به بهانه نزدیک شدن به سالگرد شهادت بانو کریما بلوچ/ مشکل جامعه بلوچ چیست؟
بلاخره رسید روزی که سالگرد به شهادت رساندن بانو کریما بلوچ باشد. دختری زیبا، جوان، معصوم و ظاهری کاملا غیرسیاسی که اگر زاده کشوری امن و آرام بود، استیجهای پر غرور و جایزه و افتخار بانوی شایسته جهان و جشنوارههای سینمایی و امثالهم در انتظارش بود نه قتلی دردناک و مخفیانه آنهم غربت و تحت تعقیب جاسوسان حکومت بمب اتم اسلامی در امنترین کشور جهان، کانادا. این اتفاقی بود که دقیقا یکی دوسال قبلش برای ساجد حسین یک جوان روزنامهنگار خوش بر و رو و مستعد دیگر بلوچ اتفاقا آنهم در غربت امنترین کشور اروپا، یعنی سوئد افتاد. خبر از نمونه این اتفاقات در داخل کشور پاکستان انچنان بسیار است که مثنوی هفتاد من کاغد میخواهد، از قتل فعالان مدنی شهدای مرگاب تا ترور مشهورترین آکادمسین بلوچ پروفسور شهید صبا دشتیاری تا ربایش و قتل سایر هزاران فعال صاحبنام و گمنام دیگر. برای جوامع دیگر با صدها روزنامهنگار و انواع رسانه بصری و نوشتاری شاید قتل دو نیروی زبده چیزی را تغییر ندهد اما برای بلوچی که نه رسانه دارد و نه فعال رسانهای مطرح، این ضربه چونان تبر زمخت بر تنه نحیف یک درخت نونهال بود که نمیشود تلخی آن را با هیچ مرثیهای تسکین داد، مگر یاداوری یک واقعیت بلاتردید که سطح هوشیاری سیاسی بلوچ را به حد غیرقابل تصوری بالا برد. بلوچ به چشم خود دید چگونه جهان سالهاست در مرثیه یک روزنامهنگار به نام جمال قاشقچی درحال تحقیق و رسیدگی و مرثیه سرایی است، از ترکیه و ایران و آمریکا گرفته تا خود دربار آل سعود، ولی وقتی نوبت به گلهای سرسبد بلوچ رسید هیچ کس ککش هم نگزید و زحمت یک خبررسانی چندثانیهای زیرنویس تلوزیونی را هم به خود نداد. اینچنین بود که پوچی شعارهای اسلامگراهای عربدوست، ایرانشهریهای شاهدوست، غربمحوران دموکراسی دوست هرسه یکجا رنگ باخت و فقط یک حقیقت کهن آشکار شد: برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی، که در نظام طبیعت ضعیف پامال است
نظرات کاربران