امنیت واقعی در بلوچستان، به روایت یک فعال گردشگری/ اولویت اول مردم اینجا فقط شغل است!
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی میارجل؛ مسلم بارکزهی یکی از فعالان گردشگری بلوچستان است که صفحه پر فالوئرش یکی از دلایل بالقوه و بالفعلی بود که مردم ایران در زمینه گردشگری به بلوچستان جذب میشدند و همچنان هم خیلیها او را با همان فعالیتهای گردشگری اش میشناسند، اگرچه این روزها، کمی از گذشته، شدت فعالیت هایش را کمرنگ تر کرده و عرصه را برای نوظهوران در زمینه گردشگری باز کرده است تا افراد جدید در این زمینه فعالیتهایشان را شروع کنند. در ادامه گفتگوی خواندنی میارجل با این فعال گردشگری را میخوانید.

اول از همه به مخاطبان مان بگو که چه شد به فکر افتادی در زمینه گردشگری شروع به کار کنی؟
من در مدت فراغت خودم حدودا سال ۹۵ بود که متوجه شدم دو قشر دانشجو و سرپرست خانوار علی الخصوص سرپرست خانوارهای خانم آسیب پذیرترین افراد جامعه بلوچستان هستند که بالاخره باید درآمدی داشته باشند تا بتوانند روزگار بگذرانند، به همین دلیل یک مدت تحقیق کردم و روزی با دو هیچ هایکر آشنا شدم، هیچهایکرها افرادی هستند که شاید به اقتصاد منطقه به صورت مستقیم کمک نکنند اما به طور غیرمستقیم بیشترین کمک را به مناطق زیبا، بکر، دور افتاده و به عبارت دیگر اماکنی که توان و استعداد ایجاد اشتغال در آنها هست اما شکوفا نشده است، را دارند، آنها یک زوج بودند که کنار جاده ایستاده بودند، دستشان را بالا بردند که سوارشان کردم و تا مسیری که میخواستند رساندمشان، شب که به خانه رسیدم اینستاگرام شان را چک کردم و دیدم اینها انسانهای خیلی جالبی هستند و همیشه نیز برخلاف گردشگران عام، به قلب مردم در روستاها میروند و پستهایی که میگذارند نیز خیلی خوب بود، برای مثال مینوشتند در منطقه بلوچستان ما یک چنین غذای خوشمزهای را خوردیم و خب همین نشان میداد بلوچستان امن است.
خاطرم هست یک خانمی از همین هیچهایکرها پستی گذاشته بود که ذهنیت خود را از قاچاقچی، قبل و بعد از سفر به بلوچستان توضیح داده بود، این خانم توضیح داده بود که با دختر خاله اش به خاش سفر کرده و در خاش سوار خودروی هایلوکس یک قاچاقچی شده بود که با مهمان شدن در خانه این فرد قاچاقچی، ذهنیت اش به طور کامل نسبت به افراد قاچاقچی تغییر پیدا کرده بود! به خودم گفتم چه راحت میشود این همه زیبا دیدگاه افراد نسبت به زشت ترین کلمه موجود در دنیا را تغییر داد و وقتی این افراد را بیشتر فالو کردم متوجه شدم که همین گونه افراد خواهند توانست ذهنیت دیگران را نسبت به بلوچستان تغییر دهند چرا که آن موقعها سیستان و بلوچستان امنیتی بود و کمتر کسی حاضر میشد برای سفر به اینجا بیاید؛ تنها رسانهای هم که مردم ایران را با بلوچستان آشنا میکرد صدا و سیما بود، فیلمهایی از جمشید هاشمپور میگذاشت و بلوچستان را خطرناک و پر از افراد قاچاقچی نشان میداد.

