یک فعال فرهنگی با اشاره به فرهنگ غنی و تمدن چندین هزار ساله بلوچ از ارق این قوم کهن به کشور گفت و اظهار داشت: نظر اکثر مردم ایران به این قوم مثبت است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی میارجل؛ امان الله تمندرو از آن دست بلوچ هایی است که نه تنها خدمات فرهنگی ارزنده ای برای قوم بلوچ داشته است بلکه پتانسیل‌های زیادی هم برای مطرح کردن این قوم در جامعه ایرانی و جهانی می‌شناسد و شناسایی کرده است که شاید خیلی از افراد تا به الان از آنها غافل مانده اند؛ در ادامه گفتگوی میارجل با این فعال فرهنگی بلوچ را خواهید خواند.

کمی از خودتان و فعالیت‌های فرهنگی تان برای مخاطبان میارجل بگوید؟

یک پیج اینستاگرام دارم و یک کانال که چند سالی فعال است و قبل از همه اینها وبلاگ نویسی می‌کردم. قبلا در حوزه اجتماعی و ارتباطات می‌نوشتم با نام وبلاگ بلوچ ارتباط و یک کانال دارم به نام تلنگر. در کانال تلگرامی‌ام مطالب فرهنگی و اجتماعی می‌گذارم و عضو هیئت موسس موسسه آهنگ بلوچ هم بودم. یک موسسه هم خودمان چند سال پیش راه انداختیم به نام موسسه فرهنگی، ادبی وهنری بلوچستان، یک دفتر هم داشتیم در همین حوزه کارهای فرهنگی در چابهار که آقای ایران نژاد در راه اندازی آن کمک کردند و در زمینه آموزش موسیقی و کلاس‌های نقاشی و شب شعر فعالیت می‌کردیم؛ در ایرانشهر نیز قبلتر از اینها یک انجمن ادبی داشتیم در دانشگاه ولایت و من یک نشریه نیز آنجا با کمک دانشجویان آنجا به نام نشریه دبیر راه اندازی کردم که چند سال هم عضو شورای سردبیری نشریه مرز پرگهر بودم.

پس خیلی کارهای فرهنگی تان دامنه وسیعی داشته است؟

حوزه فعالیتم را خیلی بزرگ حساب نمی‌کنم. من از دوران جوانی در این فعالیت‌ها بودم اما الان که 46 ساله شده‌ام فرصت کمتری برای این کارها دارم و یادم است مدتی هم دبیرانجمن ادبی زبان شعر بلوچی چابهار بودم. ما آن موقع در دانشگاه علیگر، مراسم محرم، ماه رمضان ودعای کمیل را  ما برگزار می‌کردیم اتفاقا من را بیشتر با همین کارهای فرهنگی می‌شناسند.

از مدارج علمی خود هم کمی برای مخاطبان مان بگویید؟

من دکترای جامعه شناسی و کارشناسی ارشد روزنامه نگاری دارم. دکترای خودم جامعه شناسی ارتباطات با موضوع آزادی بیان در جوامع دموکراتیک است که مدرک دکترایم را در هند گرفتم. ما حتی در هند با رایزنی علمی و با خانه فرهنگ ایران همکاری داشتیم. انجمن های اسلامی زیرنظر مقام معظم رهبری هستند. در آن زمان بنده دبیر علمی کل اتحادیه انجمن‌های اسلامی شبه قاره هند بودم. آنجا من سالهای اول سرپرست انجمن اسلامی بودم. نائب رئیس هم بودم. برای مثال ما در علیگر هر شب جمعه دعای کمیل برای دانشجویان داشتیم. تمام تعطیلات رسمی ایران، ما آنجا مراسم می‌گرفتیم. اینها زحمت زیادی داشتند و دانشجویان خارجی را دعوت می‌کردیم. ماه رمضان، قرآن و افطاری بود، ماه محرم در عزاداری‌ها روحانی از ایران می‌آمد، میزبانی ایشان و میهمانان ایرانی در دفتر انجمن هم با من بود.

