نگاهی تحلیلی به اعتراضات مردم بلوچ در بندر گوادر/تحصن بقا!
این مفهوم درک نخواهد شد مگر آنکه آنرا درپرتو سه واقعیت رقابت آمیزجنگ پنهان درنظر گیریم:
الف- رقابت فکری وایدیولوژیک درونی جامعه بلوچ و محلی
ب -رقابت های منطقه ای هند،پاکستان وچین.
ج- رقابت های آمریکا وچین وتاحدی روسیه
یکی از دلایل سکوت خبری رسانه های منطقه وجهان نیز در ارتباط با واقعیت همین قرار دارد هرچند که به آن اعتراف نمی شود.
واقعیت آن است که: اگر شبکه های اجتماعی نبودند حتی در چابهار واقع در 70 کیلو متری ساحل ایرانی مکران که خود بخشی از رقابت قدرت های جهانی شرق وغرب عالم قدرت است کمتر کسی متوجه می شد که درگوادر مردمی به جان آمده مرد وزن و کودک برای بقای خود تحصن کرده و دست به مقاومت زده اند.
باید از فعالان شبکه های اجتماعی سپاسگزار بود که سکوت را شکسته اند.،،،،
بگذریم.۔۔
الف. رقابت های درونی جامعه بلوچ
درباره رقابت فکری وایدیولوژیک در درون جامعه بلوچ در کلیت بلوچستان شرقی واقع در قلمرو رسمی پاکستان ،اختلاف برداشت وجود دارد .اما اگر دقیقتر تر به حوادث بلوچستان توجه کنیم دونگاه بلوچ به تحولات را نمیتوان نادیده گرفت:
1. نگاه ملی گرایانه بلوچ
2. نگاه مکتبی واسلامی بلوچ
این واقعیت که در نگاه ملی گرایانه بلوچ، بلوچستان شرقی، اشغال شده ارتش پاکستان است بحثی وجود ندارد.
هم چنانکه در نگاه مکتبی مولوی های بلوچ ،بلوچستان شرقی بخشی از جهان اسلام است و پاکستان بخش اصلی این جهان تصور شده است.
این دوبرداشت، جامعه بلوچ را درارتباط با راه حل نهائی مساله بلوچ در دوجبهه ملی گرا و اسلام گرا قرار داده است .جناح ملی گرای با تقسیم بندی درونی میانه رو وهواداران سازش با دولت مرکزی اسلام آباد وجناح رادیکال جدائی طلب که راه حل را درجنگ مسلحانه واستقلال میداند و جناح اسلام گرای مکتبی وهواداران پاکستان روبرو کرده است.
درتحصن گوادر از قضا نگاه ملی گرایانه میانه رو و نگاه اسلام محور دارند تجربه جدیدی را به آزمایش میگذارند.
اگر یوسف مستی خان را نماینده بلوچ ملی گرای میانه رو فرض کنیم و مولانا هدایت الرحمان را
به عنوان یک شخصیت وابسته به حزب جماعت اسلامی هوادار تسلط پاکستان بر بلوچستان ارزیابی کنیم قابل تصور است که تحولات گوادر و اعتراض های مردم محلی وبلوچ دارد مسیر جدیدی را بازمیکنند.
آنچه این دوجریان رابهم نزدیک میکند جدا از.واقعیت مطالبات به حق تحصن کنندگان،با این تردید هم روبرو است که نوعی برنامه ریزی آگاهانه تر برای مصادره جریان مقاومت گوادری ها وجلوگیری از رادیکال شدن وپیوند خوردن احتمالی آن به جریان رادیکال، از طرف حاکمیت پنجابی وجود داشته باشد.مطالبات مردم روشن است آنها برای بقای خود در گوادر مقاومت میکنند .بقایی که با واگذاری مدیریت گوادر به مدت 99 سال به چین وپروژه چینی توسعه که در آن برای مردم محلی وساکنان آن جایگاهی تعریف نمی شود،به خطر افتاده است .در تجربه چینی توسعه، گوادر ازیک بندر کوچک ماهیگیری سنتی با سرمایه گذاری 54 میلیارد دلاری قرار است تبدیل به مگا پورتی شود که ساکنان آینده آن ترکیبی از اتباع چین وقومیت مسلط پنجابی که حاکمیت را بدست گرفته است خواهند بود وجایگاهی برای بومیان غیر متخصص وجود ندارد.
گوادر آینده مگاپورتی تصور شده که سرتاسر ساحل آن دراشغال تآسیسات بندری تجاری وپادگانهای نظامی ترکیبی نیروهای دریائی چین وپاکستان است. دراین ساحل جائی برای ماهیگیران بی تخصص بلوچ وجود ندارد.
مناطق مسکونی آن با شهرک سازی مدرن برای سکونت مهندسین وکادر های تخصصی چینی ودرسطح محدود تری شرکای پنجابی شان اختصاص می یابد. تفاوت درنگاه بلوچ بومی با فرهنگ معیشتی سنتی در گوادر وحاکمیت توسعه گرای چین
را در مطالبات مردم میتوان دید.