چطور توانستی در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی تا این همه شناخته بشوی؟
من قبل از اینکه فعال حوزه گردشگری باشم، در شهرداری راسک مشغول به کار بودم و برای مثال معاون استاندار را میشناختم، فرماندارهای دیگر نیز با من آشنا بودند و از طرفی هم در فضای مجازی خیلی فعال بودم چراکه مسئول اداری بودم، از نظر خانوادگی نیز در شهرستان شناخته شده بودیم، به همین دلیل بود که خیلی سریع در فضای مجازی شناخته شدم و رشد کردم؛ یک گروه تلگرامی ساخته بودم و در این گروه تلگرامی بود که به همه اعضا پیشنهاد دادم من میخواهم برای نوروز ۹۶ از سراسر ایران مردم را به ایران دعوت کنم و از شما نیز میخواهم هر کدامتان که در توان دارید هاست بشوید و به من خبر بدهید تا خودم شما را عضو گروه هاست (میزبان) برای نوروز ۹۶ بکنم و خیلی از افراد نیز قبول کردند، از مردم عادی گرفته تا مسئولان مانند بخشدار، فرماندار و غیره و حتی مولویها نیز به میدان آمدند و برای هاست شدن پا پیش گذاشتند، برای مثال خود من خانه ام در سرباز بود اما در چابهار خانه اجاره کرده بودم و همانجا خودم نیز به عنوان هاست فعالیت میکردم اما هنوز آن موقع گردشگری مطرح نبود و به این صورت که مهمانان به شهرستان میآمدند و از هاست مکان رایگان برای ماندن تقاضا میکردند؛ افرادی که دوست داشتند استان مطرح بشود و از این بابت کار برایشان جذابیت داشت، در آن نوروز باعث شدند هزاران گردشگر و بیشتر هیچهایکر به استان ما بیایند و ما نیز مفت به آنها سرویس میدادیم که آن نوروز یک هجمه بزرگی از هشتگ بلوچستان امن است در فضای مجازی مطرح شد و این باعث شد که به یک باره بلوچستان شناخته شود، درک، بندر تنگ و گل فشانها معرفی شدند در حالی که چنین جاذبههای گردشگری در ایران بی نظیر و منحصر به فرد هستند؛ همین شد که مسافر و گردشگر شروع به آمدن کرد و افرادی به غیر از هیچهایکرها به خودشان اجازه دادند که به بلوچستان قدم بگذارند و به این صورت در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی در مورد واقعیتهای موجود در بلوچستان گفته شد و این باعث شد که همه متوجه بشوند که بلوچستان امن است و به این شکل بود که روز به روز تعداد گردشگران بیشتر میشد درحالیکه سیستان و بلوچستان مقصد گردشگری جدید به حساب میآمد.

البته فکر کنم از قبل تر چابهار شناخته شده بود؟
خب چابهار به این دلیل که فرودگاه داشت و پرواز به اینجا هر روز انجام میشد خیلی سریع تر نسبت به جاهای دیگر معرفی شد و قبلاً با این که چابهار هدف گردشگری نبود اما تعداد مسافران اینجا به دو میلیون نفر در نوروز نیز میرسید اما مشکل این بود که از رمین به آن طرف تر نمیرفتند و صرفاً برای خرید میآمدند. آنها نهایتا فقط از لذت بردن در ساحل چابهار استفاده میکردند درحالیکه بعد از این موضوع گردشگری از چابهار خارج شد و حالا دیگر بیشتر افرادی که به اینجا میآیند، خیلی در چابهار بمانند یک روز است و بقیه مدت اقامت را جاهای دیگر میگذرانند، به این شکل گردشگری از چابهار به مابقی شهرهای بلوچستان خارج شد و گردشگری به سمت روستاها رفت. این باعث شد ما یک گروه تشکیل دادیم و روستاهای هدف گردشگری را نیز معرفی کردیم چرا که میخواستیم گردشگرها را به آن سمت و سو کشانیم و گردشگری که بیاید به چابهار، اصلاً به درد ما نمیخورد، به سیستان و بلوچستان نیز کمکی نمیکند و الان ما در همه مناطق بلوچستان مانند باهوکلات، رمین، کنارک، پزم و کهیر گردشگر داریم و بوم گردیهای آنجا نیز فعال هستند، حتی مجتمعهای گردشگری بزرگ نیز در حال راه اندازی هستند و همین هدف اصلی ما بود که مردم را مجبور کنیم با داشتههای خودشان کسب درآمد کنند.

