نمیدانیم چه بگوییم و با چه کلماتی توصیف کنیم......
از دست دادن دوست، همکار، همیار و همراه بلاشک سخت و جانکاه است، جانکاه تا جایی که ادامه زندگی را برایم سخت، دشوار و طاقتفرسا کرده است. نمیتوانیم تصور کنیم که دیگر نمیبینیمش و نمیشنویمش؛ شاید گفتن این حرف برای کسانی که تلاش میکنند واقعیتها را حرفهای جلوه دهند غیرقابل باور باشد اما اگر میتوانستیم حتما تقدیرش را عقب میانداختیم.
زندگی در این دنیا بدون جواد حال خوب و خوش را از ما گرفته است، همیشه تمایل داشتیم و داریم که دنیا را جای بهتری برای زندگی کنیم، تمام تلاشمان را کردیم که خبررسانی حرفهای را در پیش بگیریم اما وقتی خودمان با از دست دادن بهترین یاورمان در تردید حال خوش هستیم نمیدانیم میتوانیم همچنان دنیا را جای بهتری برای زندگی کنیم یا نه؟
جواد جزو ارکان تحریریه میار جل بود؛ مشاورهایش به سردبیر ما راهگشای بسیاری از مسائلمان بود، بخش مهمی از اعضای تحریریه و خبرنگاران ما زندگی حرفهای خود را مدیون او هستند و نمیدانند از فردا چگونه بدون جواد را سر کنند؟
لبخندی که هراز چندگاهی در این فضای پرزحمت برلبان ما و خوانندههایمان در قالب طنزهایش جاری میشد را هیچکس نمیتواند بدون او جبران کند؛ خندههایی که در مراودات شخصی تک تک ما با او جریان داشت را هیچکس نمیتواند جبران کند؛ احتمالا دیگر نخندیم.............
متاسفایم و نمیتوانیم میار جل و خودمان را بدون جواد فرض کنیم و توان ادامه زندگی برایمان طاقتفرسا...
تحریریه و خبرنگاران میار جل


نظرات کاربران