یک فعال حقوق کودک و زنان با بیان خاطراتش از تلف شدن استعداد کودکان بلوچستان می‌گوید: کودکان بلوچ استعدادهایی ویژه دارند که کسی نیست شکوفایشان کند؛ این استعدادها در کلاس‌های درس چند مقطعه با یک سرباز معلم و هم‌چنین با افزایش کودکان کار خاک می‌خورند.

پایگاه اطلاع‌رسانی میارجل در ادامه بولتن خبری خود برای معرفی افراد شاخص، نخبگان، معتمدان محلی و فعال فرهنگی و اقتصادی بلوچستان گفت‌وگویی با مریم بهار فعالان حقوق کودکان و زنان ترتیب داده است.

لطفا خودتان را معرفی کنید و در صورت تمایل سوابق فرهنگی، اجتماعی و علمی خود را بیان کنید. 

مریم بهار مجری کودک ونوجوان شبکه استانی هامون هستم. از کودکی علاقه وافری به نوشتن داشتم وگهگاهی با روسری پلیواردوز بلوچی  تا ساحل مکران می‌دویدم و قلمی برروی ماسه‌های ساحل می‌کشیدم و با احساس دریا همنوا می‌شدم. دریا نماهنگ موج می‌زد و موج‌ها در تلاطم صخره‌ها می‌رقصدند ومن شاعر می‌شدم تا اینکه پنج کتاب تالیف کردم و شدم دختر دریا و بانوی قصه‌گوی رمین.

سطر سطر، شعرهای خیال را در دفتر حقیقت نجوا کردم و موسسه مردم نهاد دوست دانا را برای کودکان و نوجوانان چابهار و روستاهایش افتتاح کردم وکارگاه سوزن‌دوزی بانوان سرپرست خانوار بنام زنان باران را افتتاح کردم.

مدتی به‌عنوان کارشناس بیماری‌های واگیرداری چون اچ آی وی، مالاریا و هپاتیت درقسمت‌های حاشیه چابهار و روستاها برای آموزش مشغول بودم تا از از سوی وزارت بهداشت مستندی از این فعالیت‌های من ساخته شد.

تاکنون همکاری‌هایی با موسسه نبی‌اکرم صلی الله وعلیه واله و سلم در زمینه اچ ای وی درمراکز پرخطر چابهار انجام داده وهنوز درحال فعالیت هستم وبرای بانوان بی‌سر پناه که دچار اعتیاد گشته وخانواده طردشان کردند آموزش و درمان‌هایی انجام دادم و هنوز درپی این همکاری‌ها هستم؛کاش نه دیگر کودک کار درجهان ببینیم و نه مادران ودخترانی در دام اعتیاد ونه فرزندی بی‌گناه درشکم مادری که دچار اچ آی وی است. این صحنه‌ها دردناک‌ترین اشک دنیا هستند.

 مهم‌ترین ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های فرهنگی و اجتماعی بلوچستان را چه می‌دانید؟ در این باره توضیح دهید؟

مهمترین ظرفیت و پتانسیل‌های فرهنگی ذهن‌های کودکان با استعدادی است که من هنگام رفتن به تمام روستاهای چابهار برای اجرای برنامه می‌بینم. کودکان بلوچ من استعدادهایی دارند که کسی نیست شکوفایشان کند و فقط خاک می‌خورند، کسی نیست تشویقشان کند و آن‌ها بی‌حس شده‌اند.

کودکان روستاها فقط به درس حروف الفبا قانع می‌شوند اما همین حروف الفبا هم از کودکان بلوچ من دریغ می‌شود. بخدا قسم کودک بلوچ من در روستاها چهار مقطع را در یک کلاس درس با سرباز معلم می‌خواند؛ با این وجود بین همین دانش‌آموزان شاگرد اولی‌هایی وجود دارد که از علم و هوش و فراستشان عقل‌ها حیران می‌شود، دریغا که اندکی توجه که نمی‌شود.

من روستاهایی رفتم که معلم گریه می‌کرد می‌گفت این بچه‌ها خیلی استعداد دارند وبی‌توجهی حقشان نیست حقشان نیست در یک کلاس چندمقطع باشند واینکه معلم کشش ندارد یک روز چهار مقطع را درس بدهد آن هم سرباز معلم که هیچ آموزشی ندیده است.بخدا این انصاف نیست؛ فرزندان بلوچ  حق دارند. این‌ها پتانسیل‌های حقیقی‌ما هستند مغزهای با استعداد ونابغه‌ای که بی‌صدا خاموش می‌سوزند ودم نمیزنند!!!!

و همچنین نقطه قوت اینکه در هرمدرسه شاهد چندین وچند مغز متفکر هستیم و ضعف اینکه گمنام‌اندو اگر یافته می‌شوند توجه نمی‌شوند فقط در حد یک کلیپ و سرگرمی پخش وباز مهر سکوت....

یک خاطره در کنار این سوال، مهم‌ترین آسیب‌‌های اجتماعی و فرهنگی بلوچستان در حال حاضر چیست و چه باید کرد؟

آسیب اجتماعی و فرهنگی بلوچستان بی‌توجهی مسولین به کودکان است؛ بزارید یک خاطره تعریف کنم در کتابخانه‌ی امیدهای آینده در یکی از روستاها یک پسربچه  10 ساله همیشه می‌آمد؛ ساکت و آرام می‌نشست و تمام روز یک کتاب برمیداشت می‌خواند؛  یعنی فکرکنید نصف بیشتر کتاب‌های کتابخانه را خونده بود. یک روز ندیدمش،  ازبچه‌ها سوال کردم عامر کجاست؟ گفتن رفته سرکار. گفتم مگه عامر سرکارمیره؟گفتن اره پدرش فوت کرده خودش خرج خونه را درمیاره. گفتم  چکار می‌کنه؟ گفتن پانپراک میفروشه کنار مغازه( پانپراک مواد اعتیادآوری است که شبیه به رنگ؛ ازپاکستان میاروند وسرطان زا است) رفتم منزلشان مادرش چند بچه قدو نیم قد کوچکتر ازعامر داشت، قلبم تیرکشید..عامر چاره‌ای نداشت با این سن کم با اینکه علاقه زیادی به کتاب داشت اما هر روز سرکوچه پانپراک می‌فروخت تا برای خواهر کوچک‌ترش غذا تهیه کند.

