واکاوی میارجل در فرهنگ بلوچ؛ گذشتی که در بلوچستان هست هیچ جای دنیا نیست
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی میارجل؛ میرمراد مارندگانی فعال فرهنگی و اجتماعی بلوچ، 40 ساله و از اهالی بخش ایرندگان است؛ او از سال ۸۶ وارد دادگستری شده و قبل از آن نیز در بخشداری کار کرده است. از همان بدو کار نیز در دستگاه قضائی با توجه به مسئولیت پذیری اش، مدیر دفتر قضات مختلفی بوده و علاوه بر این موضوعات سال ۹۲ در شورای شهر خاش فعالیت کرده است و با وجود اینکه در دوره پنجم نیز رای کافی را کسب کرده بود اما پس از چند ماه به دلایل خاصی استعفا داد و اکنون نیز با وجود فاصله گرفتن از بلوچستان و سکونت در تهران، همچنان در جلسات صلح و سازش بین اقوام و طوائف بلوچ، شرکت میکند تا به این شکل صلح در بلوچستان پایدار بماند.
وی به عنوان یکی از اهالی ایرندگان که ارق خاصی نیز به این بخش از بلوچستان دارد، با علاقه خاصی از فرهنگ مردم این بخش که همچون مناطق دیگر خونگرمی و آرامش وجودشان مثال زدنی است، توضیح میدهد: ایرندگان بین دو قسمت اصلی بلوچستان هست، یعنی بین بلوچستان مکران و سرحد قرار دارد اما فرهنگ مردمان ایرندگان برخلاف اینکه بخش ایرندگان از توابع خاش است و نتیجتاً تصور میشود که باید به سرحد نزدیک تر باشند اما بیشتر شبیه به مردمان مکران زمین رفتار میکنند، یعنی از نظر فرهنگی به مردمان سمت جنوب بلوچستان شباهت دارند و در کل وابستگیهای قومی، قبیله ای و فرهنگی شان نزدیک به مردم مکران است.
در ادامه گفتگوی کامل خبرنگار میارجل با میرمراد مارندگانی از نظرتان میگذرد.
.jpg)
بعد از اقدامات اجتماعی تان در زمینه ایجاد صلح و سازش بین قبایل و طوایف، برخورد مردم بلوچستان با شما چگونه بوده است؟
زمانی که من در شورای شهر خاش برای دوره چهارم ثبت نام کردم، هیچ کس انتظار اینکه من رای بیاورم را نداشت اما خب خود مردم از من خواسته بودند ثبت نام کنم و با وجود اینکه اولین بار بود ثبت نام میکردم، با اختلاف 100 رای نفر دوم شدم در حالی که نه از اهالی خاش بودم و نه تحصیلاتم را برای مثال آنجا گذرانده، بلکه صرفاً برای کار به خاش رفته بودم و همین خدمات چهار سالهام در آنجا باعث شد که مردم بخواهند من برای شورا ثبت نام کنم و مدتی نیز رئیس شورای شهرستان و عضو شورای حل اختلاف شوراهای استان نیز شدم.
.jpg)
مدرک تحصیلی تان چیست؟
بنده دکترای مدیریت حرفه ای از دانشکده مدیریت دانشگاه تهران دارم.
سخت ترین صلح و سازشی که ایجاد کردید چه بوده است؟
یک درگیری داشتیم که ۱۸ کشته داشت و زخمیهایش که از شمارش خارج شده بود، با کمک فرماندار پیگیری کردیم تا اینکه بالاخره صلح و سازش را ایجاد کردیم، همین عید نوروز هم که به بلوچستان آمده بودم، بیشتر وقتم را در همین جلسات صلح و سازش گذراندم و تحت تاثیر همین صلح و سازشها بود که در شورای پنجم، از میان ۹ نفری که در شورای قبلی بودیم، تنها کسی که رای آورد من بودم اما سه ماه بیشتر نماندم و استعفا دادم؛ اکنون نیز با وجود اینکه تهران هستم، مشاورههای حقوقی و قضایی به مردم محلی میدهم.
.jpg)
با توجه به فعالیتهای گسترده فرهنگی تان در استان و شناختی که نسبت به بلوچستان دارید، مشکل اصلی را چه میدانید؟
مشکل اصلی عدم اطلاع مردم ما از قوانین کشور است، برای مثال فردی تا اینکه فرزندش یک سیلی میخورد به جای مراجعه به دستگاه قضایی و ثبت شکایت خودش جهت پیگیری، انتقامگیری میکند و این فرهنگ در آنجا اصلاً جا نیفتاده است، اکثراً نیز اگر فرد زور خودش رسید که انتقامش را میگیرد اگر هم نرسید که کلا بیخیال میشود، این موضوع کمی کار لازم دارد و میطلبد تحصیلکردگان و روشنفکران جامعه به همراه رسانهها، وارد عرصه شوند و این افراد به خوبی میتوانند برای حل این مشکل، فرهنگ سازی انجام بدهند.