درباره فرهنگ بلوچ توضیح می‌دهید؟

باید ابتدا یک تعریف از فرهنگ داشته باشیم؛ ما فرهنگ را مجموعه ای از باورها و اعتقادات و راه و روش زندگی می‌دانیم شامل فرهنگ مادی می‌شود که خود شامل ابزار و چیزهایی که ما در طول تاریخ استفاده کردیم خواهد شد و همین الان هم چیزهایی که استفاده می‌کنیم نیز بالاخره فرهنگ ما را می‌سازند، شامل خانه، ماشین و وسایل زندگی. فرهنگ غیر مادی بیشتر به باورها و اعتقادات آداب و رسوم برمی گردد. اگر از این لحاظ بخواهیم مسئله را بررسی کنیم باید توجه داشته باشیم که بلوچ و بلوچستان در چند کشور متعدد پراکنده هستند و پرداختن به مسئله بلوچ از آنجایی سخت تر می‌شود که قرار است ما سابقه فرهنگی چندین هزارساله این قوم کهن را بگوییم. کوه‌های معروف تیس و غارهایی که در این منطقه پیدا شده است ثابت می‌کنند که بلوچ قومی بوده است با حداقل 5000 سال سابقه و به عبارتی از 3000 سال قبل از میلاد مسیح تا به الان بلوچ‌ها ساکن این سرزمین هستند که آثار کشف شده ای هم داریم که مربوط به 11 هزار سال است و نشان از با سابقه بودن تمدن در این سرزمین دارد و این آثار در میرجاوه کشف شده است که به قبل از دوران کشاورزی بشر باز می‌گردد. یعنی ماقبل کشاورزی در این استان در میرجاوه ما سابقه تمدن داریم.

و صنایع دستی زیبای استان همین موضوع را تایید می‌کند؟

بله، خود همین سوزن دوزی، سفالگری، ابزارآلاتی که با برگ درختان ساخته می‌شود و سبدهایی که از برگ نخل وحشی ساخته می‌شوند. کلا این‌ها نشان می‌دهد که این قوم از قدیم فرهنگ خود را در این منطقه داشته است. برای مثال در زمینه موسیقی که خیلی برای بلوچ اهمیت داشته است و حتی به عنوان درمان از آن استفاده می‌کردند. الان ما در قرن 20 و 21 شاهد آن هستیم که موسیقی به عنوان درمان معرفی می‌شود درحالیکه بلوچ‌ها این را از هزاران سال می‌دانستند. این سرزمین موسیقی داشته، هنر داشته، سوزن دوزی، سفالگری که هنر خیلی پیچیده ای است هم داشته است. سفالگری از هنرهای بشر در همه جا است اما این سوزن دوزی هنردستی است که تنها در بلوچستان انجام می‌شده پس می‌بینید که بلوچ قوم گرسنه ای نبوده است چراکه هنر یک مرحله ای است که بعد از شکم سیری بشر شروع می‌شود یعنی آدمی که خیلی گرسنه باشد دست به هیچ هنری نمی‌زند و شکوفا نمی‌شود و نیاز مادی وقتی برطرف شد آنوقت بفکر یک کارهنری خواهید افتاد. این نشون می‌دهد که آن چیزهایی که در سنگ نگارهایی که در دره نگاران (سراوان) پیدا شده یا سفال هایی که در ایرانشهر پیدا شدند نشون می‌دهند که به اصطلاح اینجا فرهنگ غنی بوده هم از نظر فرهنگ مادی و هم فرهنگ غیر مادی و اتفاقا باید این را هم یادآوری کنم که قوم بلوچ صلح طلب است. من دیدگاه قومیتی ندارم بلکه فرهنگ بلوچ این را نشان می‌دهد که قوم خشنی نیست اما جو روزگار یا فشارهای بیرونی که بر این قوم وارد شده که گاهی باعث شده است دست به خشونت بزنند. مثلا ما در کنار قومی به نام کوچ قرار داشتیم که در شعر فردوسی هم به این موضوع اشاره شده است و در تاریخ مشخص است که بیشتر قوم کوچ که در کنار قوم بلوچ زندگی می‌کردند یک مقداری هم خشونت داشتند اما ما این صلح طلبی بلوچ‌ها را می‌توانیم از اینجا پیدا کنیم که درطول این قرن‌ها قوم هایی با نظرهای مختلف آمدند در کنار اینها با صلح و صفا زندگی کردند و جان و مالشان نیز محفوظ مانده است یعنی هیچ مشکلی نداشتند.