درواقع ما یک سری زنجیره ایجاد کردیم و حالا این زنجیرهها یا به عبارتی چرخهها در حال گردش هستند؛ این چرخهها دیگر بدون کمک ما نیز در حال چرخش هستند، مانند بوم گردی ها، تالاب صورتی و هزاران مکان دیدنی دیگر، برای مثال خود تالاب صورتی اوایل اصلاً شناخته شده نبود و با توجه به اینکه ما تورهای گردشگری و لیدرهای محدودی داشتیم با یکدیگر ارتباط برقرار کردیم و قرار شد همگی کنار تالاب صورتی توقف کنیم حتی اگر آن موقع تالاب صورتی رنگ صورتی نداشت (تالاب صورتی مواقع خاصی از روز صورتی میشود) و خانمهایی را برای فروش دستبند در آنجا فعال کردیم، از آنجایی که بیشتر گردشگران با توجه به پول نقدی که همراهشان داشتند بچههای کوچک را گدا بار میآوردند ما به آنها گفتیم دیگر به بچههایی که سر راهتان میبینید پول ندهید و به جای اینکه آنها را گدا بار بیاورید، سعی کنید برای مثال از آنها کاری بخواهید و در ازای آن کار به آنها پول بدهید و خانمهایی که دستبند میفروختند نیز کم کم کارشان گرفت، اکنون نیز این چرخه که در گردشگری بلوچستان ایجاد شده است اتوماتیک وار دارد میچرخد و هیچ کس هم نمیتواند جلوی آن را بگیرد و حالا دست فروش، لیدر تور، بوم گردیها و سازندگان صنایع دستی همگی این وسط دارند نان میخورند.

حتی کرونا هم نتوانسته تاثیر بگذارد. درست است؟
بله کاملاً درست است و هیچ اتفاق منفی دیگری هم نخواهد توانست روی گردشگری بلوچستان تاثیر خاصی بگذارد چرا که دیگر استان از آن حالت امنیتی خود خارج شده است و دیگر مردم به امنیت بلوچستان و خوبی مردم آنجا کاملاً واقف هستند و این در حالی است که قبلاً نقشههای گردشگری دنیا این استان را قرمز نشان میدادند اما الان اینطور نیست چرا که اکنون جادهها پر از گردشگر شده است.

در مورد محرومیت استان چه فکر میکنی. گردشگری میتواند تاثیر گذار باشد؟
ببینید اگر مردم آب و آموزش شان فراهم باشد اما اشتغال نداشته باشند آن وقت اوضاع خوب نیست، اولویت اینجا آب و نان نیست اولویت اینجا شغل است، اگر این جا شغل داشته باشیم مردم خودشان توانمند میشوند و میتوانند پیگیر مشکلات خودشان نیز باشند، چرا که سواد پیگیری کار را نیز پیدا میکنند و دوم اینکه خودشان نیز با توجه به شاغل بودن شان پولی جمع میکنند و پیگیر مشکلات شان میشوند، من خودم صرفاً گردشگری را بولد کردم که صنایع دستی استان بولد بشود، چرا که اگر گردشگری فعال بشود نهایتاً یک بومگردی در روستا نان خواهد برد اما وقتی صنایعدستی فعال باشد آن وقت کل مردم آن روستا نفع خواهند برد که در کار ساخت صنایع دستی هستند، برای مثال ببینید کسی که در تالاب صورتی بساط فروش صنایع دستی را پهن کرده است تنها تولیدات خود را نمیفروشد بلکه تولیدات ۵۰ خانم دیگر را نیز در آنجا به فروش میرساند.

خبرنگار: حنیفه دهقانی
نظرات کاربران