گفتوگو با ورزشکاری که نگاه ورزشی را در دشتیاری تغییر داد/ ذکریا از روزهای سخت ورزش در بلوچستان می
پایگاه اطلاعرسانی میار جل در ادامه بولتن خبری خود برای معرفی افراد شاخص، نخبگان، معتمدان محلی و فعالان فرهنگی، اجتماعی اقتصادی و ورزشکاران بلوچستان گفتوگویی ذکریا موسائی ورزشکار شهرستان دشتیاری انجام داده است.
ورزش در بین قشر جوان از اهمیت ویژهای برخوردار است و کمتر جوانی است که به ورزش نپردازد، جوانان دشتیاری نیز ورزش را جزو برنامههای مهم خود میدانند و همواره در تلاشند تا استعدادهای خود را به نمایش بگذارند و در عرصههای مختلف ورزشی موفقیتهایی حاصل کنند.
ذکریا موسایی جوانیست که از دوران ابتدایی عاشق ورزش در رشته فوتبال شده و سختیهای زیادی در این مسیر بسیار ناهموار دیده و اکنون با گذشت پانزده سال از تلاشهای خود در ورزش و فوتبال میگوید.
در معرفیاش میگوید: ذکریا موسائی هستم متولد 1371 از روستای سیتل دلگان از شهرستان دشتیاری؛ بنده از زمانیکه کلاس چهارم ابتدایی بودم به ورزش فوتبال علاقه پیدا کردم و از همان زمان چهار نفر را جمع کردم و در هر تیم دو نفر مسابقه میدادیم.
ادامه میهد: توپ نداشتیم، کفش نداشتیم، زمین مناسب نداشتیم از طرف خانواده حمایت مالی نمیشدیم، ما توپ را با پارچه درست کرده و خودمان رو مشغول میکردیم. در حوزه علمیه اهل سنت درس میخواندم که پدرم بدلیل کمبود مالی روزانه دویست تومان بهم میداد که هم خرج خوراکم بود و هم کرایه رفت و آمدم
میگوید: اما این فقط کرایه رفت میشد. ولی من بخاطر علاقه خاصی که به فوتبال داشتم همین دویست تومان را هم جمع میکردم و توپ تنیس میخریدم که توپ تنیس سه روز دوام نمیاورد و دوباره همینکار را تکرار میکردم
ذکریا ادامه میدهد: همه هم سنهای ما با والدینشون مشغول کشاورزی و یا دامداری بودند و جوانان مشغول صیادی در دریا و یا در خارج از استان کارگری میکردند اما من روز به روز بچههای بیشتری را دعوت میکردم و تورنمنت برگزار کرده باز هم بخاطر چند مشکل از جمله نبود توپ مناسب و مخالفت خانوادهها شکست میخوردم.
.jpg)
والدین بچههایی که باهوشون فوتبال بازگی میکرم تهدیدم میکردند.....
وی در حین مصاحبه سرش را تکان میدهد و از حسرت روزهایی میگوید که خیلی وقتها آن را ناامید کرده بود اما تلاش و پشتکاری که ذکریا در ورزش داشت این مسیر را راها نمیکند و ادامه میدهد
میگوید: یک زمانی برایم پیش آمد که والدین خیلی از بچهها من را تهدید کردند که نزدیک بچهها و حتی خونههاشون نروم. چون از نظر اونا دارم بچهها شون را از کار و زندگی و موفقیت به سمت نابودی و بیمسئولیتی میکشم.
برخی از اهالی روستای ما چندین دفعه محل بازی ما رو خراب کردند. توپ های ما رو پاره کردند اما من ناامید نمیشدم؛ باز هم بچهها را به سمت فوتبال دعوت میکردم و با پول کرایه خودم برای بچهها توپ میخریدم و هر ساله برایشان یه تورنمنت برگزار میکردم.
وی در ادامه مطلب عنوان میکنند: یک تورنمت در سال 85 برگزار کردم که ۳ تیم از سه روستا شرکت کردیم صبح شروع به بازی کردیم باران شروع به باریدن کرد و تا عصر هر پایدار و بدون توجه به باران تیم سه بازی انجام داد و یک تیم قهرمان شد.