.jpg)
دلیل محرومیت بلوچستان را چه میدانید؟
استان به دلیل دوری از مرکز مغفول مانده است، نه اینکه خدماتی از سوی نظام وجود نداشته باشد بلکه عمق محرومیت به قدری زیاد است که هر چه قدر هم که خدمات انجام بدهند، باز هم اصلاً دیده نمیشود، شما برق را میرسانی، آب نیست، آبرسانی انجام میشود، مرکز بهداشت نداریم، مرکز بهداشت میسازید، راه نیست و به نظرم باید یک همت جهادی داشته باشیم که بتوانیم مشکل را حل کنیم، پیشنهاد من همت جهادی است، اوایل انقلاب یک تیم جهادی آمد، سال ۶۳ بود که آمدند به منطقه و در حالی که غرب کشور جنگ بود، شرق کشور جبهه فقر بود؛ برق ما را آن وقتها که در منطقه کوهستانی (ایرندگان) بودیم همین جهادیها درست کردند، برای ما جاده ساختند و فکر میکنم الان هم اگر این اتفاق دوباره بیفتد، ما لااقل به سطح کرمان و هرمزگان خواهیم رسید، وگرنه با این نگاه امنیتی که به استان وجود دارد، نمیشود و نگاه خدمتی و جهادی میتواند از چهره استان محرومیت را بزداید.
فرهنگ بلوچ را چطور میبینید؟
غنی بودن فرهنگ بلوچ کاملاً ملموس است و هرکس در برخورد اول با بلوچ متوجه این موضوع خواهد شد اما بحث این است که این فرهنگ غنی باید با مقررات و قوانین آمیخته شود که یک چیز بسیار عالی نتیجه خواهد داد؛ شما فرض کنید اگر طرف بچه اش هم کشته شود و یک خانمی نزد او برود و پا در میانی کند تا در این ماجرا گذشت انجام شود، آن فرد که بچه اش را از دست داده است گذشت میکند! گذشتی که در بلوچستان هست هیچ جای کشور نیست، طی یک سلسله درگیری ۱۸ نفر کشته شده بود که من رفتم رضایت طرفین را اخذ کردم، هیچ یک از طرفین برای این موضوع و گذشت کردن دیه نگرفت، هیچ جای کشور یک چنین اتفاقی نمیافتد.
.jpg)
این گذشت میتواند جنبه منفی هم داشته باشد؟
بله، همین گذشت باعث شده است خیلی وقتها هنگامی که پای صحبت این مردم مینشینی، میگویند قسمت ما همین بوده است و این نیز از همان گذشت شان است، آنها عقب ماندگی خودشان را گردن تقدیر و قضا و قدر میگذارند و همین هم باعث میشود آن فرد مسئول از این شرایط سوء استفاده کند و از این صبر مردم خیلیها در حال سوء استفاده هستند، آن فردی که در کپر نشسته است اگر دسترسی به آب شرب ندارد، خب این را به حساب آن مسئول نمیگذارد بلکه از قضا و قدر میداند! همین از سمت برخی مسئولان باعث سوء استفاده شده است، به این شکل است که از این فرهنگ صبر و متانت مردم، سوء استفاده میشود.