قوم های دیگری هم در بلوچستان ایران داشته ایم؟

سیک ها از 100 سال پیش تا کنون با کشیده شدن راه آهن به زاهدان آمدند که الان هم هستند اما خیلی کم شده اند چراکه به بچه هایشان مدارک هویتی و شناسنامه ای نمی‌دهند و زندگی سخت شده برایشان که به همین دلیل بیشترشان رفتند و اون قدیمی‌ها مانده اند. ما بهایی‌ها را داشتیم که اینجا زندگی می‌کردند و همین الان در ایرانشهر و در زاهدان زندگی می‌کنند. از طرف دیگر مثلا اقوام دیگری که آمدند و اصلا اصالت بلوچی ندارند اما اینقدر اینجا مانده اند که دیگر از بلوچ‌ها هم بلوچی تر شده اند، کردها از جای دیگری به این استان آمده اند و خودشان را به حسن کرد شبستری مرتبط می‌دانند در واقع اینها از کردستان و جاهای دیگر ایران آمدند که در اینجا ماندگار شدند؛ یا یک قومی هم داریم که از شیرازآمده است که خودشان را با لرها نزدیک می‌دانند درواقع اینها اینجا اینقدر غرق در فرهنگ بلوچ شدند که فرهنگ خودشان را فراموش کردند. یک سری اقوامی هم هستند که در حوزه جنوب، سواحل مکران زندگی می‌کنند و اینها سیاه پوستایی هستند که از آفریقا آمده اند یا به عنوان برده آمدند در جنگ‌ها شرکت کنند که اینها نیز جذب مردم بلوچ شدند و حالا هیچ کسی آنها را به عنوان برده نمی‌شناسد بلکه به عنوان بلوچ آنها را می‌شناسند و اگرچه از نظر اقتصادی و فرهنگی رشد نکردند اما کسی به آنها به عنوان بیگانه نگاه نمی‌کند و ابدا مورد بی احترامی قرار نمی‌گیرند.

نمی خواهم مقایسه بکنم اما شما برو تبریز اگر ترکی بلد نباشی یک کمی براتون سخته بخواهید آنجا زندگی کنید و رفتن به ادارات همینطور اما اینجا مثلا خودم در ایرانشهر دارم زندگی میکنم و اینجا بزرگ شدم اقوام مختلفی داریم از استان کرمان، زابل و حتی نهاوندی‌ها که آمدند به عنوان پیمانکار و ماندند و حتی ما ترک داریم که وضعشون هم خداروشکر اینجا خیلی خوب شده است باور کنید اینها اینقدر که اینجا احساس راحتی می‌کنند در تهران اینقدر راحت نیستند مجموع همین موضوعات مطرح شده نشان می‌دهد که این قوم اینقدر صلح جو و با فرهنگ است که پتانسیل جذب انواع اقوام را دارد. از طرف دیگر در کنار اقوام شبه قاره هند زندگی می‌کردند که آنجا در هند و پاکستان این تفاوت مذهبی و قومی خیلی زیاد است و من خودم به عینه آنجا این موضوع را دیدم. یعنی 72 ملت با آرامش در کنار هم زندگی می‌کنند و هیچکسی هم به کسی توهینی نمی‌کند.

و همینطور در حوزه بین المللی بلوچ ها سیمای خوشی از خود به جای گذاشته اند؟

بله، شما توجه کنید به مهاجرت‌های ما به کشورهای عربی و کشورهای دیگر برای کار و تجارت و از اینطور مسائل، این خودش باعث شد که دید بین المللی به بعضی از اینها بهتر بشود. تجارت را می‌بینید که بلوچ‌ها در عرصه بین الملل موفق هستند. ارتباطات بین المللی دارن و خیلی پذیرش می‌شوند. شما ببینید رئیس ستاد مشترک ارتش کل کشورعمان الان آقای رئیسی است. آقای رئیسی ما برای هیدوچ نیکشهر است و یا فرمانده کل پلیس شون یا یکی دو تا وزیر هم ما داشتیم که بلوچ هستند. این نشون می‌دهد که به این قوم می‌شود خیلی اعتماد کرد. این قوم اعتماد را پس نمی‌زند یا در حمله ای که صدام به کویت کرد پلیس‌های بلوچی که آنجا کار می‌کردند آخرین گروهی بودند که کویت را ترک کردند در حالیکه خود عرب‌ها شهرشان را رها و از کویت رفتند اما آخرین گروه این بلوچ‌ها آخرین گروهی بودند که وفادار ماندند به خاکی که آنجا نانش را می‌خوردند. ما حتی آشپز شاه هم داشتیم، آشپز خود شیخ هم داریم برای مثال من خودم دوستی دارم که پدرش آشپز امیر قطر است. دیگر همه می‌دانند آشپز کارش خیلی حساس است و اگر یک کمی سم بریزد کلک طرف کنده می‌شود و این نشان می‌دهد که آنها اعتماد خیلی زیادی به بلوچ‌ها دارند.