این صحنه‌ها درد دارد؛ ذهنی که در کتابخانه من  از توصیفش عاجز بودم داشت پانپراک می‌فروخت؛ اشکم بند نمی‌شود حتی گفتنش هم اذیتم می‌کند؛ در سرزمین من اینگونه کودکان که ازمدرسه تعطیل می‌کنند و بسراغ کارمی‌روند یا ازمدرسه ترک تحصیل می‌کنند بسیارند. این‌ها تنها آسیب نیست دوزخ  است برای از دست دادن چنین ذهن‌هایی باید خون گریست.

 راهکارهای اجتماعی و فرهنگی برای رسیدن به جایگاه واقعی قوم بلوچ در کشور چیست؟

حمایت از کودکان، از دانش‌آموزان، آموزش کودکان، فراهم کردن زیرساخت‌های آموزشی و فرهنگ سازی و ایجاد کتابخانه و کتابخوانی.  

مهم‌ترین وظیفه نخبگان بلوچ را در شرایط فعلی فرهنگی و اجتماعی بلوچستان چه می‌دانید؟

من اینقدر  قسمت‌های حاشیه چابهار برای اجرای مراسمات رفتم که خاطره‌هام زیاد هستند؛ شما که  سوال می‌کنید این صحنه‌ها میان جلوی چشمانم وحقیقت تلخی که قلب انسانیت را به درد می‌آورد؛ یکبار برای افتتاح مکانی درمیرآباد یکی از محلات حاشیه چابهار رفته بودم؛ آقای فرماندار قرار بود برای افتتاح تشریف بیاورند، من هم گفتم افتتاح قشنگتر شود به دختر کوچکی جهت استقبال متنی دادم تا هنگام ورود فرماندار بخواند.

متن خوانایی را نوشتم  به یسنا، یکبار برایش متن را خواندم و گفتم یسناجان برایم یکبار بصورت تمرین متن را بخوان. متن را جلویش گرفت دستانش میلرزید اما نمی‌خواند، گفتم شاید استرس دارد، گفتم یسنای من نترس عزیزدلم بخوان، داشتم بایسنا حرف می‌زدم که بچه‌ها گفتند یسنا بلد نیست بخواند. هاج و واج شدم گفتم کلاس چندمی عزیزم ، گفت کلاس چهارمم خاله بهار. گفتم شوخی میکنید بچه کلاس چهارم که بلد است متن بخواند. ناگهان  خودش شروع به گریه کرد و پا به فرار گذاشت. گفتم چی شده بچه‌ها. رفتم دنبالش. بچه‌ها هم اشکشان درآمده بود. یسنا را آوردم و اشکش را پاک کردم و باهاش صحبت کردم.

خواهر بیست و یک ساله‌اش گفت اینجا معلم‌ها یک هفته سرکلاس هستند و سه هفته نیستند، گفتم پیگیری می‌کردید، خواهرش گفت اینجا کسی پیگیری نمی‌کند پدر ومادر ها هم  زیاد اهمیت نمیدهند. یعنی از کلاس اول تا الان حروف الفبا را نتوانستند خوب یادشان بدهند؟..نمیدانم مشکل ازکجاست !!! ازبس که بی‌توجهی شده از بس که فقر بیداد می‌کند ازبس که مردم گرسنه اند کسی فکر دفتر و قلم را نمی‌کند، نانی که به سفره میبرند غنیمت است.

از نخبگان می‌خواهم بداد این کودکان که می‌خواهند و نمی‌توانند ونمی‌شود برسند. توجه‌شان کنند تا بخاطر قفر ازصحنه مدرسه حذف نشوند، یادگیری حروف الفبا حق آنهاست.

روزی مادری دربهزیستی گریه می‌کرد که خانم بهار بخدا من پول ندارم بزور پول دفتر و قلم بچه‌هارا جور کردم اما مدیرمدرسه می‌گوید مانتو بگیرید، بچه‌هایم خیلی زرنگ و باهوشند، بامدیر صحبت کن با لباس بلوچی اجازه بدهد دخترانم سرکلاس درس بروند. با بیان این خاطره می‌خواهم بگویم همه مادران تلاش کنند و خسته نشوند و فرزندانشان را با همه نداری تشویق به مدرسه کنند و بی‌اعتنا نباشند.

 نخبگان حرکت کنید؛ کودکان ما درجای جای چابهار به من و شما نیاز دارند.

 نقش فعالیت رسانه‌ای برای کمک و پیشرفت بلوچستان را چه می‌دانید؟

مسائل، مشکلات و استعدادهای گمنام و پنهان حوزه بلوچستان به‌ویژه در بخش کودکان سرزمینم باید از زبان رسانه پرداخته شود.

در پایان اگر توصیه و یا اینکه نکته خاصی دارید بفرمایید؟

به یاری کودکان نابغه‌مان بشتابیم؛ خدایا چنان کن سرانجام کار         تو خشنود باشی و ما رستگار     متشکرم از شما و میارجل.