میگوید: از بس که علاقمند به بازی بودیم که نه گرسنگی به ما غلبه میکرد و نه خستگی، بعدش وقتیکه از تلویزیون دیدم ورزش دیگری مانند فوتبال بهنام فوتسال است که به تعداد نفرات کمتر و زمین کوچکتر نیاز داره و ما هم از لحاظ نفر کم هستیم و زمین هم نداریم پس فهمیدم که این ورزش برای ما روستانشینان خیلی بهتر از فوتبال است هرچند که هنوز علاقه ما به فوتبال است و بیشتر مسابقات فوتبال را تماشا میکنیم. با همین مشکلات و علاقه به ورزش بزرگ شدیم و اون آرزوی که از بچگی در قلب ما بود تحقق پیدا نکرد.
ذکریا موسایی حالا مسئولیت بازیهایی را که بصورت دهستانی در منطقه برگزار میشود بر عهده گرفته و بصورت منظم بدون هیچ زیرساختی آنها برگزار میکند؛ میگوید: سال ۹۳ بود که یک تورنمنت فوتسال به مناسبت عید نوروز برگزار کردم که ۸ تیم از مجتمع دلگانها و سیتارها شرکت کردند و هرساله این مسابقات در حال برگزاری است.
این ورزشکار دشتیاری ادامه میدهد: سال ۹۶ به بعد مسابقات لیگ فوتسال دلگان و سیتار را برگزار میکنیم و از سال ۹۷ مسابقات نوجوانان زیر ۱۸ سال را اجرا میکنیم؛ متاسفانه هنوز خیلی از مشکلات است که موانعی بین جوانان و ورزش است و عمر ورزشی جوانان ما را کم کرده است.
ذکریا درباره مشکلاتش میگوید: الان ۸ سال است که بمناسبت ماه رمضان مسابقات فوتسال در منطقه ما به دلیل نبود زیرساخت برگزار میشود.

استعدادها و ورزشکارانی که پرورش داد
درباره استعدادهای ورزشی در دو و میدانی میگوید: سال قبل چند نفر دونده را تمرین دادم و دونفر را به باشگاه ورزشی آرتین چابهار تحویل دادم که چندبار در استان مقام آوردند. الان وقتی که در شبهای ماه رمضان با تیم روستا وارد زمین مسابقه میشم و میبینم که قریب به ۷۰۰ الی ۸۰۰ نفر دارند ما را نگاه میکنند و برای ما دست میزنند یک احساس خوشی بهمون دست میدهد که کمتر از قهرمانی نیست.
میگوید: رمضان گذشته با تیم فوتسال روستا به فینال مسابقات راه یافتیم که کمتر از قهرمانی نبود و گهگاهی یاد میکنم که در گرمای ۴۵ درجه پای برهنه و با توپی که با پارچه درست کرده بودیم بازی میکردیم، زمین نداشتیم، تیرک و تور نداشتیم، بجای تیرک دروازه سنک کلوخ بود، برخی از مردم نمیگذاشتند تیرک نصب کنیم، نمیگذاشتند خط کشی کنیم، هیچکس حامی ما نبود، تمامی اهالی روستا مخالف ورزش بودند، همه ما را مسخره میکردند، با پای پیاده دهها کیلومتر پیاده برای مسابقه به روستاهای اطراف میرفتیم اما نامید نمیشدیم و ادامه میدادیم.
وی درباره تغییر نگاه به ورزش در منطقهاش میگوید: الان خدا را شکر از مجتمع دلگانها و سیتارها و دیزی و دور و اطراف از بچه ۱۰ ساله تا جوان ۴۰ ساله فوتبالی همه و همه وقتیکه از کنارشان رد میشوم طوری با دلگرمی باهام برخورد میکنند که برایم ارزشش خیلی بالاتر از قهرمانی است.
ادامه میهد: اون نوجوانی که به نشانه تشکر از من از ته قلب پاکش با گرمی بهم سلام میدهد و آن احترامی که برام قائل میشود فقط برای اینکه دارم درکش میکنم و با وجود اینهمه مشکلات زمینه ورزش را براشون فراهم میکنم و وقتم را برای شکوفا شدن استعدادشون صرف میکنم، یه دنیا برام افتخار است و دست به قلبم میزنم و سرم رو بالا میگیرم که دعای قلبهای کوچک و پاک پشت سرم است.
او در آخر درخواستی هم از مسئولین ورزش شهرستان دارد و میگوید: تقاضا و خواهش دارم، لطفا بچههای روستایی را دریابید؛ انگیزه و همت اونا خیلی بالا است اما در ندانم کاری گم شدهاند. مسیر پیشرفت را بلد نیستند، زیر ساخت ندارند، حتی ابتداییترین امکانات ورزشی را هم ندارند. این بچهها توقع خیلی پایینی دارند اما انگیزه و آرزویشان خیلی بالا است.
گفتوگو از منصور کریمدادی


نظرات کاربران