برای حضور خیران در بلوچستان چه میشود کرد؟
باید یک شرایطی پیش بیاید و اگر بتوان خیران را به آن سمت جذب کرد خیلی خوب میشود، باید رسانهها یک اعتمادسازی و یک شناخت به بلوچستان برای جذب خیران انجام بدهند تا آنها نیز به این سمت بیایند، باید آگاهسازی و اعتمادسازی انجام شود و آن شرایط به خوبی به خیرین انعکاس داده شود و به این صورت خیران نیز مطمئناً به بلوچستان خواهند آمد؛ متاسفانه وقتی در تهران میگویید بلوچستان، سریعاً در ذهنها ناامنی خطور میکند اما اگر ما بتوانیم این را از ذهن مردم و مرکزنشینان پاک کنیم، یعنی نگاه آنها را عوض کنیم تا بدانند واقعاً اینجا ناامنی وجود ندارد و بدانند که زیرساخت آنجا نیست تا شرایط کار را فراهم کنند، حتماً زیرساختها را خواهند ساخت و خیلی از جوانان به این شکل سرکار خواهند رفت، همین الان خیلی از جوانان برای کار از بلوچستان به عسلویه یا به تهران میروند، خیلی از بچههای دیگر به کشورهای حوزه خلیج میروند اما اگر شرایط برای شان فراهم شود مسلما همانجا خواهند ماند، متاسفانه زیرساختها فراهم نیست و بخش خصوصی نیز با توجه به بحث ناامنی منطقه، که ابداً حقیقت ندارد، پا پیش نمیگذارد و هیچکس رغبت رفتن به آن سمت و سو را ندارد، آن حس ناامنی باید از استان زدوده شود و به سمتی برویم که مردم بفهمند بلوچستان امن است، آن وقت ما میتوانیم جذب سرمایه کنیم اما اینکه مقطعی بیایند در یک نقاطی کاری انجام بدهند، اینها واقعاً فقر را نمیتواند از بین ببرد و مشکل دیگر این است که بحث مذهبی استان نیز مانع دیگری در توسعه و پیشرفت مردم است، آنجا به خاطر بحث شرعی مسئله سود در بحث وامهای دولتی بهره دار، مردم هیچ وامی دریافت نمیکنند و بیشتر وامهای دولتی که به بلوچستان میآیند در واقع به سمتهای دیگر رانده میشوند و شهرهای دیگر این وامها را جذب خودشان میکنند، شرایط استان اجازه نمیدهد که هیچ کسی وام بگیرد و یکی از دلایل عقب ماندگی نیز همین موضوع است، دولتمردان و آن فقهای اهل سنت باید بنشینند روی این موضوع فکری کنند و این مشکل و گره مذهبی را باز کنند یا اینکه نهایتاً وام بدون بهره بدهند.
در مورد بیکاری استان نظرتان چیست؟
اتفاقاً مسئله دیگری که میخواستم درباره آن صحبت کنم به همین بیکاری ربط دارد، در استان ما تحصیل کردههای بلوچ خیلی زیاد هستند و الان در هر رشتهای بخواهید متخصص آن هست، یعنی فوق لیسانس و دکترای هر رشته در استان وجود دارد با این حال یک مدیر مسئول یا مدیر کل تحصیل کرده نیروهایش را از استانهای دیگری میآورد و این موضوع جوانان را نا امید میکند و به این گونه موجبات نا امیدی جوانان بلوچ فراهم میشود، برای مثال من نوعی از بودجه این کشور استفاده کردم و تحصیلات عالیه برای خودم دست و پا کردم الان که موقع خدمت است میبینم که از جای دیگر نیرو میآورند و این موجب سرخوردگی نخبگان جامعه میشود، این یک معضل است و نظام باید یک فکری برای این موضوع نیز انجام بدهد الان خیلی از مدیران ما بومی هستند اما همین مدیران نیز مدیرانی هستند که با وجود لابیگری و پارتی بازی به اینجا رسیدند و یک گروه خاصی هستند، هر کسی نمیتواند با توانمندی خودش به این درجه برسد و باید آنقدر لابیگری و از این موارد داشته باشد که بتواند به یک جایی برسد.
در مورد سوختبری نظرتان چیست؟
افرادی که در شغلهای کاذب مانند سوخت بری کار میکنند، سرمایه گذار نیستند اینها فقط کرایه حمل شان را میگیرند، به معنای واقعی باربر هستند و سود سوخت مستقیم به جیب یک مرکزنشین (تهران) میرود و فرد سوختکش فقط سوخت را در ماشین بار میزند و تا مرز میبرد و بر میگردد تا کرایه حمل اش را بگیرد، اصل پول به نفر اصلی که در مرکز مینشیند خواهد رسید و آن همه خطر را فرد سوختکش به جان میخرد، فقط برای اینکه یک کرایه حمل بگیرد؛ خیلی از سوخت کشها اینگونه هستند و نه حتی صاحب ماشین هستند، بیشتر سوخت کشان و صاحبان چنین مشاغل کاذبی، در واقع فقط قصدشان در آوردن نان شب است، اینها دنبال این نیستند که سرمایهگذاری کنند و سرمایه برای خودشان دست و پا کنند، فقط میخواهند نان شب شان را در بیاورند تا زن و بچه شان شب گرسنه نخوابند و مطمئن باشید اگر کار و شغلی باشد، همه بلوچستان شغل سوختکشی را رها میکنند و به سمت شغل درست و حسابی میروند، یعنی به سمت شغلی پایدار که امنیت و آینده داشته باشد، خواهند رفت.
نظرات کاربران