نظرتان در مورد نمایش بلوچ ها در سینمای ایران چیست؟

درطول این 40 سال سینمای ایران خیلی بد تا کرده با قوم بلوچ از آن فیلم معروف جمشید هاشم پور بگیرید تا همه فیلم‌های خشن درمورد قاچاق که تمام شخصیت‌های منفی در فیلمهای اکشن ایرانی بلوچ معرفی شده اند تا همین فیلم خانم آبیار با نام «شبی که ماه کامل شد» و هنوز آن فیلم تمام نشده است که فیلم جدیدی درست کرده اند دوباره در مورد عبدالمالک ریگی و این همه تبلیغ منفی و تبلیغ ضد قومی دارد صورت می‌گیرد علیه قوم بلوچ. یعنی کافی است شما یک نگاهی به کامنت‌های مردم ایران در اینستاگرام مردم بلوچ بیندازید. اکثرا مثبت است با اینکه مردم فقیری هستند و از نظر مذهبی با اکثر ایران متفاوت اند و از نظر پوشش متفاوت هستند و در زمینه جغرافیایی نیز در محدوده سخت و خشنی زندگی می‌کنند اما مثلا می‌توانیم بگوییم آدم‌های بامرامی هستند که مثلا بگوییم یک درصد دو درصد یا 10 درصد مردم اشتباه می‌کنند درحالیکه اکثرا مردم ایران نگاه مثبتی به این قوم دارند.

درباره نقش و حق بلوچستان در ایران نظرتان چیست؟

با وجود شلوغی هایی که ابتدای انقلاب شده بود خیلی مسئله ای ایجاد نشد و این مردم دنبال جدا شدن از ایران نبودند و حتی به برقراری نظم و امنیت کمک شایان توجهی کردند تا اینکه دولت مستقر می‌شود و دولت جدید جمهوری اسلامی می‌آید و اگر یادتان باشد در خیلی جاها از کشور غائله شده بود برای مثال در کردستان، ترکمن صحرا و خوزستان اما اینجا یک شلوغی محدودی اتفاق افتاد و با اینکه جنبش هایی مثل پیکار و اینها فعال بودند یا توده ای‌ها فعال بودند هیچ حرکتی از بلوچستان ایران صورت نگرفت. خب اینها همگی فاکتور مثبت است اما در عوض می‌بینیم که گلایه هایی هم هست که خیلی دوست ندارم مطرح بکنم چون بحث ما الان فرهنگی است و بالاخره باید قبول کنیم که جمهوری اسلامی ایران در سپردن مسئولیتها خیلی خوب تا نکرد با مردم بلوچ و در تنگنا قرار دادنشان برای رد صلاحیت‌ها و گزینش‌ها و خیلی چیزهای دیگری که سال‌ها اتفاق افتاده است. اینها را نمی‌خواهیم خیلی برجسته اش بکنیم یا مثلا بگیم بعد از 40 سال هنوز روستاهایی هست که راه نداشته باشد و فاقد آب باشند یا آنتن اینترنت نداشته باشند و مسائلی از این قبیل. مثلا بیمارستان ندارند. یعنی به عبارتی ازهمه لحاظ استان آخر باشیم. این گلایه‌ها هم هست اما خب بحث فرهنگی جای مطرح شدن این مسائل نیست.

کلام آخر؟

به عنوان یک بلوچ می‌گویم که بلوچستان افتخارش ایرانی بودن است.

خبرنگار: خلیل کُرد