نگاه کنید مطالبات مردم تا چه حد ساده وقابل لمس است ولی هیچ تناسبی با واقعیت پروژه توسعه ای چین ندارد.
مطالبات تحصن کنندگان رامیتوان چنین خلاصه کرد:
1. اجازه ماهیگیری دردریای مکران
2. اجازه تجارت پیله وری وباز کردن مرزها دردو بخش بلوچستان
3. تامین آب وبرق محلات بلوچ نشین
4. اجازه کار وفعالیت ورفع تبعیض
5. پایان دادن به بازرسی های تحقیر آمیز بومیان بلوچ در محله ها وراه های ارتباطی شان
ظاهرا این گونه درخواست ها حق طبیعی ساکنان بومی گوادر است وعلی القاعده کسی باآنها مخالفتی ندارد ولی در عمل این طور نیست!!.
ارتش پاکستان وشرکت های چینی کل ساحل گوادر را به تملک خود درآورده اند .
کشتی های ترال چینی مشغول جاروب کردن دریا از ماهی و هر آنچه از حیات دریائی درآن وجود دارد میباشند .
آن بخش از ساحل گوادر که خارج از نیاز تآسیسات بندری است درتصرف مشترک نیروی دریائی پاکستان وچین است تا نیاز پاکستان درمقابل قدرت مسلط نیروی دریائی هندوستان را دراقیانوس هندتامین کند ونیروهای دریائی چین را درنزدیک ترین مکان ممکن به تنگه استراتژیک هرمز مستقر کند تا از جریان انرژی حوزه خلیج فارس به صنایع رو به رشدش مطمئن شود ودومین پایگاه مهم دریائی بعد از جیبوتی را احداث کند.
بومیان بلوچ گوادر دراین هردو زمینه نه تنها سودی ندارند بلکه مدعیان مزاحمی بیش نیستند.
از این رو است که فشارها بربومیان بی نوا افزایش یافته تا مجبور به مهاجرت شوند وجابجائی جمعیتی بدون هزینه خاصی عملیاتی شود.،
اما مقاومت مردم محاسبات را برهم زده است.آی.اس.آی پا کستان سیاست پیچیده تری برای بی اعتبار کردن مقاومت مردمی درپیش گرفته است.بدین معنی که از یک طرف رهبری تحصن کنندگان را عوامل هند تبلیغ میکند تاضمن انحراف افکار عمومی زمینه سرکوب خونین رافراهم کند و ازطرف دیگر بتواند جریان اسلامی را درمقابل ملی گرائی بلوچ قرار دهد وباعث تفرقه شود.منتها هوشیاری مردم تا این جای کار مانع تحقق این امر شده است.حرکت سوم تبلیغ روی مخالفت جریان سرداری با توسعه بلوچستان است تا تفرقه را دربین جمعیت بلوچ عمیق تر سازد..
دراین شرایط ملتهب افزایش اعتماد به نفس روحانیت بلوچ بعد از پیروزی طالبان وتسلط سهل آنها بر افغانستان به نحو چشم گیری افزایش یافته است وجماعت اسلامی به عنوان سومین حزب رسمی مذهبی پاکستان بعد از جمعیت علمای اسلام در دو شاخه فضل الرحمان ومولانا سمیع الحق که هردو از قومیت پشتون هستند مطرح است . رهبری جماعت دراختیار مولوی های بلوچ است که اکنون مدعی اصلی بلوچستان است واحتمالا ارتش پاکستان بی میل به جنین تحولی نیست تا با مطالبه گری ملی بلوچ با کمترین هزینه مقابله کند.
ب.. رقابت های منطقه ای هند وپاکستان
درکانون این رقابت ها گوادر وچابهار قرار دارند
درنگاه پاکستان، هند می باید بهر قیمتی شده از چابهار اخراج شود.طرح چینی خواهر خوانندگی گوادر--چابهار بخشی از این پروژه است.
این که چابهار وگوادر رقیب یکدیگر یا شریک یکدیگر ند چندان روشن نیست ولی شکی وجود ندارد که پاکستان پس از تسلط طالبان بشدت امیدوار است که توافق سه جانبه ایران ،هند وافغانستان خنثی شود .
طالبان هم مایل هستند که هردو گزینه چابهار وگوادر را داشته باشند.چین مایل به اتصال گوادر به چابهار از طریق احداث خط ریلی است تا از طریق ایران به آسیای مرکزی دسترسی پیدا کند .
حضور هند درچابهار مورد علاقه چین هم نیست ولی منافع ملی ایران در عملیاتی کردن پروژه چابهار باسرمایه هندی است که از حمایت آمریکا هم برخوردار است.
تردید دستگاه های امنیتی پاکستان که هند بتواند باحضور درچابهار به تقویت جریان ملی گرای بلوچ
کمک کند یکی ازدلایل مهم تقویت جریان اسلامی دربلوچستان است.
