خاطرات نادیا، خرس مرحوم بلوچ
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی میار جل؛ محمدجواد صادقی نوشت: 14 سال پیش یعنی سال 1386 درحالیکه از سونوشت خانوادهام خبرنداشتم مرا برای نگهداری به باغ وحش دانشگاه زابل آوردند، ازکودکی چیزهایی یادم بودکه ما دربالای کوههای بزرگی زندگی می کردیم وهمراه والدینمان بودیم و اینجایی که برای محل سکونت من درنظرگرفته بودندخیلی تنگ وهیچ شباهتی بامحل زندگی قبلیام نداشت.
مسئولین باغ وحش برای سرگرمی من یک تلویزیون کوچکی گذاشته بودندکه فقط شبکه هامون را نشون وگه گداری اخبار شهرهای استان رادنبال می کردم، یک روز خبری پخش شد که درروستایی بنام داروکان از توابع بخش مرکزی نیکشهر مجسمههایی نصب کردند از همنوعان من، تازه بخشدار مرکزی برایشان کارت ملی صادرکرده بودتازه متوجه شدم اسم من نادیانیست بلکه به بلوچی مم وخرس سیاه هستم هرچی به مسئولین التماس کردم که اسم من نادیانیست ومن خرس سیاه بلوچی هستم گوش نکردندوازشان خواهش کردم منوبه شهرخودم برگردونیداینجابادهای۱۲۰روزوسوزسرمایش منوآزارنمیده امامتاسفانه اعتنایی به حرفهای من نکردند.
یک روز دیگه از تلف شدن یک خرس در بمپور از شبکه هامون پخش شد که خیلی ترسیدم به خانوادهام زنگ زدم گفتم همچین خبری شنیدم فامیل های ما خندیدند گفتندما در بمپور سیادووارث نداریم آقای یاسین جلالزهی نیا خبرنگاربمپور که الان گزارشگرسایت میارجل است یک سگ سیاه را اشتباهی خرس معرفی کرده است.
خلاصه بعداز ۱۴سال تلاش برای بازگشت به موطن و مامن خود آرزو به دل موندم اگرروزی شنیدید من دارفانی رو داع گفتم خاطرات منو مرور کنید و وصیت می کنم مسئولان نیکشهرعلی الخصوص آقای محمدبلوچزهی بخشدارمرکزی نگذارند بقیه خرس هابه سرنوشت من گرفتار شوند.
نظرات کاربران