب شدم و این برای من یک اتفاق خوب بود ، در آخر هم جا دارد تشکر کنم از همه کسانی که به هر حال با ما همکاری میکنند . ما انتظار داریم که مسئولین و پرسنل منطقه با ما همکاری بیشتری داشته باشند و این به این دلیل است که ما هم مشکلاتی در حیطه کاری خودمان در منطقه داریم که بعضی اوقات این مسائل و مشکلات فضار را برای کار و ادامه خدمت به مردم برای ما سخت می کند و ما می خواهیم که یک مقدار این سختی ها کمتر شود و توجه داشته باشیم که ما در یک منطقه محروم هستیم و نیاز است به این منطقه با یک چشم دیگه ای نگاه شود و توجه داشته باشیم که ما یک شهر بزرگ نیستیم و تقریباً در منطقه محروم هستیم و خیلی از مرکز کشور دور هستیم و نیاز به هست که مسئولین نگاه بهتری داشته باشند و فضا برای کار و خدمت بهتر برای امثال بنده و سایر پزشکان را فراهم کند و ممنونم از شما تیم خوب رسانه ای میارجل از اینکه وقت خود را در اختیار من قرار دادید.
محمد یاسین جلالزهی


نظرات کاربران