قهرمان سازی و وارد کردن مولانا هدایت الرحمان در ادبیات شعر وموسیقی بلوچ درحالی که روحانیت موسیقی را حرام وهر سازی را کالایی شیطانی میداندکه انسان را از یاد ذات اقدس غافل میکند ،بهره بردادی ابزاری از موسیقی را درقهرمان سازی بروشنی نشان میدهد.
ج. رقابت های بین آلمللی
آمریکا وچین دراقیانوس هند وبویژه درساحل مکران آن وارد رقابت شده اند.چین از طریق کریدور اقتصادی چین وپاکستان "سی پک" وموافقتنامه 25ساله راهبردی ایران وچین به عنوان زیر مجموعه پروژه یک کمربند یک جاده در صدد تصرف ساحل مکران از طریق سرمایه گزاری کلان خود است.آمریکا هند را انتخاب کرده است تا چین را در چارچوب پروژه امنیتی" کواد" وپیوند دادن هند ،ژاپن واسترالیا وآمریکا در شرق محاصره کند.ودر حوزه عربی- اسرائیلی پروژه ابراهیم مطرح است که درنهایت از طریق اقیانوس هند وتنگه مالاکا به شرق میرسد.وهدفش مقابله با رشته مروارید بخش دریائی یک جاده - یک کمربند چین است.با این حال مهمترین بخش رقابت ها ی چین وآمریکا در جغرافیای پشتون وبلوچ رقم خواهد خورد.ساحل مکران وپس کرانه های آن محل دعوی اصلی است.ابعادتوافق دوحه بین آمریکا وطالبان هنوز روشن نشده ولی قابل تصور است که طالبانیزه کردن قدرت در کل منطقه بخشی از آن باشد.اگر چنین برداشتی درست باشد آنگاه میتوان گفت که پاکستان در جغرافیای پشتون وبلوچ دچار یک اشتباه استراتژیک شده است.دشوار میتوان تصور کرد جریان اسلامی که پاکستان تقویت کرده است همواره در چارچوب منافع سکولار های پاکستانی حرکت کند ودرپی اسلامی کردن کامل پاکستان بر نیاید.تحریک طالبان پاکستان به اسلامی کردن مناطق قبایلی آزاد بسنده نخواهد کرد وکل پاکستان را میخواهد اسلامی وامارتی نظیر افغانستان کند .به باور من چین متوجه موضوع هست واز همین رو است که سه کشور پاکستان وافغانستان را در یک پکیج قرار داده ودارد با طالبان نزدیک میشود تا با بستن قرار دادی نان وآبدار باهمکاری شرکت های پاکستانی ذخایر ۔افغانستان را به انحصار خود دربیاورد کاری که آمریکا نتوانست. بخصوص منابع لیتیوم افغانستان مورد علاقه چین است وبی دلیل نیست که طی روزهای اخیر یک هیات کارشناسی چین با طالبان وارد بحث شده است وچین آماده است سفارت خودرا درکابل فعال کند.اما بنظر میرسد که طالبان هوشیارتر ازگذشته شده اند و همه تخم مرغ هارا درسبد چین وپاکستان قرار نخواهد داد منافع طالبان هم در ایجاد توازن درمناسبات منطقه ای وبین آلمللی شان است.گذشته از این ساده انگاری است اگر تصور شود که آمریکا باخروج بی موقع ومناقشه آمیزش بطور کلی شکست را پذیرفته وافغانستان رابه رقبای سه گانه اش چین ،روسیه وایران واگذار کرده است.واقع بینانه تر آن است که گفته شود آمریکا با توسعه تکنولوژی دیگر نیازی به حضور نظامی مستقیم هزینه بر نداشته وقادر است از راه دور اوضاع را کنترل کند.
بنابراین ایران ،افغانستان وپاکستان همچنان محل رقابت چین وآمریکا برسر قدرت هژمون قرن 21 م. باقی مانده اند. هدف آمریکا متوقف کردن پروژه یک کمربند یک جاده چین در جغرافیای پشتون وبلوچ است. اشتباه پاکستان در این است که نا خواسته به دام رقابت های جهانی افتاده وخود را درمعرض معامله قدرت ها قرار داده است.
کشتار ها در بلوچستان پاکستان، آدم ربائی ها و سر به نیست کردن فعالان بلوچ نتیجه عکس انتظارات دولت و ارتش پاکستان داده و توده های مردم را درگیر اصل بقا کرده است.
آنچه در تحصن وتظاهرات اعتراض آمیز گوادر شاهد آن هستیم بخش کوچکی از ظرفیت توده ای مردمی را به نمایش میگذارد که درگیر اصل بقا شده اند .
احتمال سرایت آن به کل جامعه بلوچ دربلوچستان شرقی هم منتفی نیست.
پیر محمد ملازهی تهران
23/9/1400
نظرات کاربران